English Version
This Site Is Available In English

در کنگره با مفهوم محبت بلاعوض آشنا شدم

در کنگره با مفهوم محبت بلاعوض آشنا شدم

جلسه هفتم از دوره چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی یوسف، با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر علی، و دبیری مسافر فرهاد، با دستور جلسه "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان < کتاب‌ها >" روز چهارشنبه، 29 مهر ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر، واقعیت این است که پیش از ورود به کنگره، تصور من از محبت، به روابط خانوادگی محدود می‌شد؛ اما پس از ورود به کنگره متوجه شدم که محبت، بسیار فراتر از چیزی است که در ذهن خود تصور می‌کردم.

در کنگره با مفهوم محبت بلاعوض و خدمت بدون چشمداشت آشنا شدم. خدمتی که آقای مهندس و سایر خدمتگزاران، این فرهنگ را از ایشان آموخته‌اند و در شعب مختلف کنگره اجرا می‌کنند. برای مثال، افرادی را می‌بینیم که بدون دریافت هزینه یا دستمزد، برای دیگران غذا تهیه می‌کنند و به آن‌ها خدمت می‌کنند. شاید باورکردن چنین محبتی برای کسی که این فضا را از نزدیک ندیده باشد، دشوار باشد؛ اما این رفتارها از آثار آموزش‌های مهندس دژاکام است.

من همیشه می‌گویم که مهندس دژاکام نقش بسیار زیبا، بزرگ و سازنده‌ای در این دنیا ایفا کردند. اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم صحبت کنم، شاید در گذشته یکی از مخرب‌ترین افراد جامعه بودم؛ کسی که نه‌تنها به خودش، بلکه به خانواده، فرزندان و اطرافیانش نیز آسیب می‌رساند. اما آموزش‌های کنگره باعث شد به مسیر دیگری قدم بگذارم.

چندی پیش، با موتور پشت چراغ قرمز ایستاده بودم. وقتی چراغ سبز شد، به رفتار خودم توجه کردم و ناگهان به یاد گذشته‌ام افتادم. با خودم فکر کردم که منِ گذشته چگونه رفتار می‌کردم و اکنون چقدر تغییر کرده‌ام.

به نظر من، معجزه واقعی همین است؛ اینکه انسانی که روزگاری رفتارهای مخرب داشته، بتواند تغییر کند، مسئولیت رفتارهایش را بپذیرد و به انسانی سازنده‌تر تبدیل شود. این همان احیای انسانی است؛ یکی از دستاوردهای ارزشمند آموزش‌های کنگره ۶۰.

من از تجربه خودم صحبت می‌کنم و نمی‌خواهم درباره دیگران قضاوت کنم. آنچه برای من اهمیت دارد، این است که آموزش‌ها چگونه توانسته‌اند مسیر زندگی‌ام را تغییر دهند.

احساسی که نسبت به مهندس دژاکام دارم، احساسی عمیق است. حتی زمانی که به حضور ایشان در کنگره یا پارک فکر می‌کنم و اکنون که به مزارشان می‌روم، با احساسی متفاوت روبه‌رو می‌شوم؛ احساسی که پیش از این، شاید هرگز آن را تجربه نکرده بودم.

یکی دیگر از درس‌هایی که از مهندس آموخته‌ام، قدر دانستن اطرافیان است. حضور انسان‌ها همیشگی نیست و گاهی تنها پس از رفتن آن‌ها متوجه ارزش واقعی وجودشان می‌شویم.

باید قدر پدر و مادر، خانواده، دوستان و تمام کسانی را که در کنار ما هستند، بدانیم. نباید صبر کنیم تا روزی با حسرت از نبودن آن‌ها یاد کنیم.

زمانی که مهندس در میان ما حضور داشتند، شاید به حضور همیشگی ایشان عادت کرده بودیم و تصور می‌کردیم همیشه در کنار ما خواهند بود. بسیاری از افراد آرزو می‌کردند که ایشان بازگردند و دوباره حضورشان را تجربه کنند. من نیز تصور می‌کردم مهندس را در صدسالگی ببینم؛ درحالی‌که امروز بهتر می‌فهمم که فرصت حضور انسان‌ها تا چه اندازه ارزشمند است.

مهندس دژاکام به‌عنوان یک پیشگام، مسیر بزرگی را پیش روی ما قرار دادند. ایشان راه را نشان دادند، آموزش دادند و بستری فراهم کردند تا انسان‌ها بتوانند با شناخت بهتر خود، مسیر تغییر و رهایی را طی کنند.

بنابراین، اگر می‌گویم مهندس را دوست دارم، منظورم فقط دوست داشتن شخص ایشان نیست؛ بلکه دوست داشتن راه، اندیشه، آموزش‌ها و اهدافی است که برای ما ترسیم کرده‌اند.

عشق واقعی به مهندس را می‌توان در تلاش برای پیشرفت روزبه‌روز کنگره ۶۰ و اجرای صحیح آموزش‌های ایشان نشان داد. هرکدام از ما باید با رفتار، گفتار و کردار خود، نماینده شایسته‌ای برای کنگره باشیم و حرمت‌های آن را حفظ کنیم.

اگر ادعا می‌کنیم که مهندس را دوست داریم، باید ببینیم تا چه اندازه به آموزش‌های ایشان عمل می‌کنیم و تا چه حد رفتارمان با ارزش‌هایی که آموخته‌ایم، هماهنگ است.

 

مدتی به دنبال جزوه‌های مهندس دژاکام بودم و علاقه داشتم مطالب بیشتری از ایشان بخوانم. در این میان، این پرسش برایم مطرح شد که آیا واقعاً کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را به‌خوبی درک کرده‌ام؟ آیا مفهوم مطالب آن را فهمیده‌ام که اکنون به دنبال منابع دیگر هستم؟

به این نتیجه رسیدم که برای درک عمیق آموزش‌ها، ابتدا باید مطالبی را که در اختیار داریم، به‌درستی بخوانیم، بفهمیم و در زندگی اجرا کنیم.

آموزش زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که از مرحله دانستن عبور کند و به رفتار و کردار ما تبدیل شود. همان‌طور که در مسیر آموزش گفته می‌شود، هنگامی که شاگرد آمادگی لازم را پیدا کند، صدای استاد را خواهد شنید. بنابراین، ابتدا باید خودمان را برای دریافت آموزش آماده کنیم.

یکی از درس‌های مهمی که از آموزش‌های مهندس آموخته‌ام، مسئولیت‌پذیری در برابر اعمال و رفتارمان است.

اگر به دیگران بدی کنیم، خیانت کنیم، غیبت کنیم، دزدی کنیم یا به کسی ظلم کنیم، نمی‌توانیم تصور کنیم که این رفتارها هیچ پیامدی نخواهند داشت. هر عمل، نتیجه‌ای دارد و ممکن است پیامدهای آن در زمان مناسب آشکار شود.

شاید نتیجه یک رفتار نادرست بلافاصله نمایان نشود، اما این موضوع به معنای بی‌اهمیت بودن آن نیست. آموزش‌های کنگره به ما یادآوری می‌کنند که باید مراقب کوچک‌ترین رفتارهای خود باشیم، از تکرار اشتباهات پرهیز کنیم و مسئولیت انتخاب‌هایمان را بپذیریم.

به همین دلیل، مهندس دژاکام برای من معلمی بزرگ هستند؛ معلمی که آموزش‌هایش به انسان کمک می‌کند تا خود را بهتر بشناسد و مسئولانه‌تر زندگی کند.

خدا را شکر می‌کنم که کتاب‌ها، جزوه‌ها و آموزش‌های مهندس همچنان در دسترس ما هستند و می‌توانیم از آن‌ها بهره‌مند شویم. همچنین استاد امین نیز از جمله کسانی هستند که می‌توانیم از آموزش‌های ایشان استفاده کنیم.

امیدوارم با ادامه این مسیر، عمل به آموزش‌ها و حفظ ارزش‌های کنگره ۶۰، بتوانیم به مراحل بالاتری از رشد و آگاهی برسیم و روزی شاهد معرفی گسترده‌تر این آموزش‌ها در سطح جهان باشیم.

در پایان، از تمام عزیزانی که به صحبت‌های من گوش دادند، صمیمانه تشکر می‌کنم. امیدوارم همه ما بتوانیم محبت بلاعوض، خدمت بدون چشمداشت، قدرشناسی از اطرافیان و مسئولیت‌پذیری را در زندگی خود به مرحله عمل برسانیم.

سپاسگزارم از همه شما عزیزان.

در ادامه عکس‌های پذیرایی از مسافرین محترم به مناسب بزرگداشت آقای مهندس دژاکام ارائه میگردد

ضبط صدا و عکس: مسافرسعید لژیون ۹
تایپ ویرایش و ارسال: مسافر حسین لژیون ۱

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...