جلسه سیزدهم از دورهی بیستودوم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی قیدار، با استادی راهنمای محترم مسافر یداله، با نگهبانی مسافر مجید و با دبیری مسافر قاسم با دستور جلسه « بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان » در روز سهشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان، یداله هستم یک مسافر.
تشکر میکنم از گروه محترم مرزبانی، ایجنت محترم نمایندگی و راهنمای بزرگوارم، آقا بهمن، که امروز به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
جملهای هست که جناب مهندس همیشه تکرار میکردند و امروز شاید جای مناسبی باشد که ما هم به آن اشاره کنیم. شعری که میگوید:
«گاهی گمان نمیکنی، ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عشق خودش جور میشود
گاهی به صد مقدمه ناجور میشود
گاهی همان که جور نمیشود، جور میشود
گاهی به صد مقدمه ناجور میشود»
این بخشی از شعری است که جناب مهندس در بسیاری از مجالس درباره آن صحبت میکردند. منظور این است که گاهی اتفاقاتی در زندگی انسان رخ میدهد که خارج از قدرت و اراده اوست؛ گاهی چیزی را میخواهیم، اما نمیشود و گاهی بدون آنکه انتظار داشته باشیم، اتفاقی میافتد که مسیر زندگی ما را تغییر میدهد.
دستور جلسه این هفته ما، گرامیداشت جناب مهندس و دستاوردهای ایشان است. امروز درباره مسیری صحبت میکنیم که ایشان در طول زندگی خود طی کردند و نبردهایی که پشت سر گذاشتند.
از تمام عزیزانی که در برگزاری این مراسم زحمت کشیدند، بهویژه ایجنت محترم نمایندگی، گروه محترم مرزبانی و راهنمایان عزیز، کمال تشکر را دارم. مراسم بسیار زیبا و روحانی برگزار شد و به پایان رسید. انشاءالله نور زحمات و خدمات شما در زندگیتان بتابد.
اگر بخواهیم درباره دستاوردهای جناب مهندس صحبت کنیم، میتوانیم زندگی ایشان را به دو بخش تقسیم کنیم: زندگی پیش از اعتیاد و زندگی پس از اعتیاد.
جناب مهندس پیش از درگیر شدن با اعتیاد، شخصیتی فرهیخته و تأثیرگذار بودند. در دورانی که امکانات علمی و دانشگاهی به گستردگی امروز نبود، ایشان توانستند در دانشگاه معتبر علم و صنعت ایران در رشته مهندسی برق تحصیل کنند و در زمینههای علمی و تحقیقاتی فعالیت داشته باشند.
اما در مقطعی از زندگی، رکودی در مسیر ایشان ایجاد شد و مصرف مواد مخدر باعث شد حدود ۱۷ تا ۱۸ سال از عمر مفید خود را از دست بدهند؛ سالهایی که بخش مهمی از دوران تحقیق و فعالیت علمی ایشان بود.
با این حال، روحیه تحقیقاتی و تفکر مهندسی ایشان باعث شد که این بار مهندسی را روی جسم خودشان آزمایش کنند. ایشان با نگاهی تحقیقاتی به مسئله اعتیاد پرداختند و مسیر شناخت و درمان آن را از طریق مهندسی معکوس آغاز کردند.
همانطور که در زندگی شخصی و علمی خود توانسته بودند مسیر موفقیت را طی کنند، این بار نیز تلاشهایشان به نتیجه رسید و حاصل آن، شکلگیری روشی برای درمان اعتیاد شد که امروز ثمرات آن را در زندگی هزاران انسان و خانوادههایشان میبینیم.
وقتی از صدها هزار انسانی صحبت میکنیم که توانستهاند به درمان برسند، باید توجه داشته باشیم که هرکدام از این افراد خانوادهای دارند و زندگی انسانهای بسیاری با درمان آنها تغییر میکند. بنابراین، تأثیر این دستاورد تنها به یک فرد محدود نمیشود، بلکه میتواند جمعیتی میلیونی را تحت تأثیر قرار دهد.
جناب مهندس در فرمایشات خود بارها اشاره کردهاند که به نظر ایشان، یکی از بزرگترین دستاوردهای کنگره ۶۰، همراه کردن انسانهاست؛ زیرا همراه کردن انسانها کار بسیار دشواری است. برای اینکه انسانی با ما همراه شود، باید بتوانیم در قلب، روح و جان او جای بگیریم.
برای مثال، تصور کنید در اهواز هستیم و به فردی زنگ میزنیم و میگوییم خودت را سریع به اینجا برسان. آیا واقعاً هرکسی حاضر است چنین مسافتی را برای ما طی کند؟ اگر بخواهیم صادقانه به این سؤال پاسخ دهیم، متوجه میشویم که همراهی واقعی انسانها چقدر ارزشمند است.
امروز نمونهای از همین همراهی را در جمع خودمان میبینیم. عزیزانی که از راههای دور آمدهاند و از صبح برای برگزاری این مراسم زحمت کشیدهاند، نشان میدهند که پیوند میان انسانها تا چه اندازه میتواند عمیق و ارزشمند باشد. به نظر من، همین همراهی یکی از بزرگترین دستاوردهای جناب مهندس است.
جناب مهندس در صحبتهای خود به حضرت محمد رسولالله (ص) نیز اشاره میکنند و از جایگاه ایشان در همراه کردن انسانها سخن میگویند. وقتی به گستردگی نام و جایگاه پیامبر اسلام در جهان نگاه میکنیم، میتوانیم بهتر درک کنیم که تأثیرگذاری واقعی بر انسانها و نفوذ در قلب و جان آنها چه معنای بزرگی دارد.
جناب مهندس نیز در مسیر خود توانستند انسانهای بسیاری را با یک هدف مشترک همراه کنند؛ هدفی که بر پایه آموزش، شناخت، تغییر و حرکت در مسیر درست شکل گرفته است.
در اینجا میخواهم به جملهای از جناب مهندس اشاره کنم که میفرمایند: «مرگ، عشق است و دوباره متولد شدن هم عشق است.» وقتی به این جمله فکر میکنم، احساس میکنم که شاید این سخن برای ما معنایی عمیقتر پیدا کرده باشد.

ما در چنین روزهایی، با وجود اندوهی که از فقدان ایشان داریم، تنها به گریه و زاری بسنده نمیکنیم؛ بلکه تلاش میکنیم به اندیشهها، آموزشها و دستاوردهای ایشان توجه کنیم. ما جناب مهندس را در جایگاه یک استاد و آموزگار میبینیم؛ همانطور که ایشان از استادان و بزرگان آموختند، امروز نیز برای ما سرچشمه آموزش و شناخت هستند.
ما ایشان را از نظر اندیشه و آموزش، غایب از زندگی خود نمیدانیم. تا زمانی که نام ایشان، آموزشهایشان و راهی که برای ما ترسیم کردهاند زنده است، حضورشان را در زندگی خود احساس میکنیم.
درباره دستاوردهای علمی و درمانی جناب مهندس، عزیزان امروز مطالب زیادی بیان کردند. اگر فرصت باشد، در ادامه نیز میتوان درباره فعالیتها و خدمات ایشان در زمینه بیماریهایی مانند ایدز، کولیت و سایر موضوعاتی که دوستان با آنها آشنایی دارند، صحبت کرد.
امیدوارم این صحبتها بهویژه برای عزیزانی که تازه وارد کنگره ۶۰ میشوند، مفید باشد؛ زیرا ما باید بتوانیم بهعنوان سفیران کنگره، هم این مجموعه و هم شخصیت و دستاوردهای جناب مهندس را به درستی به دیگران معرفی کنیم.
در پایان، سعی میکنم بیشتر از این وقت عزیزان را نگیرم تا از مشارکتهای سایر دوستان نیز استفاده کنیم و از آموزشهای آنها بهرهمند شویم.
از همه شما سپاسگزارم. خودتان را تشویق کنید.
- تعداد بازدید از این مطلب :
73