جلسه سوم از دوره چهل و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابوریحان به استادی راهنما تازهواردین همسفر الهه، نگهبانی همسفر فرزانه و دبیری همسفر حدیث با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)» روز سهشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان جلسه و مرزبانهای عزیز تشکر میکنم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و از شما عزیزان آموزش بگیرم. اول از همه، میخواهم رحلت آقای مهندس را تبریک بگویم؛ چون به همه ما یاد دادند که ما تسلیت گفتن نداریم. خانم شانی روزی که به مزار آقای مهندس رفتیم، گفتند که تسلیت نداریم؛ برای اینکه ایشان سفری از این بُعد به بُعد دیگری داشتند و در جای دیگری متولد شدهاند؛ پس به ایشان تبریک میگوییم. برای همه اعضا کنگره۶۰ و خانواده آقای مهندس صبر طلب میکنم؛ چون واقعا خود من هنوز باورم نمیشود و هنوز هم سر لژیون جونز گفتم نمیتوانم بگویم آقای مهندس بودند یا همچین صحبتی را کردند. برایمان خیلی ناگهانی بود و انشاءالله خداوند صبرش را به ما بدهد.
در رابطه با دستور جلسه، یعنی دستاوردهای آقای مهندس، اگر بخواهیم درباره کتابها و مقالههایی که آقای مهندس ارائه کردهاند، صحبت کنیم؛ البته من در جایگاهی نیستم که بخواهم درباره دستاوردها و مقالاتی که ایشان ارائه دادهاند، صحبت کنم و فقط اشاره کوچکی به کتابهای ایشان میکنم: کتاب ۶۰ درجه زیر صفر، کتاب عشق، کتاب ۱۴ مقاله، کتاب ادموند و هلیا، کتاب حال خوش و کتاب ساختمان جسم که آخرین کتابی است که آقای مهندس برای ما به ارمغان گذاشتند.
مقالاتی درباره سرطان، بیماری کولیت، سرطان سینه و بیماری صرع، از جمله مقالاتی بودند که آقای مهندس ارائه میدادند و در خیلی از جاها، مقالات آقای مهندس را قبول داشتند.
در رابطه با کتاب ۶۰ درجه زیر صفر، اگر بخواهم صحبت کنم، باید بگویم که قبل از ورود به کنگره، یک آدم حالخراب بودم. من یک مصرفکننده را به چشم یک معتاد مجرم، بیخیال، خوشگذران و یک آدمی که در جامعه مجرم محسوب میشود، نگاه میکردم. قبل از کنگره، ما اینطور به او نگاه میکردیم؛ میگفتیم که به فکر زن و بچهاش نیست؛ اما از وقتی که وارد کنگره شدهام و با آموزشهای آقای مهندس، استاد امین و کتابهایی که خواندهام، به من یاد دادهاند که باید به یک مصرفکننده به چشم بیمار نگاه کنم. آقای مهندس به ما گفتند که یک مصرفکننده بیمار است. به یک بیمار سرطانی چگونه نگاه میکنیم؟ دلمان برایش میسوزد و میگوییم که او سرطان دارد؛ اما این بیماری مصرف کننده شاید خیلی بالاتر از آن هم باشد.
خدا را شکر میکنم که با کنگره آشنا شدهام و با علم آقای مهندس آشنا شدم و توانستم در کنار یک مصرفکننده، خیلی راحت زندگی کنم و آرامش داشته باشم؛ آرامشی که قبلاً اصلاً نداشتم. توانستم بپذیرم که یک مصرفکننده دیگه مجرم و گناهکار نیست؛ بلکه یک بیمار است.
کتاب ۶۰ درجه خیلی قشنگ و واضح برایمان توضیح دادند که برنامه DST چگونه است و این برنامه را مسافرانمان میتوانند اجرا کنند تا موادشان را کاهش دهند و مصرف مواد را قطع کنند. حتی برای سیگار هم میتوانند از آن استفاده کنند. همچنین همسفرانی که مصرفکننده سیگار و قلیان بودهاند، میتوانند از این روش استفاده کنند تا بتوانند قلیان و سیگار خودشان را قطع کنند. کسانی که اضافهوزن داشتند، آقای مهندس متد قشنگی را گفتند که میتوانند کاهش وزن داشته باشند. بیرون از کنگره این روش را قبول ندارند. بیرون از کنگره میگویند: «نخورید تا لاغر شوید.» برای عموم مردم، حتی در عطاریها و طب سنتی، بسیاری از غذاها را منع میکنند. مثلاً میگویند: «یک سری غذاها را نخورید تا به کاهش وزن برسید.»
اما در متد دژاکام به ما یاد دادهاند که ما همه چیز را بهراحتی میتوانیم استفاده کنیم و کاهش وزن هم داشته باشیم؛ ولی فقط نظمی را که در این متد به ما یاد دادهاند را باید رعایت کنیم. کتاب ساختمان جسم، واقعاً لازم است تکتک ما آن را بخوانیم. در این کتاب برای ما توضیح داده شده است که چه مواد غذایی و در چه زمانی برای بدن لازم است.
به قول آقای مهندس کسی که ریزش مو دارد، به دکتر مراجعه میکند و کلی خرج میکند تا ریزش موهایش برطرف شود؛ ولی ریشهیابی نمیکند و اساسی درمان نمیکند. ریزش مو در اثر نخوردن یک سری مواد غذایی است. همچنین جوش زدن صورت و بسیاری از مشکلات پوستی دیگر که برای همه ما وجود دارد، ما فقط یاد گرفتهایم برای برطرف کردن آنها سریع به دکتر مراجعه کنیم و از داروهای مختلف استفاده کنیم؛ ولی در کتاب ساختمان جسم و صحبتهای آقای مهندس که در سیدیها به یادگار گذاشتهاند، میگویند که هر مشکلی که داریم، باید به مواد غذایی خودمان توجه کنیم و ببینیم کدام مواد غذایی را استفاده نکردهایم که اکنون با این مشکلات برخورد کردهایم.
واقعا کتاب ساختمان جسم خیلی چیزها را به ما آموزش داده که مثلاً من اگر به سردرد شدید مبتلا میشوم، یاد گرفتهام که باید ببینم چه چیزی در بدن من کم شده است و کم استفاده کردهام که این مشکل را دارم؛ ساختمان جسم من چه مشکلی برایش پیش آمده است.
اینها همه چیزهایی هستند که ما مدیون آقای مهندس و استاد امین هستیم؛ کسانی که در کتابها، سیدیها و جهانبینی، همه این موارد را دانهدانه قشنگ و واضح توضیح میدهند. به نظر من که خودم چندین سال است در لژیون تغذیه سالم هستم، احتیاجی به دکتر رفتنهای الکی نیست که پولهای زیادی بدهیم. به گفته خود آقای مهندس، همیشه میگفتند که اگر بتوانیم یک راه خوب را پیش بگیریم و به سلامتیمان فکر کنیم، دیگر احتیاجی به دکتر رفتن و خرج کردن پولهای زیاد برای دارو و درمان نداریم.
در کنگره همه چیز را بهطور رایگان در اختیارمان گذاشتند تا مسافرانمان درمان شوند و خودمان در کنار مسافرانمان درمان شویم؛ چون تاریکیهایی که منِ همسفر داشتم، از مسافرم خیلی بیشتر بود. وقتی به اینجا آمدم، به خودم برگشتم و خودم را درمان کردم؛ چون مادر خانواده همیشه باید استوار باشد تا بتواند آن خانواده را هدایت کند. وقتی حال امروز من خوب باشد، میتوانم حال فرزندانم را هم خوب کنم و با مسافر حالخرابم هم میتوانم حال خوبی داشته باشم.
خدا را شکر میکنم که به کنگره آمدهام و راه کنگره برایم باز شد. خدا را شکر برای علمی که آقای مهندس برایمان به یادگار گذاشتند. خدا را شکر میکنم که چند سال دیگر، وقتی کسی وارد کنگره شود و کتابها را بخواند، من میتوانم به او بگویم که آقای مهندس را دیدهام و خیلی خوشحالم که در کنار ایشان بودهام و توانستم چند سال از عمرم را از آموزشهای ناب ایشان بهره ببرم. چند شب پیش، عکسهایی را که با آقای مهندس داشتم را مرور میکردم و خدا را شکر کردم که چند تا رهایی از دست ایشان گرفتهام و نشان پیمان را از دست آقای مهندس گرفتهام. خدا را شکر کردم که حداقل توانستم شال سبز را از دستان آقای مهندس بگیرم. چیزهایی است که خیلی از اعضا دوست داشتند که این لحظهها را در کنار آقای مهندس باشند؛ ولی من توانستم آنها را کسب کنم. برای خودم خوشحال هستم که چند سال آینده، حداقل افسوس این را نمیخورم که من اینجا بودم و نتوانستم استفاده کنم.
ممنون و سپاسگزار آقای مهندس و خانواده ایشان هستم و از خداوند برای ایشان مقامات بالا و درجات بالایی را میخواهم. میدانم که درجهشان خیلی بالا است؛ چون به گفته خودشان، وقتی کسی یک انسان را احیا کند، خداوند جایگاه بالایی به او میدهد. حالا ایشان که میلیاردها نفر را احیا کردند؛ چه از نظر مسافران و چه از نظر همسفران که حال ما از مسافرانمان هم حتی خرابتر بوده است. دستبوس استاد امین هستم که سیدیهای عالی و جهانبینی را برای ما ارائه میدهند تا در زندگیمان کاربردی کنیم. باز هم خدا را شکر میکنم که در این مکان مقدس هستم.
اتمام دوره خدمتی مسئول انتشارات همسفر هانیه و شروع دوره خدمتی مسئول انتشارات همسفر اکرم
.jpeg)
اهدا تقدیرنامه اعضا لژیون سردار

به مناسبت بزرگداشت آقای مهندس حسین دژاکام، توزیع اطعام در نمایندگی ابوریحان برگزار شد.

.jpg)




مرزبانان کشیک: همسفر زهره و مسافر ابراهیم
تایپیست: همسفر حدیث رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول)
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رؤیا (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر هانیه
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
262