سومین جلسه از دوره هفتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی بردسکن با استادی مسافر رسول و نگهبانی مسافر مسلم و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه ( بزرگداشت و دستاوردهای مهندس دژاکام )در روز سه شنبه28مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت۱۷ آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، رسول هستم مسافر.
در ابتدا تشکر میکنم از گروه مرزبانی، ایجنت محترم شعبه، راهنمای خوبم حمید آقا و همچنین تمام مسافران و خدمتگزاران عزیز که به من اجازه دادند امروز در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و آموزش بگیرم.
جا دارد یک بار دیگر به همه عزیزان، چه مسافر و چه همسفر، و تمام کسانی که در داخل و خارج از کشور از آموزههای جناب مهندس دژاکام بهره گرفتهاند و به آرامش، صلح و حال خوش رسیدهاند، تسلیت عرض کنم.دستور جلسه این هفته درباره بزرگداشت جناب مهندس دژاکام و دستاوردهای ایشان است؛ دستاوردهایی مثل کتابها، مقالات، سیدیها و تحقیقات علمی ایشان.
فکر میکنم در این دو هفته دوستان عزیز و استادان جلسه بهخوبی درباره این موضوع صحبت کردهاند و تقریباً همه ما با این دستاوردها آشنا هستیم. از کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» گرفته تا کتابهای دیگر، مقالات و بیش از هزار سیدی آموزشی که هر کدام برای ما یک آموزش و یک راهگشا بوده است.
من خودم زمانی که برای اولین بار با کنگره آشنا شدم، هیچ شناختی از کنگره ۶۰ نداشتم. به من گفتند کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را بخوان. چند صفحه از کتاب را که خواندم، برایم جالب و جذاب شد. احساس کردم نویسنده کتاب کسی است که درد مرا میفهمد؛ انگار یک همدرد روبهروی من نشسته و با زبان خودمانی با من صحبت میکند. همین موضوع یکی از چیزهایی بود که باعث شد جذب این مسیر شوم.
اما امروز میخواهم از یک زاویه دیگر به دستاوردهای جناب مهندس نگاه کنم.
به نظر من همه دستاوردهای مهندس دژاکام فقط کتاب و مقاله نیستند. بعضی دستاوردها دیده میشوند و بعضی دستاوردها باید حس شوند.سؤال من از خودم این است:
منِ رسول، در مدتی که وارد کنگره شدهام، چه دستاوردی داشتهام؟
اگر یک ماه است که سفر میکنم، اگر یک سال است که سفر میکنم، اگر به رهایی رسیدهام، اگر در سفر دوم هستم، اگر خدمت میکنم، باید ببینم چه چیزی در وجود من تغییر کرده است.شاید بگوییم این چه ارتباطی با دستاوردهای مهندس دژاکام دارد؟
به نظر من ارتباطش خیلی زیاد است.
همانطور که وقتی یک رهجو به رهایی میرسد، فقط خودش به دستاورد نرسیده است؛ آن رهایی برای راهنما، لژیون و خود کنگره هم یک دستاورد است.
وقتی یک رهجو خدمتگزار میشود، وقتی به آرامش میرسد، وقتی خانوادهاش دوباره در کنار او احساس امنیت و آرامش میکنند، اینها همه دستاورد هستند.
پس من فکر میکنم هر کدام از ما که امروز در کنگره هستیم، هر تغییری که در زندگیمان اتفاق افتاده، میتواند گوشهای از دستاورد جناب مهندس باشد؛ چون ایشان این راه را پیدا کردند، این سیستم را بنیان گذاشتند و این مسیر را به ما نشان دادند.
اگر امروز یک نفر در کنگره به صلح و آرامش رسیده، آیا این دستاورد نیست؟
اگر کسی توانسته با خانوادهاش دوباره به تعادل برسد، آیا این دستاورد نیست؟
اگر کسی یاد گرفته از راه درست تلاش کند، زندگیاش را بسازد و از نظر مالی به توانایی برسد، آیا این دستاورد نیست؟
به نظر من همه اینها دستاوردهایی هستند که ریشهشان به همان راهی برمیگردد که جناب مهندس دژاکام آغاز کردند.
و شاید یکی از بزرگترین دستاوردها این باشد که نام یک انسان بعد از خودش به نیکی باقی بماند.امروز اگر هزاران نفر در سراسر دنیا از جناب مهندس با احترام و محبت یاد میکنند و میگویند: «خدا خیرش بدهد که این راه را برای ما باز کرد»، به نظر من این خودش یکی از بزرگترین دستاوردهاست.
ممکن است خیلی از ما در زندگی خودمان نتوانیم کار بزرگی انجام دهیم، اما اگر بتوانیم کاری کنیم که بعد از ما، انسانها با احترام از ما یاد کنند، فکر میکنم به یک دستاورد بزرگ رسیدهایم.در پایان، من به این نتیجه میرسم که بزرگداشت واقعی مهندس دژاکام فقط با حرف زدن درباره ایشان نیست؛ بزرگداشت واقعی این است که ما بتوانیم آموزشهایی را که از این مسیر گرفتهایم، در زندگی خودمان به اجرا بگذاریم و تبدیل به یک انسان بهتر شویم.اگر من امروز حال خوش دارم، اگر آرامش دارم، اگر خانوادهام از بودن کنار من احساس امنیت میکنند و اگر میتوانم به دیگران خدمت کنم، باید بدانم که اینها ثمره همان بذری است که سالها پیش در کنگره ۶۰ کاشته شده است.
ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
عکاس : مسافر مرتضی
تایپ و ویرایش:مسافر حسن
ارسال خبر:مسافر علی
مرزبان کشیک :مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
65