English Version
This Site Is Available In English

مهندس حسین دژاکام؛ معمار رهایی انسان و چراغی که در جان احیاشدگان تا ابد روشن خواهد ماند

مهندس حسین دژاکام؛ معمار رهایی انسان و چراغی که در جان احیاشدگان تا ابد روشن خواهد ماند

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

«اول ندامت بود و ظلمت، سپس نور پدیدار شد و حیات آغاز گشت.»

 

خانوادهٔ بزرگ و سوگوار کنگره ۶۰، مسافران و همسفران گرامی؛

سلام و درود بر شما.

 

امروز در سوگ مردی می‌نویسم که واژهٔ «انسان» را نه در کنج کتابخانه‌ها و نظریه‌های انتزاعی، بلکه در خاکستر ویران‌شده‌ترین گوشه‌های جامعه معنا کرد.

من امروز این مطلب را می‌نویسم نه برای خداحافظی با یک فرد؛ بلکه برای ادای احترام به یک «اندیشه»، یک «جریان احیاگر» و یک «راه روشن».

 

مهندس حسین دژاکام تنها درمانگر اعتیاد نبود؛ او معمار بنای فروپاشیدهٔ جان انسان‌ها بود. سال‌ها پیش، زمانی که دنیا اعتیاد را مرضی لاعلاج، پیش‌رونده و بی‌بازگشت می‌دانست و جامعه مصرف‌کننده را به چشم مجرمی بی‌فرجام نگاه می‌کرد، او با صبر و ایمانی تزلزل‌ ناپذیر ایستاد، صورت‌ مسئله‌ای را که قرن‌ها لاینحل مانده بود شکافت و با متد DST و داروی OT اثبات کرد که جسم و روان و جهان‌بینی انسان، قابل بازسازی و تولد دوباره است.

 

او کشف کرد که اگر چشمه از درون بجوشد، کویر به بوستان بدل می‌شود.

او چراغ خانه‌های بی‌شماری را که در تاریکی و یأس خاموش شده بودند، دوباره روشن کرد. او لبخند را به لبان مادرانی بازگرداند که جز اشک پناهی نداشتند؛ عزت را به پدرانی برگرداند که سر به زیر افکنده بودند؛ و امنیت و آرامش را به کودکانی هدیه داد که پدران و مادرانشان در طوفان اعتیاد گم شده بودند.

 

اما کار بزرگ او به بازسازی جسم ختم نشد. او دانشگاهی مردمی ساخت؛ مکتبی از خودشناسی، جهان‌بینی، وادی‌های تفکر، و پیوند دوباره با خداوند. او به مصرف‌کننده یاد داد که چگونه از ظلمت جهل به نور دانایی هجرت کند، خدمتگزار جامعه باشد، در ورزش بدرخشد، کتاب بنویسد، پژوهش علمی کند و به یکی از سالم‌ترین و مفیدترین ستون‌های این کشور بدل شود.

 

در سال‌های اخیر، نگاه علمی و پژوهش‌های جسورانهٔ او پیرامون بیماری‌های لاعلاج و مرزهای ناشناختهٔ بیولوژی و پزشکی، نشان داد که ذهن او تا آخرین نفس، در تکاپوی باز کردن گره‌های سخت از سرنوشت بشریت بود.

 

آقای مهندس همواره به من آموخت که: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.»

امروز گرچه جسم خاکی او در میان ما نیست و دلم از فراقش مالامال از درد است، اما اندیشهٔ او، متد او، ساختار منسجم کنگره ۶۰ و هزاران انسانی که با نفس او زنده شدند، گواه زنده‌ای هستند بر این‌که:

«او نرفته است؛ او در جانِ تک‌تک احیاشدگان تکثیر شده است.»

 

امروز پیمان من در کنار مسئولان، بزرگان و تمام همراهان این مسیر، یک چیز است:

من به‌عنوان شاگرد و رهرو این مکتب، با همان عشق، انضباط، حرمت و احترامی که به من آموخت، علم و امانت او را بر دوش خواهم کشید. اجازه نخواهم داد چراغی که او با خون دل در شب‌های تاریک این سرزمین برافروخت، ذره‌ای کم‌سو شود.

 

روان پاکش در بارگاه امن الهی شاد و غریق رحمت واسعهٔ پروردگار باد، یادش تا ابد در قلب‌های دردمندان و رهاشدگان گرامی، و راه پرفروغش تا همیشه پررهرو باد.

 

مسافر ساسان

والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته. 

 

تایپ و ارسال: مسافر سجاد.ج رهجوی راهنما مسافر علیرضا

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...