سومین جلسه از دور چهل و دوم کارگاههای آموزشی ویژه مسافران کنگره 60 نمایندگی ایمان با استادی راهنما مسافر فرزاد و نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر میثم و دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب)» در روز دوشنبه 27 مهر ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد :
قبل از هر چیز، من هم به نوبه خودم درگذشت بنیانگذار کنگره ۶۰ را تسلیت عرض میکنم و از خداوند میخواهم که شاگرد خوبی برای کنگره باشم و بتوانم ادای دِین کنم به میراثی که به من رسیده است. در این جلسه میخواهم به چند مورد از این میراث اشاره کنم. همه ما روزی با ناامیدی بسیار زیادی، همراه با خانوادههایمان، وارد کنگره ۶۰ شدیم. هرکدام از ما که به درمان میرسیم و هر خانوادهای که دوباره به صلح و آرامش برمیگردد، نتیجه میراث تفکر، اندیشه و روشی است که جناب مهندس بنیانگذاری کردند و در اختیار ما قرار دادند. این میراث، سلامتی و آرامشی است که باید تا ابد با خودمان داشته باشیم. ما باید از آن محافظت کنیم و قدردانش باشیم. اگر بخواهم درباره خودم صحبت کنم، میبینم که چه میراث بزرگی برای ما به جا مانده است؛ نزدیک به هزار سیدی، چندین کتاب و نوشتارهایی که از طریق نشریات در اختیار ما قرار گرفتهاند. این نوشتارها و کتابها مطالبی هستند که میتوانیم بهصورت عملی از آنها استفاده کنیم و با بهکارگیری آنها تغییر کنیم.

در جامعه پزشکی، روانپزشکی و روانشناسی، درباره تأثیر عوامل مختلف بر رفتار انسان صحبت میشود. اینکه ما تحت تأثیر مجموعهای از سازوکارهای عصبی هستیم که میتوانند بر تصمیمها و رفتارهای ما اثر بگذارند و باعث شوند طبق الگوهای قدیمی عمل کنیم یا از انجام کاری خودداری کنیم. اما اختیاری که ما در کنگره ۶۰ به آن اعتقاد داریم، در بسیاری از جاهای دیگر چندان مورد توجه قرار نمیگیرد و گاهی آن را مختص انسانهای خاصی میدانند که تفکر زیادی دارند یا به درجات بالای دانشگاهی رسیدهاند. البته تا حدودی هم این موضوع اشتباه نیست که انسان در شرایط خاص بتواند تغییر کند؛ اما اگر من تغییر کردهام، به دلیل علمی است که در کنگره در اختیارم قرار دادهاند و تدبیری که جناب مهندس و استاد امین داشتهاند تا این علم بهصورت جاری در درون من قرار بگیرد، به آن دسترسی داشته باشم و بتوانم آن را همیشه به یاد بیاورم و در جهت تغییر خودم به کار بگیرم. این تغییر کاملاً مشهود است. اگر یک عکس یا خاطره از روزهای گذشته خودتان را به یاد بیاورید و آن را با روز رهاییتان مقایسه کنید، کاملاً متوجه این تغییر میشوید؛ هم در رفتار خودتان و هم در روابط اجتماعی و خانوادگیتان. این همان میراثی است که جناب مهندس برای ما به جا گذاشتهاند.
در مورد این مسائل صحبت میکنیم، اما من شخصاً هنوز هم هر بار که بیشتر فکر میکنم و به عمق این مطالب نگاه میکنم، متوجه میشوم که با موضوعی بسیار بزرگ روبهرو هستم. جناب مهندس انسان بزرگی هستند و من توانستهام در سایه دستاوردهای علمی ایشان از این آموزشها استفاده کنم، بهره ببرم و در حد توان خودم، آنها را در اختیار دیگران قرار دهم. میراث ایشان فقط کتابها نیست؛ کتابهایی که هرکدام دنیایی از تغییر را به وجود آوردهاند. این تازه آغاز راهی است که به دشت وسیعی از آگاهی و تغییر باز شده است؛ راهی به وسعت تمام نفسها و انسانهایی که هنوز به اعتیاد مبتلا نشدهاند و حتی کسانی که هنوز به دنیا نیامدهاند. این موضوع، مسئله کوچکی نیست و این میراث تا ابد جاودانه خواهد ماند. میراث جناب مهندس، امید و بذری از محبت است که در وجود تکتک ما کاشتهاند. ایشان با دانشی که در اختیارمان گذاشتند و بستری که برایمان مهیا کردند، این امکان را فراهم کردند تا بتوانیم این بذر را پرورش دهیم و آبیاری کنیم. این کار با سیستم آموزشی و داناییای که در اختیارمان قرار میگیرد، امکانپذیر میشود تا بتوانیم در مسیر تکاملی هستی قدم برداریم؛ مسیری که درس آن محبت است و با وادی چهاردهم نیز ارتباط دارد.

حالا سؤال این است که من در هر جایگاهی که قرار دارم، چه وظیفهای بر عهده دارم؟ چقدر از این آموزشها استفاده میکنم؟ نوع دوست داشتن من چگونه است؟ آیا هر طور که خودم دوست دارم و در هر شرایطی که میخواهم رفتار میکنم، یا آن چیزی را که به من آموزش داده میشود، میپذیرم و به آن عمل میکنم؟ آیا میتوانم استاد امین را در جایگاه جناب مهندس ببینم و هر آنچه را که ایشان آموزش میدهند، انجام دهم؟ برای مثال، یکی از دوستان به موضوعی اشاره کرد که در سایتها میبینیم مطالبی با هوش مصنوعی تولید میکنند؛ درحالیکه جناب مهندس همیشه میگفتند این کارها را نکنید و مطالبی را از طرف من در اینستاگرام و فضای مجازی منتشر نکنید. اینجا دوباره این سؤال مطرح میشود که نوع دوست داشتن من چگونه است؟ آیا فرمانبرداری میکنم یا هر کاری را که خودم تشخیص میدهم درست است، انجام میدهم؟ کجا قرار بود به من آموزش بدهند که مسیر تکاملی خلقت، رسیدن به فرمان عقل است؟ آیا قرار بود این آموزشها را بیرون از این در دریافت کنم؟ اگر به بیرون از این فضا نگاه کنیم، روانشناسان، پزشکان و انسانهای موفقی را میبینیم. جناب مهندس میفرمایند که مقصد و هدف خلقت، فقط کار کردن، استراحت کردن، غذا خوردن و تفریح کردن نیست. اگر به موفقترین افرادی که بیرون از این فضا میشناسیم نگاه کنیم، میبینیم که در بسیاری از جمعها، انسانی را موفق میدانند که شغل خوبی دارد، در کارش موفق است، تفریح میکند و زندگی خانوادگی مناسبی دارد. اما جناب مهندس به ما آموزش دادهاند که ما فقط برای این موارد به دنیا نیامدهایم؛ بلکه رسالتی داریم و آن، خدمت کردن است.
من با خدمت کردن، رضایت بخشیدن به زندگی و معنادار کردن آن، میتوانم حال بهتری داشته باشم، رشد و تکامل بیشتری را تجربه کنم و تغییرات عمیقتری در خودم به وجود بیاورم. اینها بخشی از مواردی است که من از میراثی که جناب مهندس در اختیارم قرار دادهاند، آموختهام و همچنان از آن استفاده میکنم. امیدوارم بتوانم در این مسیر شکرگزار باشم. به نظر من، یکی از راههای شکرگزاری، جبران خسارتهای گذشته است؛ یعنی در مسیر درست قرار بگیرم و با خدمت کردن، بخشی از گذشته خودم را جبران کنم. خدمتی که امروز انجام میدهم، برخلاف مصرف مواد مخدر در گذشته است؛ زمانی که هر روز باید مواد مصرف میکردم تا آن حال خوب را تجربه کنم. حالا کافی است کار کوچکی برای دیگران انجام دهم و به کسی کمک کنم. وقتی به آن کار فکر میکنم و نتیجهاش را میبینم، متوجه میشوم که حالم بهتر میشود. این موضوع را هم در کنگره یاد گرفتهام که خدمتی که انجام میدهیم یا کار خوبی که برای کسی میکنیم، میتواند حال خوبی در ما ایجاد کند. وقتی به کاری که انجام دادهایم نگاه میکنیم، دوباره احساس خوبی پیدا میکنیم؛ اما مواد مخدر چنین خاصیتی ندارد و آن رضایت عمیق و ماندگار را به انسان نمیدهد. من این آموزشها را کجا میتوانستم یاد بگیرم؟ کجا میتوانستم چنین حالی را تجربه کنم؛ حالی که حتی در دوران مصرف و در آنچه شاید دوران طلایی مصرف خودم میدانستم، تجربه نکرده بودم؟ این حال، احساسی است که در آن نه اضطراب وجود دارد، نه تشویش و نه نگرانی از آینده؛ بلکه رضایت عمیق قلبی از نوع زندگیای است که در مقایسه با گذشته تجربه میکنم. امیدوارم بتوانم در هر جایگاهی که هستم، وظیفه خودم را بهتر بشناسم و در این مسیر قدم بردارم؛ مسیری که جناب مهندس به ما نشان دادهاند. با رساندن پیام کنگره و انجام هر خدمتی، حتی به اندازه یک درهم، یک قدم یا یک قلم، به درراهماندگان و کسانی که زمانی شرایطی شبیه به شرایط گذشته من داشتهاند، کمک کنم. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، متشکرم.
تایپ: مسافر رضا
ویرایش و ارسال: مسافر مهدی
عکاس خبری: مسافر امیر
گروه خبری سایت نمایندگی ایمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
80