چهارمین جلسه از دوره ی اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی روزهای دوشنبه مسافران کنگره۶۰ پارک بهار مشهد با استادی راهنمای محترم، مسافر رحیم، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه: "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)" روز دوشنبه ۲۷ مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۶ صبح آغاز بهکار کرد.

سخنان استاد: سلام دوستان رحیم هستم مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که توفیق حضور در جمع شما عزیزان را به من عطا کرد. از گروه مرزبانی و نگهبان جلسه نیز بسیار سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا امروز در خدمت شما باشم و از آموزشهای شما بهره بگیرم.
تقریباً دو هفته است که درباره این دستور جلسه صحبت میشود و مطالب بسیاری مطرح شده است. البته هنوز هم میتوان درباره آن نکات زیادی بیان کرد. من با خودم فکر میکردم که درباره این دستور جلسه چه مطلبی را مطرح کنم. در نهایت به این نتیجه رسیدم که بهتر است به یکی از موضوعات آن بپردازم و چند دقیقهای درباره همان موضوع مشارکت کنم.
وقتی به کتابهای کنگره ۶۰ نگاه میکنیم، با جملههایی روبهرو میشویم که هرکدام دنیایی از معنا و مفهوم را در خود جای دادهاند. جملهای که به یاد دارم، این است که علم از یک نقطه آغاز میشود، انشعاب پیدا میکند و در نهایت دوباره به همان نقطه بازمیگردد. آقای مهندس در یکی از سیدیهای خود درباره این موضوع توضیحات زیادی ارائه کردهاند.
برای مثال، در گذشته ممکن بود برای درمان مشکلات مختلف جسمی به یک پزشک مراجعه کنیم؛ اما امروزه برای بررسی هر بخش از بدن، گاهی لازم است به چندین متخصص مراجعه کنیم. من با توجه به صحبتهایی که در این هفته مطرح شد و همچنین آموزشهایی که طی این چند سال در کنگره دریافت کردهایم، به این نتیجه رسیدهام که یکی از مسائل بسیار مهم، جایگاه علم و شناخت انسان از جهان هستی است.
برای اینکه بتوانیم بخشی از رازهای جهان هستی را کشف کنیم، آنها را بهدرستی بشناسیم و نتیجه این شناخت را در اختیار سایر انسانها قرار دهیم تا از آن بهرهمند شوند، لازم است به ارتفاعی بلند، همچون قله یک کوه، دست پیدا کنیم. از آن جایگاه است که میتوانیم مفاهیم و حقایقی را برای انسانها بیان کنیم و زمینهای فراهم آوریم تا آنها نیز با شناخت قوانین حقیقی و جاری هستی، راه خود را پیدا کنند و اتفاقات بزرگی در زندگیشان رقم بخورد.
کشف متد DST و طرح فرضیه سیستم ایکس، به اعتقاد من، یکی از بزرگترین دستاوردهایی است که علاوه بر فراهم کردن مسیر درمان بیماری اعتیاد، راه را برای بسیاری از انسانها، چه در عصر حاضر و چه برای نسلهای آینده، هموار کرده است.
شاید با خودمان بگوییم این موضوع چگونه امکانپذیر است؟ پاسخ را میتوان در همان جملهای جستوجو کرد که در ابتدای مشارکتم به آن اشاره کردم. امروزه بشر با بیماریها و مشکلات گوناگونی دستوپنجه نرم میکند که هنوز بسیاری از آنها ناشناختهاند و جوامع بشری در برابر برخی از آنها توانایی کافی برای مقابله ندارند. در نتیجه، انسانهای زیادی در سراسر جهان با رنج و دشواریهای فراوان روبهرو میشوند.
آقای مهندس با مطرح کردن فرضیه سیستم ایکس، به نقش تعادل و عملکرد صحیح این سیستم در سلامت انسان اشاره کردند و بر ضرورت بازسازی و رسیدن آن به تعادل تأکید داشتند. به نظر من، کشف متد DST و شناخت سیستم ایکس، مسیری را پیش روی انسانها قرار داده است که آثار و نتایج آن میتواند در سالهای آینده نیز آشکارتر شود.
البته صحبت درباره بعضی از این مسائل آسان نیست؛ زیرا همانطور که آقای مهندس در برخی از سیدیهای خود اشاره کردهاند، ممکن است ما امروز مطالبی را بشنویم که درک کامل آنها برای زمان حاضر دشوار باشد و آثار و کاربردهای آن در آینده بیشتر آشکار شود. همین موضوع نشان میدهد که دانش و آموزشهای ایشان میتواند برای نسلهای بعد نیز ارزشمند باشد.
به همین دلیل، در طول این دو هفته بارها شنیدهایم که افراد بسیاری با مشکلات و بیماریهای مختلف وارد کنگره شدهاند و در کنار درمان اعتیاد، در برخی از مشکلات جسمی و اختلالات خود نیز بهبودهایی را تجربه کردهاند.
من هم از این قاعده مستثنا نبودم. آقای عباس از شرایط من اطلاع دارند. زمانی که برای نخستین بار نزد آقا جواد رفتم، یکی از مشکلاتم را با ایشان در میان گذاشتم. من سابقه جراحی داخلی داشتم و پس از آن دچار چسبندگی روده شده بودم. هر بار که به پزشک مراجعه میکردم، توصیههایی مانند رعایت رژیم غذایی، انجام برخی کارها یا مصرف روغنهای خاص به من میشد؛ اما این مشکل همچنان ادامه داشت و گاهی اوقات رنج و ناراحتی زیادی برایم ایجاد میکرد.
وقتی وارد کنگره شدم و موضوع را با راهنمایم مطرح کردم، ایشان به من گفتند: «تو فقط سفرت را بهخوبی انجام بده؛ مشکلات و بیماریهایی که در بدنت وجود دارد، ممکن است بهبود پیدا کنند.»
من با خودم فکر میکردم که اعتیاد چه ارتباطی با چسبندگی روده یا سایر مشکلات جسمی من دارد؟ مشکل دیگری هم داشتم که لازم میدانم به آن اشاره کنم. در دوران کودکی زمین خورده بودم و بر اثر آن، دچار لخته خونی در سر شده بودم که با مصرف دارو برطرف شده بود. بااینحال، یکی از مشکلاتی که همچنان با آن دستوپنجه نرم میکردم، اختلال خواب بود.
برای خوابیدن به مصرف مواد زیادی نیاز داشتم و این مسئله را بارها با راهنمایم مطرح کرده بودم.
راهنمایم توضیح میدادند که با طی کردن سفر و بازسازی سیستم ایکس و رسیدن آن به تعادل، ممکن است این مشکلات نیز بهبود پیدا کنند.
من سفرم را آغاز کردم و به یاد دارم که در مقطعی از سفر، به مرحلهای رسیدم که ابتدا باور نمیکردم چنین تغییری امکانپذیر باشد؛ اما بهتدریج متوجه شدم که مشکل چسبندگی رودهام بهبود پیدا کرده و وضعیت خوابم نیز تغییر کرده است.
امروز حدود ساعت نه و نیم تا یک ربع به ده شب، بهطور طبیعی خوابم میگیرد و حدود ساعت چهار تا چهار و ربع صبح نیز بهراحتی از خواب بیدار میشوم. این در حالی است که زمانی تا هنگام طلوع آفتاب بیدار میماندم و سپس تا ساعت سه یا چهار بعدازظهر میخوابیدم. چنین وضعیتی برای من بسیار دشوار بود، اما اکنون شرایط خوابم تغییر کرده است.

خواستم تجربه خودم را به سادهترین شکل ممکن با شما در میان بگذارم تا به این نکته توجه کنیم که آموزشها و روش درمانی کنگره ۶۰ چگونه میتوانند در ابعاد مختلف زندگی انسان تأثیرگذار باشند. البته تجربه شخصی من بهتنهایی اثباتکننده رابطه علمی میان درمان اعتیاد و بهبود همه بیماریها نیست؛ اما برای خودم، این تغییرات تجربهای ارزشمند بوده است.
نکته دیگری که به نظرم باید به آن توجه کنیم، این است که آقای مهندس، بهعنوان انسانی که حضورشان برای ما کنگرهایها بسیار ارزشمند بود، تفکری را آغاز کردند که پایان و گستره تأثیرات آن در اختیار ما نیست. این مسیر بر پایه آموزشهایی شکل گرفته است که ریشه در شناخت و تجربه دارند و میتوانند در طول زمان گسترش پیدا کنند.
وظیفه ما این است که تا حد توان، مفاهیم و آموزشهایی را که آقای مهندس برای ما به یادگار گذاشتهاند، درک کنیم، قدر این امانت را بدانیم و آنها را در زندگی خود به کار بگیریم.
من به اپلیکیشن نگاه میکردم و متوجه شدم که صدها سیدی از آقای مهندس در اختیار ما قرار دارد؛ علاوه بر آن، کتابهای متعددی نیز نوشته شدهاند که هر بار با مطالعه آنها میتوانیم به برداشتها و نکات تازهای برسیم. این آموزشها به ما کمک میکنند تا سازوکار وجود خود را بهتر بشناسیم، مسئولیت زندگیمان را بپذیریم و یاد بگیریم چگونه با استفاده از آموزشهای کنگره ۶۰، مسیر زندگی خود را اصلاح کنیم.
به اعتقاد من، این دستاورد کوچکی نیست. شاید برای ما که در کنگره حضور داریم، به دلیل آشنایی با این آموزشها، بعضی از این اتفاقات عادی به نظر برسد؛ اما اگر به شرایط انسانهایی فکر کنیم که در تاریکی اعتیاد گرفتار شدهاند، امید خود را از دست دادهاند و گاهی حتی از سوی اطرافیان پذیرفته نمیشوند، بهتر میتوانیم عظمت این حرکت را درک کنیم.
اینکه چنین انسانهایی بتوانند وارد این مسیر شوند، آموزش بگیرند، بهتدریج تغییر کنند و دوباره مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرند، اتفاقی بسیار بزرگ و ارزشمند است. من خودم این موضوع را در میان افرادی که در لژیون حضور داشتهاند، مشاهده کردهام و به نظرم این تغییرات، اهمیت و ارزش آموزشهای کنگره ۶۰ را بهخوبی نشان میدهد.
در پایان امیدوارم بتوانیم حتی بهاندازه ذرهای از این علم و آموزشها را بهدرستی درک کنیم و با عمل کردن به آنها، سهم خود را در ادامه این مسیر و تحقق اهداف کنگره ۶۰ ایفا کنیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما عزیزان سپاسگزارم.

در ادامه از دوستان حاضر با چای و صبحانه پذیرایی گردید.

از خدمتگزاران که برای برگزاری کارگاه آموزشی همکاری نمودند کمال تشکر را داریم.
مرزبان خبری: مسافر صادق
صوت: مسافر محمدجواد لژیون ۲۰ شفا
تنظیم و ارسال: مسافر احمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
176