جلسه هشتم از دورهی بیستودوم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی قیدار، با استادی راهنمای محترم مسافر محسن، با نگهبانی مسافر علیرضا و با دبیری مسافر علی با دستور جلسه « بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان ( کتابها ) » در روز یکشنبه ۲۶ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر
از تمام عزیزانی که نوشتارها را خواندند و همچنین از دبیر ارجمند سپاسگزارم. از نگهبان سردار نیز تشکر میکنم که امروز این اجازه را دادند تا بتوانم در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. همچنین از عزیزانی که در زیرزمین برای مراسم آقای مهندس زحمت میکشند و غذا تهیه میکنند، تشکر و قدردانی میکنم.
هفته گذشته دستور جلسه درباره متد و دستاوردهای مهندس بود و این هفته، هفته بزرگداشت است. واژه «بزرگداشت» در بسیاری از مراسمهای ما وجود دارد؛ اما بزرگداشت یعنی چه؟ چه کسی را باید بشناسیم و چرا باید او را بشناسیم؟
برای مثال، بزرگداشت مولانا یا سهروردی را برگزار میکنیم؛ اما سؤال این است که چرا باید بزرگان را بشناسیم؟ این موضوع برای من جای سؤال دارد. اگر روزی بتوانیم به آن جایگاه برسیم و در کنار آقای مهندس باشیم، موفقیت بزرگی است؛ اما باید از همین امروز ایشان را بشناسیم و بدانیم پشت چه کسی ایستادهایم و چه کسی دست ما را گرفته است.
دستاوردهای ایشان کتابهایشان است. من درباره کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» صحبت میکنم و آنچه را که میدانم، تا جایی که بتوانم، بیان میکنم. این موضوع مانند یک سند است.
امروز اگر از کسی بخواهیم درباره سلسله عرفان و ریشههای آن توضیح بدهد، شاید نتواند بهدرستی پاسخ دهد؛ زیرا این مطالب را بهاندازه کافی نشناختهایم. بنابراین، وظیفه ماست که آقای مهندس را بشناسیم و ایشان را به دیگران نیز معرفی کنیم. منظورم از این حرف، چیز دیگری نیست؛ این وظیفه ماست.
بزرگداشت مهندس فقط برگزاری یک مراسم نیست؛ بلکه باید ایشان را بشناسیم. کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» مانند یک سند است. اگر به تصویر روی جلد این کتاب نگاه کنیم، بیابان، دریا و کوه را میبینیم.
در قرآن آمده است که خداوند از میان خود مردم، پیامبرانی برای هدایت آنان فرستاده است. پیامبر از جنس همان مردمی بود که در میانشان زندگی میکرد. شاید اگر در زمان ما بود، او را دانشمند یا معلم مینامیدند؛ اما مهم این است که انسانها برای عبور از مشکلات به راهنما نیاز دارند.
برای من، اعتیاد مانند فرعون زمانه است. اگر به کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» نگاه کنیم، میبینیم که عبور از این مسیر آسان نیست. ما در حال عبور از دریایی هستیم که برای گذشتن از آن، به علم، راهنما و رهبری نیاز داریم. نمیتوان بهآسانی از چنین اقیانوسی عبور کرد.
همانطور که در داستان حضرت موسی، دریا به فرمان خداوند شکافته شد و راه عبور نمایان شد، در مسیر درمان اعتیاد نیز به علم و راهنمایی نیاز داریم. آقای مهندس راهی را نشان دادهاند که با شناخت و آموزش میتوان از این مسیر دشوار عبور کرد.
من از اعتیاد صحبت میکنم؛ چیزی که زمان و زندگیام را گرفته بود. کار میکردم، اما پولی که به دست میآوردم، صرف تهیه مواد میشد. در چرخهای گرفتار شده بودم که همهچیز را از من گرفته بود. زندگیام به جایی رسید که در دادگاه، همسرم در آستانه جدایی از من بود. فرزندم نزد پدربزرگش مانده بود و گاهی چند روز نزد خالهاش بود. خودم هم وضعیت مشخصی نداشتم و معلوم نبود کجا هستم.
ما از دست چیزی فرار میکردیم که زندگیمان را نابود کرده بود. به همین دلیل، باید از کسی که راه نجات را نشان داده است، قدردانی کنیم. آقای مهندس زندگیهای بسیاری را نجات دادهاند.
یکی از دوستان به من اعتراض کرد که چرا در مراسم محرم به مسجد نمیروم. به او گفتم اگر ممکن است، نام دوم امام حسین را بگو. تو چهل سال است که در مراسم شرکت میکنی؛ آیا میتوانی به این سؤال پاسخ بدهی؟ همچنین از او خواستم چند خط از دعای عرفه امام حسین را بخواند و معنایش را توضیح دهد.
ما سالها نام امام حسین را بر زبان میآوریم و برای ایشان عزاداری میکنیم؛ اما آیا واقعاً ایشان را میشناسیم؟ برای مثال، در آن شب که امام حسین یارانش را جمع کرد، فرمودند هرکس بدهکار است، از این مسئولیت آزاد باشد و در این مسیر نماند. این رفتار نیز نشاندهنده اهمیت شناخت و درک عمیق شخصیت بزرگان است.
من میخواهم بگویم اگر کسی را میشناسیم و به او اعتقاد داریم، باید تمام تلاش خود را بکنیم تا گفتههایش را در زندگی عملی کنیم. خودم هم باید تلاش کنم آنچه را نوشتهام و آموزش گرفتهام، به مرحله عمل برسانم.
بزرگداشت آقای مهندس یعنی شناخت ایشان؛ و شناخت آقای مهندس یعنی شناخت حرفها، کتابها و آموزشهای ایشان.
آقای مهندس درباره موضوعاتی صحبت میکنند که به صور پنهان انسان مربوط است و نیروهای منفی را برای ما آشکار میکنند. آیا ما میتوانیم بهراحتی از کسی که در محلهمان مواد میفروشد، شکایت کنیم؟ ممکن است همین کار مشکلات زیادی برای ما ایجاد کند. این موضوع نشان میدهد که مقابله با چنین مسائلی چقدر دشوار است.

آقای مهندس با موضوعی بسیار قدرتمند و پیچیده، یعنی اعتیاد و نیروهای منفی، مبارزه کردهاند. من از آقا رضا میپرسم: اگر من فردی دروغگو باشم و شما مطلب مهمی را به من بگویید تا آن را به آقا ناصر منتقل کنم، آیا چنین اعتمادی به من خواهید کرد؟ قطعاً برای انتقال یک مطلب مهم، صداقت و امانتداری لازم است.
کتابها و آموزشهای ارزشمند نیز برای حل مشکلات مردم ارائه شدهاند و کسی که میخواهد این مطالب را منتقل کند، باید صادق و امانتدار باشد.
از مولانا نیز نقل شده است که بر صداقت و ریشههای خانوادگی تأکید داشته است. در مثنوی معنوی نیز موضوع صداقت و درستی جایگاه ویژهای دارد.
به هرکسی نمیتوان امانت بزرگی سپرد؛ چه برسد به نوشتهها و آموزشهایی که میتوانند زندگی انسانها را تغییر دهند. بنابراین، ما باید قدر این آموزشها را بدانیم و در عمل به آنها پایبند باشیم.
تایپ: مسافر جمشید، رهجوی لژیون نهم
ویرایش، درج و ارسال: مسافر مهدی، رهجوی لژیون نهم
عکس: مسافر علی، مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
106