English Version
This Site Is Available In English

بذری که آقای مهندس کاشته‌اند، بذری از عشق، محبت، آگاهی و خدمت است

بذری که آقای مهندس کاشته‌اند، بذری از عشق، محبت، آگاهی و خدمت است

جلسه‌ هشتم از‌ دوره ششم کارگاه‌های‌ آموزشی‌ خصوصی کنگره ۶۰‌ نمایندگی ارم، با استادی راهنمای محترم مسافر علی اصغر، نگهبانی‌‌ مسافر‌ رحیم و دبیری‌ مسافر‌ علی با دستور جلسه "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان(کتاب ها) می باشد." در روز یکشنبه 26 مهر ماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

 

سلام دوستان علی اصغر هستم یک مسافر

خوشحالم که امروز این فرصت فراهم شد تا در این جمع باشم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. در ابتدا، از خانواده مهندس و عزیزانی که با برنامه‌ریزی دقیق خود این فرصت را فراهم کردند تا همه ما بتوانیم به تهران بیاییم، صمیمانه تشکر می‌کنم. از همه شما عزیزان نیز ممنونم که در این جمع حضور دارید.

من همیشه احساس می‌کنم که درباره آقای مهندس حرفی برای گفتن ندارم، اما در این چند سالی که در کنگره حضور داشته‌ام، می‌خواهم آنچه را آموخته‌ام، به زبان خودم بیان کنم، در واقع، می‌خواهم درس پس بدهم. آقای مهندس همیشه درباره صبر صحبت می‌کردند و می‌گفتند که سنگ، در اثر فشار و صبر، می‌تواند به لعل تبدیل شود. این مفهوم را همیشه الگوی خودم در زندگی قرار داده‌ام. برداشت من این است که باید در برابر مسائل و مشکلات زندگی صبر داشته باشم و بدانم که رسیدن به نتیجه، به زمان و تلاش نیاز دارد. یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای کنگره ۶۰، همین شعب و اتحادی است که میان اعضا وجود دارد. آقای مهندس بارها از سختی‌هایی صحبت کرده‌اند که برای شکل‌گیری کنگره متحمل شده‌اند. وقتی به صحبت‌های ایشان گوش می‌دهم، تازه متوجه می‌شوم که برای به وجود آمدن مجموعه‌ای مانند آکادمی و دیگر شعب کنگره ۶۰، چه تلاش‌ها و دشواری‌هایی پشت سر گذاشته شده است. ایشان در این مسیر حرف‌های زیادی شنیده‌اند و سختی‌های فراوانی را تحمل کرده‌اند، اما همه این تلاش‌ها برای خودشان نبوده است، بلکه برای ما و آیندگان بوده تا انسان‌هایی که راهشان را گم کرده‌اند، بتوانند مسیر درست را پیدا کنند.

اگر من خودم به دستاوردی برسم یا فن و مهارتی یاد بگیرم، ممکن است فقط به فکر کسب درآمد از آن باشم. این را درباره خودم می‌گویم تا بتوانم بزرگی شخصیت آقای مهندس را بهتر درک کنم. ایشان دانش و تجربه‌ای به دست آوردند، اما پس از آن، مسیر را رها نکردند و به دنبال زندگی شخصی خود نرفتند، بلکه ماندند تا دیگران هم بتوانند از این دانش و تجربه استفاده کنند. ایشان خواستند کسانی که مانند خودشان در گذشته راه را گم کرده بودند، فرصت پیدا کنند تا مسیرشان را بشناسند و به روشنایی برسند. آقای مهندس همواره در این مسیر پیش‌قدم بوده‌اند. شاید بعضی از شما عزیزان ندانید، اما دوستانی که به رهایی رسیده‌اند، بهتر می‌دانند که آقای مهندس در بخش‌های مختلف این مسیر چه زحماتی کشیده‌اند. کتاب‌هایی که تهیه می‌کنیم و هزینه‌هایی که برای آن‌ها می‌پردازیم، بخشی از یک مجموعه بزرگ‌تر هستند که برای آموزش و آگاهی انسان‌ها شکل گرفته است. درباره دستگاه‌هایی که برای پژوهش‌های علمی، از جمله سلول‌شناسی، تهیه شده‌اند نیز صحبت‌هایی شنیده‌ایم. آنچه برای من اهمیت دارد، این است که آقای مهندس همواره برای گسترش دانش و خدمت به انسان‌ها تلاش کرده‌اند. برنامه‌ریزی جلسات، رهایی مسافران، حضور همسفران و فعالیت شعب مختلف، همگی حاصل تلاش افراد زیادی است. همه دیده‌بانان، راهنمایان و خدمتگزاران زحمت می‌کشند، اما آنچه من در این مجموعه می‌بینم، این است که آقای مهندس همواره به فکر فراهم کردن شرایطی بوده‌اند تا انسان‌هایی که راه خود را در تاریکی گم کرده‌اند، بتوانند روشنایی را ببینند.

در صحبت‌های ایشان بارها شنیده‌ایم که اگر انسانی در مسیر تاریکی قرار دارد، می‌تواند مسیر خود را تغییر دهد و به سمت روشنایی حرکت کند. گاهی واقعاً نمی‌توان بزرگی چنین شخصیتی را به‌سادگی در چند جمله بیان کرد. من خودم زمانی مصرف‌کننده بودم. در آن دوران، حتی حوصله نوشتن و رسیدگی به خودم را نداشتم؛ چه برسد به اینکه بتوانم آن‌گونه که باید، به خانواده‌ام توجه کنم. وقتی به گذشته نگاه می‌کنم و شرایط آن روزهای خودم را با تلاش‌های آقای مهندس مقایسه می‌کنم، بیشتر متوجه بزرگی کار ایشان می‌شوم. آن‌طور که شنیده‌ام، ایشان در دوره‌ای با مشکلات مالی و شغلی نیز روبه‌رو بوده‌اند؛ اما با وجود همه دشواری‌ها، تلاش کردند راهی برای درمان اعتیاد پیدا کنند. وقتی این راه شکل گرفت، آن را برای خودشان نگه نداشتند، بلکه شرایطی فراهم کردند تا دیگران هم بتوانند از این روش بهره‌مند شوند. این برای من بسیار ارزشمند است، اینکه انسانی پس از تحمل سختی‌های فراوان، راهی را پیدا کند و سپس برای کمک به دیگران در همان مسیر بماند. بذری که آقای مهندس کاشته‌اند، بذری از عشق، محبت، آگاهی و خدمت است که می‌تواند سالیان سال ادامه پیدا کند. وظیفه من این است که اگر تاکنون کم‌ وکاستی داشته‌ام، از این به بعد قدم‌های درست‌تری بردارم و در این مسیر بهتر حرکت کنم. آقای مهندس همیشه بر خوب بودن تأکید داشته‌اند. من از این سخن چنین برداشت می‌کنم که خوبی و خدمت، اثری ماندگار از انسان بر جای می‌گذارد. باید تلاش کنیم کاری انجام دهیم که نتیجه آن برای دیگران نیز مفید باشد. یکی دیگر از دستاوردهای بزرگ ایشان، کتاب‌های ارزشمندی است که برای ما به یادگار گذاشته‌اند. کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را هر بار که می‌خوانم، نکته تازه‌ای از آن یاد می‌گیرم. این کتاب برای من تنها یک کتاب نیست، بلکه منبعی برای آموزش و شناخت بیشتر خودم است.

کتاب «چهارده وادی عشق» نیز برای من جایگاه ویژه‌ای دارد. بارها این کتاب را به دیگران هدیه داده‌ام و درباره آن صحبت کرده‌ام. حتی افرادی که از نزدیک با موضوع اعتیاد آشنا نیستند، ممکن است با خواندن این کتاب، زیبایی مفاهیم آن را درک کنند. به نظر من، این کتاب با زبانی شیرین و دلنشین درباره درون انسان، اختیار، انتخاب و مسئولیت او در زندگی صحبت می‌کند. به ما یادآوری می‌کند که انسان در بسیاری از موقعیت‌ها می‌تواند انتخاب کند که چگونه رفتار کند و در چه مسیری قدم بردارد. تأسیس دانشگاه و گسترش شعب کنگره ۶۰ نیز از دستاوردهای مهم این مجموعه است. روزی یک شعبه وجود داشت و امروز این مسیر گسترش پیدا کرده است. البته می‌دانیم که همه خدمتگزاران در این پیشرفت نقش دارند و برای ادامه کار زحمت می‌کشند. گاهی شرایطی پیش می‌آید که افراد ناامید می‌شوند و احساس می‌کنند ادامه دادن دشوار است، اما وقتی فرمانده یک مجموعه با قدرت و امید در میدان حضور دارد، دیگران نیز انگیزه پیدا می‌کنند که به حرکت خود ادامه دهند. من این موضوع را درباره نقش آقای مهندس در کنگره ۶۰ احساس می‌کنم. بنیان کنگره ۶۰، آقای مهندس دژاکام هستند و عزیزان دیگری نیز در جایگاه‌های مختلف، از جمله جانشینی نگهبان و مسئولیت‌های دیگر، در اداره و پیشرفت این مجموعه نقش دارند. همه این جایگاه‌ها و خدمت‌ها برای ادامه مسیر آموزش و درمان اهمیت دارند.

می‌خواهم به موضوع شربت اپیوم تینگچر نیز اشاره کنم. امروز بسیاری از مسافران سفر اول از این دارو در مسیر درمان خود استفاده می‌کنند؛ اما شاید همه ما به اندازه کافی از سختی‌هایی که برای فراهم شدن این امکان وجود داشته، آگاه نباشیم. آقای مهندس برای پذیرفته شدن این روش، مخالفت‌ها و دشواری‌های زیادی را پشت سر گذاشتند. ایشان بر این موضوع تأکید داشتند که درمان اعتیاد تنها به قطع مصرف محدود نمی‌شود، بلکه جسم انسان باید فرصت بازسازی پیدا کند و درمان باید به شکلی اصولی و درست انجام شود. امروز ما از نتیجه آن تلاش‌ها بهره می‌بریم. بنابراین، باید بدانیم که این امکانات به‌آسانی فراهم نشده‌اند و انسان‌های زیادی برای رسیدن به این مرحله زحمت کشیده‌اند. جایی که امروز در آن نشسته‌ایم، نتیجه تلاش‌های فراوانی است که در طول سال‌ها انجام شده است. من وقتی به این موضوع فکر می‌کنم، احساس می‌کنم انرژی و تجربه‌ای که از گذشته به امروز رسیده، مسئولیت ما را بیشتر می‌کند. ما باید تلاش کنیم این چراغ همیشه روشن بماند. هرکدام از ما باید روی پای خودمان بایستیم، مسئولیت خودمان را بپذیریم و در حد توان برای ادامه این مسیر تلاش کنیم. البته این به معنای بی‌نیازی از آموزش و کمک دیگران نیست؛ بلکه به این معناست که مسئولیت رشد و حرکت خودمان را بر عهده بگیریم. شعبه‌ای که امروز در آن حضور داریم، برای بسیاری از ما خاطرات و تجربه‌های ارزشمندی دارد. اگر به گذشته نگاه کنیم، می‌بینیم که در شرایط دشوار نیز تلاش شده است تا مسیر آموزش و درمان ادامه پیدا کند. برای من، مهم این است که بدانم ارزش کنگره تنها به ساختمان‌ها و امکانات آن نیست؛ بلکه به انسان‌هایی است که در این مجموعه به درمان می‌رسند، آموزش می‌گیرند و راه زندگی خود را پیدا می‌کنند. گاهی ممکن است تصور کنیم که دیده شدن، تشویق شدن یا مطرح شدن اهمیت زیادی دارد، اما در نهایت، آنچه اهمیت دارد، این است که یک نفر به درمان برسد و بتواند زندگی خود را بهتر اداره کند. اگر انسانی از تاریکی فاصله بگیرد و به سمت روشنایی حرکت کند، این خودش یک دستاورد بزرگ است. من در سفر دوم نیز همچنان به آموزش نیاز دارم، زیرا احساس می‌کنم هنوز چیزهای زیادی وجود دارد که باید یاد بگیرم. آنچه تا امروز آموخته‌ام، تنها بخشی از مسیر است. باید قدم‌به‌قدم حرکت کنم تا بتوانم مفهوم واقعی خدمت و گذشت را بهتر درک کنم. وقتی به تلاش‌های آقای مهندس فکر می‌کنم، به این نتیجه می‌رسم که ایشان برای خدمت به دیگران، از آسایش و منافع شخصی خود نیز گذشته‌اند. همین موضوع باعث می‌شود من قدر داشته‌هایم را بیشتر بدانم. باید قدر این مکان، این آموزش‌ها و امکاناتی را که در اختیار ما قرار گرفته است، بدانیم. باید قدر دارویی را که در مسیر درمان، طبق برنامه و دستورالعمل مربوط به خود دریافت می‌کنیم، بدانیم و با مسئولیت‌پذیری در این مسیر حرکت کنیم. ما یک‌ شبه وارد تاریکی نشده‌ایم که انتظار داشته باشیم یک‌ شبه از آن خارج شویم. برای رسیدن به شرایط امروز، زمان و تلاش لازم بوده است. کنگره ۶۰ به ما کمک کرده تا به‌جای ماندن در تاریکی، دست‌کم حرکت به سمت روشنایی را آغاز کنیم. امیدوارم من هم بتوانم در این مسیر بمانم، در کناردیگر اعضا آموزش بگیرم و خدمت کنم و سهم کوچکی در روشن نگه داشتن چراغ کنگره ۶۰ داشته باشم. امیدوارم بتوانم برای کنگره و اعضای آن مفید باشم و در حد توان، قدمی درست بردارم. در پایان، برای همه سفر اولی‌ها آرزوی رسیدن به رهایی و برای سفر دومی‌ها آرزوی افزایش آگاهی و ادامه مسیر آموزش را دارم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، از همه شما عزیزان سپاسگزارم.

تایپ و عکاس: مسافر حسن

ویراستاری و ارسال: مسافر فرهاد

مرزبان خبری: مسافر محمد

مرزبان کشیک: مسافر وحید

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...