سیزدهمین جلسه از دوره اول کارگاه های آموزشی عمومی کنگره۶۰؛ نمایندگی آذر تبریز با استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر نیما با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان» روز پنجشنبه ۲۳ مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.
سخنان استاد:

برگزاری این جلسه و صحبت کردن در چنین شرایطی، برای من بسیار دشوار است. بنا بر دستور اسیستانت محترم، امروز این مسئولیت بر عهده من قرار گرفته است تا در خدمت شما عزیزان باشم. پیش از هر چیز، لازم میدانم درگذشت بنیان کنگره ۶۰، جناب آقای مهندس دژاکام را به تمامی اعضای محترم کنگره ۶۰، مسافران و همسفران عزیز، خانواده محترم ایشان و به اعتقاد من، به تمام بشریت تسلیت عرض کنم. به نظر من، آقای مهندس وزنهای ارزشمند برای بشریت و خلقت بودند و فقدان ایشان، ضایعهای بسیار بزرگ است. به یاد دارم زمانی که نوجوان بودم، پدرم را از دست دادم و نمیدانستم باید چه کار کنم و چگونه عزاداری کنم؛ اکنون دقیقاً همان احساس را دارم. ما در کنگره ۶۰ تاکنون با چنین اتفاقی مواجه نشده بودیم و چنین جلسهای را تجربه نکرده بودیم؛ به همین دلیل، تجربهای در این زمینه نداریم که بدانیم دقیقاً چگونه باید با این شرایط روبهرو شویم. زمانی که فرزندم را از دست دادم نیز همین احساس را داشتم؛ نمیدانستم چه واکنشی باید نشان دهم و چگونه باید با این اتفاق کنار بیایم. این شرایط برای ما کاملاً تازه است و شوک بسیار عجیب و دردناکی به ما وارد شده است. امیدوارم بتوانم بر احساسات خود مسلط باشم و صحبتهایم را ادامه دهم. همان روزی که خبر این اتفاق منتشر شد، به همراه آقا پویا و چند تن از دوستان، به دیدار آقای محمدعلی شفیق رفتیم؛ ایشان از بزرگان و پیشکسوتان کنگره ۶۰ در تبریز هستند. در آن شرایط، واقعاً نمیدانستیم باید چه کار کنیم و کجا برویم. گاهی انسان در موقعیتی قرار میگیرد که احساس میکند هیچ کاری از دستش برنمیآید. در آن دیدار، آقای شفیق صحبت بسیار جالبی مطرح کردند؛ ایشان گفتند زمانی که برای دیدار با آقای مهندس به تهران میرفتیم، آقای مهندس میفرمودند وقتی کنگره ۶۰ به سیسالگی برسد، به تمام شعب آن سر خواهم زد؛ یعنی قصد داشتند در سالگرد سیسالگی کنگره، به شعب مختلف تشریف ببرند. من فکر میکنم اکنون نیز میتوانیم با همین نگاه به موضوع بنگریم و امیدوار باشیم که آقای مهندس بهنوعی در کنار تمام شعب کنگره حضور داشته باشند. زمانی که فعالیت این شعبه را آغاز کردیم و اجازه تأسیس آن را از آقای مهندس گرفتیم، یکی از بزرگترین آرزوهای من این بود که روزی شعبهای داشته باشیم و آقای مهندس برای افتتاح آن تشریف بیاورند؛ همانطور که برای افتتاح شعبه زنجان حضور پیدا کردند. آقای مهندس یک تفکر هستند؛ ایشان عشق هستند و عشق هیچگاه نمیمیرد؛ تفکر نیز هرگز از بین نمیرود. من اطمینان دارم که مدت زیادی نخواهد گذشت و استاد امین، همانگونه که آقای مهندس در سیدیها پیامهای سردار را میخواندند، پیامهای آقای مهندس را برای ما خواهند خواند و درباره آنها توضیح خواهند داد. به این ترتیب، اندیشه و آموزشهای ایشان همچنان در میان ما جاری خواهد بود. به یاد دارم زمانی که آقای مهندس برای افتتاح دانشگاه خوارزمی تشریف برده بودند، در آنجا فرمودند که کارشان در این بُعد به پایان رسیده است و ترخیص شدهاند. طی چند روز گذشته، بارها به این موضوع فکر کردهام که آقای مهندس با خدماتی که ارائه کردند، شاید بهاندازه ۸۰۰ یا هزار سال به انسانها خدمت کرده باشند. به اعتقاد من، ایشان از بُعد انسانی عبور کردهاند، اوج گرفتهاند و به بُعدی بالاتر رفتهاند؛ قطعاً در آن بُعد نیز خدمتشان ادامه خواهد داشت. مطمئنم که آقای مهندس ما را به حال خود رها نکردهاند، ایشان همچنان به فکر ما هستند و حضور معنویشان را در کنار خود احساس خواهیم کرد. دستور جلسه این هفته نیز بزرگداشت آقای مهندس، کشف متد DST و دستاوردهای علمی ایشان است. دستاوردهای علمی آقای مهندس بسیار گسترده است. یکی از مهمترین آنها، روش DST در درمان اعتیاد و همچنین فعالیتهای ایشان در زمینه درمان سیگار و بررسی و کمک به بهبود بسیاری از بیماریهای لاعلاج است. در سایت کنگره ۶۰، مطالب و اطلاعات متعددی درباره این دستاوردها و مقالات ارائهشده و همکاریهای ایشان با دانشگاهها و مراکز مختلف منتشر شده است که علاقهمندان میتوانند به آنها مراجعه کنند. برای مثال، در دوران همهگیری کرونا، تمام دنیا با بحرانی جدی روبهرو شده بود. در همان زمان، من خودم در سفر اول بودم و با کمک D.Sap، توانستم فعالیتهای روزمرهام را ادامه دهم و در جلسات کنگره شرکت کنم. من به دلیل رعایت نکردن کامل دستورالعملها، به سویههای مختلف کرونا مبتلا شدم؛ بااینحال، مشکل حادی برای من پیش نیامد. راهنمایم به من گفته بودند که نترسم و به D.Sap اعتماد داشته باشم. همین موضوع باعث شده بود که در آن زمان، اعتماد زیادی به این فرآورده داشته باشم. بااینحال، یکی از مهمترین دستاوردهای کنگره ۶۰ را باید در همدلی، امید و نیرویی جستوجو کرد که آقای مهندس در میان اعضا و خانوادهها ایجاد کردند؛ در میان انسانهایی که در مقاطعی از زندگی خود واقعاً به بنبست رسیده بودند. ایشان در دل انسانها امید ایجاد کردند، آنها را از جای خود بلند کردند، به حرکت واداشتند و کیفیت زندگی بسیاری از افراد را تغییر دادند. به نظر من، این دستاوردی بسیار ارزشمند و ماندگار است. در مورد مشارکت دوستان، به نظر من، مشارکتها میتوانند از دل و احساس واقعی افراد سرچشمه بگیرند و لزوماً لازم نیست همه درباره دستور جلسه صحبت کنند. این روزها، بزرگداشت آقای مهندس موضوعی است که میتواند از جنبههای مختلف مورد توجه قرار گیرد و هرکس میتواند احساس و برداشت خود را بیان کند. نکته دیگری که میخواهم بر آن تأکید کنم، مسئولیتی است که با تأسیس این شعبه بر عهده ما گذاشته شده است.

زمانی که آقای مهندس اجازه تأسیس این شعبه، یعنی شعبه آذر، را به ما دادند، در واقع مسئولیتی را به ما سپردند و به تکتک ما اعتماد کردند. به نظر من، باید این مسئولیت را بسیار جدی بگیریم. اگر تا امروز جدی بودهایم، از این پس باید بسیار جدیتر باشیم. فکر میکنم اکنون باید کار شعبه و فعالیت در کنگره ۶۰ را با جدیت چندبرابر، حتی صد برابر، دنبال کنیم. برای رسیدن به هر هدفی، انسان باید از برخی خواستهها و برنامههای شخصی خود بگذرد، این موضوع کاملاً طبیعی است. گاهی ممکن است خود من بهانه بیاورم که کار دارم یا به دلیل دیگری نمیتوانم در فعالیتها حضور داشته باشم؛ اما وقتی هدفی را انتخاب میکنیم، باید برای آن برنامهریزی کنیم و در صورت لزوم، از بعضی برنامههای دیگر خود بگذریم. حتی برای حضور در یک مراسم یا مهمانی، برنامههای کاری خود را تنظیم میکنیم و گاهی تغییر میدهیم. خدمت در کنگره ۶۰ نیز به همین شکل است. البته همه دوستان این مسائل را میدانند و شاید نیازی به گفتن آنها نباشد؛ اما اکنون که به شرایط موجود فکر میکنم، احساس میکنم موضوع اهمیت بیشتری پیدا کرده است. امروز نگاه افراد بسیاری به کنگره ۶۰ معطوف شده است. افراد بیشتری با این مجموعه آشنا شدهاند و نام کنگره ۶۰ و آقای مهندس در نقاط مختلف شناخته شده است. بنابراین، اگر خدایناکرده شعبه ما نتواند بازدهی و عملکرد مناسبی داشته باشد، این موضوع بازتاب خوبی نخواهد داشت. ما باید بتوانیم در عمل نشان دهیم که شایسته اعتمادی هستیم که به ما شده است. در مورد سوگواری نیز استاد امین فرمودند که گریه کردن و سوگواری کردن اشکالی ندارد و بخشی طبیعی از این مسیر است. قطعاً اندوه و گریه، بخشی از احساسات انسانی ما در مواجهه با چنین فقدانی است؛ اما اصل موضوع این است که بتوانیم راه آقای مهندس را ادامه دهیم. آقای مهندس به ما صرفاً اجازهای برای تأسیس شعبه ندادند که بتوانیم مدتی فعالیت را کنار بگذاریم و به کارهای دیگر خود برسیم؛ بلکه مسئولیتی به ما سپردند و فرمانی برای انجام کاری مهم صادر کردند. ایشان پیشنهاد ما را بررسی کردند و پس از ارزیابی، به ما اجازه فعالیت دادند و این مسئولیت را بر عهدهمان گذاشتند. اکنون وظیفه ماست که این مسئولیت را جدی بگیریم و برای اجرای آن تلاش کنیم. باید کاری کنیم که این شعبه هرچه سریعتر پیشرفت کند. هرکس بهاندازه درک، دریافت و توانایی خود مسئولیت دارد. برای مثال، توان و وظیفه یک مسافر سفر اولی که تنها یک ماه از آغاز سفرش گذشته است، میتواند این باشد که ساعت چهارونیم در شعبه حاضر شود، نوشتهها را دریافت کند و بخواند و صندلیها را بچیند. شاید این کار در ظاهر ساده به نظر برسد، اما انجام همین وظایف کوچک نیز ارزشمند است و در پیشرفت شعبه نقش دارد. هرکس باید بهاندازه توان خود خدمت کند. در کنگره ۶۰ هیچکس بیمسئولیت نیست و هیچکس نباید خود را بینیاز از مشارکت و خدمت بداند. همه ما وظیفه داریم و در برابر مسئولیتی که پذیرفتهایم، پاسخگو هستیم. امیدوارم بتوانیم با همدلی، تلاش و خدمت مستمر، این شعبه را به جایگاه شایستهای برسانیم. اگر توفیق ادامه این مسیر را در خدمت آقای مهندس نداشتیم، بیتردید، راه ایشان را در خدمت استاد امین ادامه خواهیم داد. با هدایت و حمایت استاد امین، شعبهای موفق و پویا ایجاد کنیم؛ شعبهای که متعلق به خودمان باشد و برای فعالیت در آن، وابسته به اجارهنشینی نباشیم و روزی فرا برسد که استاد امین برای افتتاح محل جدید شعبه تشریف بیاورند و ما بتوانیم در آنجا به انسانهای بسیار زیادی کمک کنیم؛ انسانهایی که شاید امروز در شرایط دشوار زندگی خود قرار دارند و به امید، آموزش و فرصتی دوباره برای حرکت نیازمندند. در پایان، امیدوارم همه ما بتوانیم با ادامه مسیر و اندیشههای آقای مهندس، قدردان زحمات و خدمات ارزشمند ایشان باشیم و با عمل خود نشان دهیم که مسئولیتی را که بر عهدهمان گذاشتهاند، بهدرستی پذیرفتهایم و برای تحقق آن تلاش میکنیم.
تهیه گزارش: مسافر رضا
ارسال مطلب: مسافر سعید
- تعداد بازدید از این مطلب :
110