English Version
This Site Is Available In English

دستاوردهای آقای مهندس بی‌نهایت است. تک‌تک کسانی که روی این صندلی می‌نشینند، دستاورد آقای مهندس هستند؛

دستاوردهای آقای مهندس بی‌نهایت است. تک‌تک کسانی که روی این صندلی می‌نشینند، دستاورد آقای مهندس هستند؛

بنام قدرت مطلق

جلسه چهارم از دوره ششم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی لواسان با استادی راهنمای  محترم مسافر مجید  و نگهبانی مسافر شهرام و دبیری مسافر شاهین  با دستور جلسه ی « بزرگداشت دستاوردهای آقای مهندس  » شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان،  مجید هستم مسافر .

خدا را شاکر و سپاسگزار هستیم. تشکر می‌کنم از ایجنت محترم، راهنماهای عزیز، گروه مرزبانی، نگهبان و دبیر محترم که اجازه خدمت کردن را به من دادند. امیدوارم جلسه خوبی داشته باشیم.

جا دارد تشکر کنم از عزیزانی که در مراسم ختم خدمت کردند و زحمت کشیدند تا این مراسم به بهترین شکل ممکن برگزار شود.

یادی می‌کنم از آقای مهندس دژاکام، این بزرگ‌مرد که همیشه، همیشه و همیشه جایش در قلب همه ما زنده است.

خدا می‌داند که امروز دلم خون بود، ولی فرمان بود و باید اینجا در خدمت شما می‌بودم.

سه‌شنبه‌ای که گذشت، من در شعبه زال‌پارس، در استان خراسان جنوبی بودم. حال‌وهوای خاصی داشتم. بچه‌های شهرستان، شاید ده، پانزده نفرشان مشارکت کردند و قریب به هشتاد درصدشان در مشارکت‌ها بغض می‌کردند و نمی‌توانستند صحبتشان را ادامه بدهند.

بعد از جلسه که با آن‌ها صحبت می‌کردم، می‌گفتند: «خب، شما در تهران بودید و در مرکز هستید. جمعه‌ها در پارک طالقانی یا چهارشنبه‌ها، هر زمانی که دلتان می‌گرفت و اراده می‌کردید، می‌توانستید بزرگ‌مردمان را ببینید؛ ولی ما هزار کیلومتر فاصله داشتیم.»

واقعاً می‌دیدم که دلتنگی عمیقی نسبت به آقای مهندس داشتند و این دلتنگی را در صحبت‌هایشان ابراز می‌کردند.

دستور جلسه، «دستاوردهای آقای مهندس و کشف متد dst» است. همان‌طور که همه عزیزان می‌دانند، دستور جلسات و وادی‌هایی که داریم، دو بُعد دارند؛ یک بُعد صور آشکار و یک بُعد دیگر که مربوط به چیزی است که من از این دستور جلسه به دست می‌آورم و قرار است به چه هدفی برسم.

در بُعد صور آشکار، همه ما کتاب‌های آقای مهندس، مقالات و سی‌دی‌هایی را که در اختیارمان هست، می‌شناسیم. این‌ها متدی هستند که سرآمد همه روش‌هاست. سی‌دی‌ها و مقالات بی‌شماری که در سطح دنیا مطرح شده‌اند، باعث می‌شوند آدم واقعاً به خودش ببالد که بگوید: «من یک بچه کنگره‌ای هستم و دارم در این سیستم آموزش می‌گیرم.» آدم کیف می‌کند وقتی این چیزها را می‌شنود و می‌بیند. این، بُعد آشکار دستور جلسه است.

اما وقتی من دستور جلسه را باز می‌کنم و به زیرِ این عنوان نگاه می‌کنم، می‌بینم اتفاقی که افتاده، فراتر از این‌هاست. یعنی چه؟ یعنی کنگره ۶۰ در زندگی من چه کار کرده است؟ این آرامشی که امروز دارم، از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ چه اتفاقی افتاده است؟ این موضوع فقط مربوط به زندگی من نیست؛ در زندگی تک‌تک عزیزانی که اینجا نشسته‌اند، چه اتفاقی افتاده است؟

چطور باید این موضوع را عنوان کنم؟ چه زندگی‌هایی بوده که به‌هم‌ریخته بوده و صاحب آن زندگی آمده و روی این صندلی نشسته است؟ چه زندگی‌هایی بوده که واقعاً معلوم نبود امروز سرنوشتشان به کجا می‌رسد، اما حالا می‌آیند و اینجا می‌نشینند و صد نفر، دویست نفر، کمتر یا بیشتر، به صحبت‌هایشان گوش می‌دهند.

همه این‌ها کنگره است؛ همه این‌ها از دستور جلسات و دستاوردهای آقای مهندس است. نتیجه‌اش این است که زندگی من با آرامش همراه باشد؛ زندگی بچه‌ام، نوه‌ام، خانواده‌ام و حتی طایفه‌ام. ببینید، آقای مهندس روی زندگی همه این افراد تأثیر می‌گذارد.

پدر خدابیامرز من به میوه انگور خیلی علاقه داشت. الان نزدیک به ده سال است که ایشان فوت کرده‌اند. ما بعضی وقت‌ها که می‌خواهیم سر خاکشان برویم، مثلاً انگور می‌بریم و می‌گوییم: «خب، بابا انگور دوست داشت.»

به نظرم امروز کار من خیلی سخت است. باید بنشینم و تفکر کنم که آقای مهندس حسین دژاکام چه چیزی را دوست داشتند. ما می‌دانیم که ایشان بخشندگی و خدمت به همدیگر را دوست داشتند.

 

حالا سؤال اینجاست: آیا من دنبال این شخصیت هستم؟ من درباره خودم صحبت می‌کنم و کاری به هیچ‌کس ندارم.

 

می‌خواهم این را بگویم که دستاوردهای آقای مهندس بی‌نهایت است. تک‌تک کسانی که روی این صندلی می‌نشینند، دستاورد آقای مهندس هستند؛ از سی سال پیش تا امروز و تا زمانی که این کنگره ادامه دارد و تا زمانی که این هستی وجود دارد، کنگره هست و این اتفاق روی این صندلی می‌افتد.

به نظرم امروز، اگر یک خانواده بزرگش را از دست می‌دهد، وظیفه نفرات بعدی واقعاً سخت‌تر می‌شود. بزرگان کنگره وظیفه‌ای دوچندان پیدا می‌کنند. بزرگان نمایندگی هم وظیفه‌شان بیش از قبل می‌شود تا بیایند و هوای بچه‌ها را داشته باشند.

منظورم از بچه‌ها، سن‌وسال نیست؛ منظورم تازه‌واردها هستند. یک تازه‌وارد امروز می‌آید و یک ماه، دو ماه یا سه ماه است که در کنگره حضور دارد. شاید هنوز مشکلات بیشتری در ذهنش داشته باشد. وظیفه بزرگان کنگره، مرزبانان، راهنماها و همه کسانی که خدمتگزار هستند، این است که انرژی بیشتری بگذارند تا بتوانیم این مسیر را با قدرت ادامه بدهیم.

درد بزرگی است. به نظرم همه ما داغدار هستیم و شاید هنوز زمان لازم باشد تا متوجه شویم چه اتفاقی برایمان افتاده است. درد خیلی بزرگ است، ولی مسیرمان روشن است.

من فکر می‌کنم آقای مهندس از پانزده یا بیست سال قبل، برای چنین روزهایی برنامه‌ریزی می‌کردند. برای من درد خیلی بزرگ است، ولی مسیرمان روشن است و نشانه‌گذاری شده است.

قطعاً اتفاق خاصی در کنگره نمی‌افتد که ما از آن بی‌خبر باشیم. مطمئن باشیم که این راه با قدرت بیشتری ادامه پیدا می‌کند. دست در دست هم، با تلاش مضاعف، راهنماها به یک شکل، خدمتگزاران و لژیون سردار به شکل دیگر، همه باید تلاش کنیم تا این مسیر را با قدرت ادامه بدهیم.

امیدوارم که این راه را با قدرت ادامه بدهیم. قطعاً همین‌طور خواهد بود.

امیدوارم آقای مهندس در بهترین جای ممکن باشند. قطعاً در جلسات حضور دارند و روحشان همیشه کمک‌حال ماست.

ممنونم که به صحبت‌هایم گوش دادید.

بارگزاری: مسافر مهدی

عکس: مسافر پیمان

مرزبان خبری: مسافر مصطفی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...