English Version
This Site Is Available In English

آقای مهندس همانند نوری بودند میان محققان + دیده‌بان

آقای مهندس همانند نوری بودند میان محققان + دیده‌بان

جلسه سیزدهم از دوره بیست و پنجم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی زاگرس، با استادی  دیده‌بان محترم مسافر احمد، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر‌‌ اصغر ‌با دستور جلسه: کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس روز پنج‌شنبه 23 مهر‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که این بستر فراهم شد تا ما بتوانیم به درمان برسیم، به زندگی برگردیم و بتوانیم این پرونده را ببندیم؛ این پرونده در طول اعصار باز بوده و به لطف خداوند و دستان پرمهر آقای مهندس، این راه کشف شد و فرمانی صادر شد تا تک‌تک ما بتوانیم با این روش و متد، به درمان قطعی نائل شویم و این پرونده را ببندیم. یکی از چیزهایی که کنگره را متمایز می‌کند، ساختار آن است. کنگره ساختاری دارد که هیچ مشابهی ندارد؛ یعنی آقای مهندس از روی یک ساختار مشابه، الگویی نگرفته‌اند تا کنگره را تشکیل بدهند. از نظر من، زمانی که آقای مهندس از میان ما رفتند، بخش اعظمی از کره زمین بی‌سایه شد. انسان‌ها شاید اکنون متوجه این موضوع نباشند. شاید نیم قرن یا حتی بیشتر زمان لازم باشد تا در آینده متوجه شویم مهندس دژاکام چه کسی بوده‌اند. بااین‌حال، به لطف ساختاری که آقای مهندس ایجاد کردند، این مسیر ادامه پیدا می‌کند. ایشان ساختاری ایجاد کردند که بر فرد استوار نیست، بلکه یک سیستم است؛ سیستمی که چه ایشان باشند و چه نباشند، به کار خودش ادامه می‌دهد.

این ساختار قوانین و اصولی دارد که از چشم بسیاری از انسان‌ها پنهان است. بسیاری از انسان‌ها درگیر روزمرگی زندگی هستند. خود من همینطور بودم اما چیزی که کنگره به من یاد داد، این بود که اصلاً فلسفه زندگی انسان چیست. برای اینکه فلسفه زندگی را متوجه شویم، ابتدا باید بدانیم انسان چه موجودی است. این موضوع در کنگره شکافته شده است. گفته می‌شود انسان یک صور آشکار دارد و یک صور پنهان. صور آشکار، فیزیولوژی و جسم انسان است. انسان در این جسم قرار می‌گیرد تا حرکت خودش را انجام دهد. جسم انسان یک مرکب است که قرار است ما را از مبدأ به مقصد برساند. این مرکب برای رسیدن از مبدأ به مقصد اهمیت بسیاری دارد؛ اما آن چیزی هم که این مرکب را هدایت می‌کند و به سمت مقصد می‌برد، اهمیت دارد. آن بخش پنهان وجود انسان، در این مسیر نقش مهمی دارد. برای اینکه شما بتوانید این مسیر را به‌عنوان یک انسان طی کنید، باید این دو بخش را بشناسید.

البته منظور این نیست که باید آن‌ها را به‌طور کامل بشناسید، بلکه باید به‌اندازه‌ای شناخت پیدا کنید که بتوانید مسیر را با کمترین کنش، درگیری، سختی، رنج و درد طی کنید. شناخت بخش پنهان وجود انسان بسیار تعیین‌کننده و مهم است. وقتی صحبت از شناخت این بخش می‌شود، مسئله جهان‌بینی مطرح می‌شود. آموزش‌های جهان‌بینی برای این است که ما این بخش از وجود خودمان را بشناسیم. انسان از قبل بوده، اکنون هم هست و در آینده نیز خواهد بود، پس اعتیاد هم از قبل بوده، اکنون هست و در آینده هم خواهد بود. شروع اعتیاد یک انسان، جرقه آن و حرکت اولیه‌اش، به جهان‌بینی، به بخش پنهان وجود انسان و به خواسته نامعقول نفس اماره مربوط می‌شود. اگر بپذیریم که انسان قبلاً بوده، اکنون هست و در آینده هم خواهد بود، طبق کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» می‌توانیم این موضوع را بررسی کنیم که انسان اعتیاد را با خودش به جهات‌های مختلف می‌برد. چون منشأ اعتیاد در فیزیولوژی نیست، بلکه در نفس است، این نفس در حیات‌های متعدد آن را با خودش حمل می‌کند.

وقتی این موضوع را می‌پذیریم، یعنی انسانی که در هر حیاتی قرار می‌گیرد، ممکن است مصرف‌کننده شود. این حرف کوچکی نیست. اثبات این موضوع هم کار دل است. مسائل جهان‌بینی، مسائل اعتقادی و ایمانی هستند. این کار، کار دل است. چیزی نیست که من یا آقای مهندس، یا هر فرد دیگری بتوانیم آن را به‌طور کامل برای شما اثبات کنیم. نشانه‌هایی وجود دارد؛ اما چیزی که بتواند به‌صورت کامل، تصویری به من و شما بدهد تا بگوییم این موضوع وجود دارد، در اختیار ما نیست. در کتاب «ادموند و هلیا»، آقای مهندس منشأ به‌وجود آمدن اولین مصرف را مطرح می‌کنند؛ همان چیزی که در وادی یازدهم درباره آن گفته می‌شود: آخرین تیر ترکش نیروهای بازدارنده چیزی نبود، مگر خمر؛ و از میان آن‌ها، گلی زیبا و وحشی به نام خشخاش مطرح می‌شود. این حرکت اولیه در کتاب «ادموند و هلیا» به‌صورت نمایشنامه آمده است. آقای مهندس برای اینکه روش DST را کشف کنند، بالاترین تاریکی‌ را که یک انسان می‌تواند در طول قرن‌ها به دوش بکشد، تجربه کردند. آقای مهندس این تاریکی را به دوش کشیدند تا بتوانند به نقطه‌ای برسند که این روش را کشف کنند.

ایشان هفده سال مصرف‌کننده بودند. زندگی‌شان با مشکلات زیادی همراه بود؛ شرکت پلمب شد، حکم جلب و چک‌های متعدد وجود داشت و مشکلات بسیاری را تجربه می‌کردند. با وجود این شرایط، همراه با خانم آنی سه شیفت کار می‌کردند و زندگی را می‌چرخاندند. ایشان در اوج همین مشکلات، در حال تحقیق بودند که چرا وقتی مصرف را قطع می‌کنند، شرایط قابل‌تحمل نیست و ترک کردن این‌قدر دشوار است. در کنار تمام فشارهای زندگی، به تحقیق ادامه می‌دادند. به دلیل آن پیشینه و فرمانی که به ایشان داده شده بود، این مسیر را ادامه دادند. خودشان هم چندین بار فرمودند که اصلاً به ذهنشان خطور نمی‌کرده است که در حال پایه‌ریزی درمان خودشان هستند. در این روش، هفته اول سازگاری، هفته دوم تثبیت و هفته سوم اشباع است. این مراحل فرد را برای کاهش پله آماده می‌کند. ایشان این روش را کشف کردند و از دل این روش، درمان انسان‌ها کشف شد. من هم مثل خیلی از شماها راه‌های مختلفی را تجربه کرده بودم؛ اما وقتی به کنگره آمدم و این راه را دیدم، متوجه شدم که منطقی است. آن را انجام دادم و چیزی نگفتم؛ فقط اجرا کردم. وقتی به خط پایان رسیدم، متوجه شدم کشف DST یعنی چه. یک سفر اولی تا زمانی که به نقطه رهایی با روش DST نرسد، ممکن است نتواند به‌طور کامل متوجه این کشف شود.

کاهش وزن و همچنین, D.sap از کشفیات دیگر ایشان هستند. سه مشکل بزرگ جهان که تمام کشورها با آن درگیر هستند، از موضوعاتی بوده‌اند که آقای مهندس برای آن‌ها راه‌حل ارائه کرده‌اند؛ اما این راه‌حل‌ها باید گسترش پیدا کنند و این کار به زمان نیاز دارد. به همین دلیل است که ما به کار خودمان ادامه می‌دهیم؛ چون این مسیر باید گسترش پیدا کند. ایشان برای چاقی راه‌حل ارائه کردند، برای اعتیاد راه‌حل ارائه کردند و درباره سرطان هم کارهایی انجام شده است؛ اما از نظر علمی و در نگاه بیرونی، این موضوعات مراحل بررسی و اثبات خودشان را طی می‌کنند. شما به دفتر مرکزی و ساختمان سیمرغ بیایید. همین چند وقت پیش، در سایت، مطلبی درباره دانشگاه هاروارد منتشر شده بود. مگر هرکسی می‌تواند بدون داشتن تجربه پزشکی، به‌عنوان محقق در حوزه سرطان شناخته شود و چنین جایگاهی پیدا کند؟ حتماً دیده‌اید که در بعضی مراسم‌ها، وقتی فردی در حال صحبت است، نورافکنی از بالا روی سر او می‌تابد. اصطلاحی برای این موضوع وجود دارد که برای آقای مهندس از آن اصطلاح استفاده کردند و در میان محققان گفتند: ایشان در میان محققان مانند نوری هستند.

آقای مهندس به بسیاری از این افراد راه نشان داده‌اند. افرادی به آقای مهندس پیام داده بود و گفته بود: " از روزی که روش درمان نیکوتین را در کلینیکم اجرا کردم، ریزش نداشته‌ام و ماندگاری افراد را دارم." پروفسوری که سال‌ها کلینیک ترک سیگار داشت، از آقای مهندس سؤال می‌کرد که چرا در درمان، افراد ماندگار نمی‌شوند؛ افراد می‌آیند، دوباره برمی‌گردند و مصرف را از سر می‌گیرند. او می‌گفت کسی در درمان باقی نمی‌ماند. آقای مهندس برایش توضیح دادند که چه‌کار باید بکند و چه مسائلی را باید در نظر بگیرد. او هم توضیحات را پذیرفت و اجرا کرد و اکنون کارش را ادامه می‌دهد. کشفیات آقای مهندس، از نظر جهان‌بینی و فیزیولوژی، میراثی برای ما بر‌جای گذاشته‌اند؛ میراثی که تا زمانی که هستی وجود دارد، می‌توانیم از آن استفاده کنیم و به انسان‌ها خدمت کنیم.
آقای مهندس خودشان درباره کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» فرمودند که این کتاب را نوشته و به نگارش درآورده‌اند، اما هنوز بسیاری از زوایای آن برای خودشان هم پنهان است. این‌ها چیزهایی نیستند که آقای مهندس از جایی برداشته باشند؛ بکه حاصل تراوش‌های ذهنی و شناخت قوانین هستی هستند؛ قوانینی که از قبل وجود داشته‌اند. وقتی قرار است فردی چنین موضوعاتی را کشف کند، حتماً جایگاه و توانایی خاصی دارد.

تایپ گزارش و عکس: مسافر شهزاد لژیون 2
بارگزاری: مسافر محمد لژیون 8
گروه سایت مسافران کنگره 60 نمایندگی زاگرس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...