English Version
This Site Is Available In English

شما محبت و انتخاب نمیکنید محبت شما رو انتخاب میکنه

شما محبت و انتخاب نمیکنید محبت شما رو انتخاب میکنه

بنام قدرت مطلق


جلسه یازدهم از دوره ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی لواسان، با استادی مسافر افشین ، نگهبانی مسافر پیمان و دبیری مسافر پیمان، با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من  با حرکت راه نمایان میشود » روز چهارشنبه 15 مهرماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.


خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان افشین هستم یک مسافر

تشکر می‌کنم از آقای مهندس و راهنمایان کنگره ۶۰ و تمام کسانی که زحمت کشیدند تا من به این سطح از آگاهی برسم. این سطح از آگاهی خیلی ارزشمنده. وقتی بهش می‌رسی، تازه می‌فهمی که چقدر ارزشمنده.

خب، من الان در جامعه، بسته به کاری که افراد دارن، با انسان‌هایی که از لحاظ اجتماعی در سطح‌های بالایی هستند برخورد می‌کنم و در عین حال با انسان‌هایی که از نظر سطح اجتماعی خیلی پایین هستن هم برخورد دارم. اکثریت مردم هنوز نمی‌دونن هدفشون توی دنیا چیه، برای چی اومدن و قراره چه کاری انجام بدن و سرگرم چی هستن.

کنگره اولین چیزی که به من داد، این بود که فهمیدم جایگاهم توی این هستی اصلاً چیه، برای چی اومدم و می‌خوام چیکار بکنم. یه سری از مسائل مبهم که مربوط می‌شد به مسائل ماورایی و اینا هم برام حل شد؛ یعنی تکلیفش مشخص شد.

یه طرف می‌بینی مثلاً شاید یه همت سرمایه داره، ولی هنوز نمی‌دونه چیکار داره می‌کنه. همه دلخوشی و همه امیدش همین پول و پله‌ایه که داره. یا مثلاً طرف رو می‌بینی یه دونه پراید داره، پراید مثلاً مال سال ۹۳، هیچی هم دیگه توی دار دنیا نداره؛ یه دستمال برداشته، صبح تا شب فقط به اون دستمال می‌کشه و دلخوشیش هم فقط همونه.

ولی من توی کنگره فهمیدم که انسان می‌تونه اهداف مختلف داشته باشه و حرکت کنه به سمت جلو. یه چیز فقط نمی‌تونه باشه؛ می‌تونه فرصت‌های مختلفی بهش داده بشه.

آقای مهندس هم گفتن که ما می‌آییم اینجا؛ حالا یه سری‌ها میان، مثلاً پولی می‌دن و می‌گن برو فلان کشور، فلان جنس رو وارد کن. طرف می‌ره دنبال تفریح.

فرض کنید یه انسان وقتی میاد، به نظر من توی کنگره باید شروع کنه. اولین کاری که می‌کنه، آگاهی‌ش رو بالا ببره: مطالعه، مطالعه، مطالعه. حالا توی هر زمینه‌ای؛ تاریخ، جغرافیا، پزشکی، فرهنگی، هنر، ادب و هر چیزی.

خب، اینا راهه دیگه. هر کدومشون یه راه هستن. مثلاً شما بخوای توی مسئله ریاضیات علمت رو زیاد کنی، اصلاً هدفت هم این نیست که بخوای ریاضی‌دان بشی یا بخوای ازش پول دربیاری. با توجه به آموزه‌هایی هم که ما توی کنگره یاد گرفتیم، اینا همه یه روزی، یه جایی به دردمون می‌خوره.

خب، یه راهی هست و راهش هم مشخصه. شما باید شروع کنی، بری مثلاً اصول پایه رو بخونی، تمریناتت رو شروع کنی، هی مدام تحقیق کنی و وقت بذاری. مثلاً حداقل سه، چهار ساعت از روزت رو برایش وقت بذاری.

یا مثلاً می‌خوای تاریخ بخونی، یا می‌خوای یه سایت طراحی کنی، یا می‌خوای یه بیزینسی راه بندازی. اینا همه راه‌هاشون، اکثرشون، مشخصه. یعنی اون چیزهایی که باید انجام بدی، مشخصه. کافیه پات رو بذاری، قدم بذاری به سمتش و حرکت کنی؛ همه‌چی برات مشخص می‌شه.

ولی این مسئله‌ای که هست اینه که همه آدم‌ها اینا رو می‌دونن.

منتهای چیزی که خیلی سخته اینه که این آدم‌ها واقعاً توی این راه قدم بردارن و حرکت کنن به سمت اون خواسته و صلات رو برپا کنن.

به نظر من، ریشه کلمه صلات رو که بری دربیاری، می‌شه تکرار. خدا گفته کسانی که صلات برپا می‌کنن، مثلاً موفقن. یعنی شما بتونی یه کاری رو به صورت منظم، توی روز و در ساعت‌های مشخص، بدون اینکه قطعش کنی، انجام بدی.

اصلاً نماز خودش همینه دیگه. شما مثلاً کل زندگیت اگه بتونی هر روز سه بار، صبح و ظهر و شب، سر وقت این کار رو انجام بدی، قطعا یه سری منافع برات داره. ببین، می‌شه ریتم توی زندگیت و تنت

بعد که آقای مهندس می‌گه بعد از مرگ مشخص می‌شه این ریتم توی تنت وقتی باشه، چون اونجا زمان نیست، دیگه می‌تونی ازش استفاده کنی.

حالا مثلاً شما بخوای ریاضی رو بری جلو، ریتم باید داشته باشی دیگه. مثلاً ده سال باید صبح، ظهر، شب یه سری تمرین‌ها رو انجام بدی.

اینه که خیلی سخته. اینه که آدم‌ها بتونن این کارها رو پیوسته و در طی زمان، این راه و این آموزه‌ها رو بهشون بگن، منتها نمی‌تونن. این خیلی سخته.

و به نظر من، اون چیزی که اجازه می‌ده به انسان که بره این راه‌ها رو بپیمایه و انجام بده، اون انتخاب نیست. همون‌جور که مهندس می‌گه که شما محبت رو انتخاب نمی‌کنید؛ محبت شما رو انتخاب می‌کنه.

یعنی شما انتخاب نمی‌کنی که بازیکن مثلاً بارسلونا باشید. اون انتخاب می‌کنه. مربی‌ها میان انتخاب می‌کنن که کی بیاد، مثلاً توی خط حمله، نوک حمله رئال وایسه. اینم همونه؛ اینم باید انتخاب بشه.

خب، من چیکار باید بکنم تا انتخاب بشم؟ فقط یه مسئله‌ست. یعنی تنها چیزی که ما باید انجام بدیم، همون ترکیه و پالایش هست.

یعنی هرچی ما خالص‌تر بشیم، هرچی این نفس ما پاک‌تر بشه، سبک‌تر می‌شیم و حرکت کردن برامون راحت‌تر می‌شه.

تزکیه و پالایش هم شامل کارهای مختلفیه. اولش درست غذا خوردنه که مهندس داره می‌گه؛ اینکه مسائل قرآن رو رعایت کنی، مثلاً خمر مصرف نکنی، دروغ نگی، دزدی نکنی یا توی کار دیگران تجسس نکنی، فضولی نکنی. اگر این‌ها رو انجام بدیم، سبک می‌شیم و می‌تونیم بریم توی راه‌ها و یکی‌یکی کشف کنیم، پیشرفت کنیم و از مرحله‌ای به مرحله دیگه ارتقا پیدا کنیم.

ممنون که به صحبتهای من توجه کردید 

 

تایپ : مسافر پیمان 

عکس: مسافر حسام 

مرزبان خبری : مسافر مصطفی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...