«به نام قدرت مطلق الله»
جلسه چهارم از دوره یازدهم کارگاههای لژیون سردار کنگره ۶۰، نمایندگی رودهن
جلسه چهارم از دوره یازدهم سری کارگاههای لژیون سردار، کنگره ۶۰ نمایندگی رودهن، با استادی پهلوان محترم، مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر سلیمان، خزانهداری مسافر رمضان و دبیری مسافر محمدرضا، با دستور جلسه «وادی هشتم و تأثیر آن بر روی من»، روز چهارشنبه پانزدهم مهرماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، علیرضا هستم، یک مسافر؛
قبل از هر چیز، خدای متعال را شاکر هستم که به من فرصتی عطا نمود تا در این جایگاه خدمت کنم و از شما دوستان آموزش بگیرم؛ زیرا خدمت کردن در کنگره واقعاً فرصتی است که در اختیار انسان قرار میگیرد و آموزشی که انسان دریافت میکند، در تمام بخشهای زندگی او تأثیرگذار است.
تمام اتفاقات کوچک و بزرگی که در زندگی ما رخ میدهد، به واسطه خدماتی است که ما در جامعه ارائه میدهیم و به نظر من، یکی از مهمترین شیوههای خدمت کردن، خدمت مالی یا همان لژیون سردار است.
برای خود من بسیار جالب است که در دنیای بیرون، تمام تلاشم را میکنم تا پولی به دست بیاورم و زمانی که میخواهم آن را به کنگره اهدا کنم، آقای مهندس این موضوع را رد میکنند.
این رفتار آقای مهندس برای من یک علامت سؤال ایجاد میکند و متوجه میشوم که فراتر از موضوع دادن پول به کنگره، موضوع دیگری نهفته است. من خودم سه بار برای اجازه پهلوانی توسط آقای مهندس رد شدهام و جملهای که آقای مهندس هر دفعه به من گفتند این بود: «برو قوی شو، بیا»
این موضوع این تفکر را در من به وجود میآورد که حتماً یک جای کار من ایراد دارد. ما در کنگره آموختیم که «با حرکت، راه نمایان میشود»؛ یعنی برای رسیدن به هدفی که در راه آن قدم برمیداریم، باید استمرار داشته باشیم. باید خواسته تو قویتر از هر حس دیگری باشد تا بتوانی در مسیر آن حرکت کنی

من همیشه با خودم فکر میکردم که مبحث اصلی موردنظر در لژیون سردار، پول و مسائل مالی است؛ اما آن رد شدنها توسط آقای مهندس به من این موضوع را فهماند که در واقع، بحث اصلی در لژیون سردار، رسیدن به فهم بخشش است؛ فهمیدن کاری که در لژیون سردار انجام میشود و فهمیدن حرکت بزرگی که در لژیون سردار صورت میگیرد
در جوامع بیرون، هرکس را که نگاه کردهام، در تکاپو و تلاش بسیار زیادی است تا در این شرایط سخت و طاقتفرسا بتواند زندگی خود را سر و سامان بدهد؛ اما اشخاصی که در لژیون سردار هستند، هر زمانی که با آنها صحبت کردهام، گفتهاند که کنگره ۶۰ به دنبال آن پول نیست که ما کمک کنیم، بلکه به دنبال ایجاد صفت بخشش در وجود من است تا منِ علیرضا، بخشش را بفهمم وقتی یک نفر بیرون از این در، پشت سر من بوق میزند، آیا نفس من باید هنوز در آن مرحله باشد که بگویم: «بیا پایین از ماشین تا به تو بفهمانم»؟ یا وقتی یک نفر در خیابان از من تقاضای پول میکند، آیا من بیتفاوت هستم یا به او کمک میکنم؟
پس این فهم بخشیدن، به نظر من، بسیار مهمتر از خود بخشیدن است؛ برای اینکه منِ علیرضا بفهمم در حال انجام چه کاری هستم. زمانی هم که درک کنم، درست عمل میکنم و عملکردم را اصلاح میکنم، اگر در آن خللی وجود داشته باشد. وقتی که فهمیدم بخشش چیست، منِ علیرضا در سفر اول، موادم را به روش DST میبخشم. خیلی راحت، پلهپله پیش میروم و رها میشوم؛ طوری مواد را کنار میگذارم که بعد از درمان، به یاد نمیآورم که اصلاً زمانی مصرفکننده بودهام. حتی گاهی اوقات رهایی خودم را فراموش میکنم.
واقعاً در این مسیر باید حرکت کنیم. در کنگره سفرهای زیادی وجود دارد و فقط یک سفر نیست. یکی از این سفرها، سفر مواد است؛ سفر در لژیون سردار، سفر پهلوانی و سفر تغذیه سالم جونز نیز از دیگر سفرها هستند. این من هستم که انتخاب میکنم کدامیک از این سفرها را بردارم و به واسطه انتخاب این سفرهاست که در نهایت به آن مطلب حقیقی که سیستم از ما میخواهد، میرسیم.
سیستم از من چه میخواهد؟ از من میخواهد که ببخشم و بر خشم خود غلبه کنم. منیت خودم را ببینم؛ حتی در کوچکترین حالت، زمانی که خشم من ظاهر میشود، بتوانم آن را ببینم.
پله بعدی هم میشود شهوت. وقتی که بتوانم جلوی خشم و شهوت خودم را بگیرم، میتوانم بگویم که تصمیمات درستی میگیرم.
اگر مسیری را هر روز طی کنم و در نتیجه هیچ چیزی به من اضافه نشود، پس با دیدن و فهمیدن این مسائل، میتوانم اتفاقی را رقم بزنم.
ممنونم که به صحبتهای من توجه نمودید.


عکاس: مسافر منصور
تایپ و ویرایش: همسفر یوسف
تنظیم و ارسال: مسافر طهمورث
- تعداد بازدید از این مطلب :
180