English Version
This Site Is Available In English

چیزی که درون انسان‌ها وجود دارد وجدان است

 چیزی که درون انسان‌ها وجود دارد وجدان است

جلسه یازدهم از دوره چهل و یکم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی فردوسی مشهد به استادی پهلوان همسفر حدیث، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند بزرگ را شاکرم که به من اجازه داد امروز روی این صندلی و در این شعبه کنار شما دوستان با محبت باشم. ممنونم از آقای مهندس، ایجنت نمایندگی و نگهبان که به من اجازه دادند امروز این‌جا حضور یابم. دستور جلسه در مورد وادی هشتم است که شروع آن با این پیام آغاز می‌شود. «امواج چون گرداب به زمین فرود می‌آیند، آن‌ چه برداشتنی باشد با خود به امانت می‌برند، این جز فرمان حاصل نمی‌گردد؛ پس با شماست که پیمان می‌بندید، در اندیشه آن باشید که از زمین برخواسته و به مکانی که فرمان است رهسپار شوید. در سکون هیچ تغییری به وجود نمی‌آید و زایشی نیست، همه چیز در حرکت شکل می‌گیرد و سپس ساختارها آغاز می‌شود. موجودات خلق و سفر در حلقه‌های آفرینش آغاز و ادامه‌دار می‌گردد.»

این وادی به ما همسفران می‌گوید: بس است، بلند شو، حرکت کن و چیزی که تک‌تک ما با آن لذت می‌بریم و در دنیای درون و ذهنمان غرق شده‌ایم، در چه سمتی است. تو در پی آنی که آنی و هر کسی در آن خودش مشغول است که با تفکر تصویرسازی کند؛ در نهایت آن چیزی که دوست دارد را بتواند برای خودش خلق کند. قشنگی وادی این است، می‌خواهد ترمز ما را بکشد و می‌گوید: حدیث بس است، شروع کن چه قدر فکر می‌کنی؟

همان‌طور که می‌دانیم تنبل‌ترین عضو بدن هر انسانی مغزش است؛ چرا که حوصله ندارد تغییر کند. تغییر کردن صفتی است که وقتی به خودمان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم چه قدر ذره‌ذره رشد کرده‌ایم؛ اما وقتی که امتحان می‌دهیم، رفوزه می‌شویم و دوباره به کلاس خود برمی‌گردیم؛ وقتی خدمت‌ها بیشتر می‌شود، بیشتر آن را لمس می‌کنیم، چه قدر با این آموزش‌ها و حرکاتی که ذره‌ذره رفته‌ایم راه برای همه نمایان شده و چه قدر دستاورد داشته‌ایم؛ ولی یک سوال اینجا است، هر کسی باید از خودش بپرسد، آیا من توانسته‌ام حرکت کنم؟ آیا صد وجودی‌ام را در این مسیر گذاشته‌ام؟ یا دچار حقه‌ها و دلواپسی‌ها شده‌ام و انرژی را برای نیروهای بازدارنده گذاشته‌ام که نگذارند توان حرکت داشته باشم؛ چرا که نیروها به زیباترین شکل ممکن تلاش می‌کنند، ما نتوانیم موفق شویم. ما می‌توانیم در کنگره موفق شویم؟ چون در یک جمع بزرگ، از توانستن‌ها و دستاوردهایمان تعریف می‌کنیم.

تفاوتی که ما در کنگره با جهان روانشناسی به‌ دست آورده‌ایم این است که ما در اینجا، روی توانستن‌ و سختی‌های راه و دردهایی که کشیده‌ایم حرف می‌زنیم، در نهایت می‌گوییم، من توانستم که در جهان روانشناسی وقتی از دردها و رنج‌هایم می‌گویم خودم را در چرخه‌ای می‌‌گذارم که نمی‌شود، نمی‌توانم، از پس آن برنمی‌آیم، همسرم اجازه نمی‌دهد و با آن نتوانستن‌ها یک لباس زیبا بپوشیم و در نهایت آن بگوییم من تلاشم را کردم و نشد؛ اما کسی که به کنگره می‌آید، بعد از سپری کردن چند ماه که وادی تفکر را کار می‌کند، راهنما به او می‌گوید: ما در کنگره نمی‌توانم، نمی‌شود، همسرم یا بچه‌ام نمی‌گذارد، نداریم. تو می‌توانی دنیای خودت را به آن چیزی که دوست داری خلق کنی و این اجازه برای ما صادر می‌شود که جلو برو.

در پیام‌ها خیلی قشنگ می‌گوید: همسفر تو در مرکبی نشسته‌ای که گرچه دیر به مقصد می‌رسی؛ اما سالم و کامیاب خواهی رسید؛ پس عجله نکن و در جای خود بنشین و به آن چه علاقه داری مشغول باش؛ یعنی شروع کن به حرکت کردن نه این‌که فقط در ذهنت باشد؛ پس ما که روی این صندلی‌ها می‌نشینیم، علم آقای مهندس را داریم، محرم شده‌ایم و هر هفته سی‌دی آقای مهندس را گوش می‌‌کنیم و می‌دانیم که همسفران در آن لامکان به ما یاری می‌‌رسانند. حال چه قدر به این همسفران و لامکان اعتقاد داریم و حرکت می‌کنیم؟ این دستاورد وادی هشتم ما می‌شود. من همیشه می‌گویم چیزی که درون انسان‌ها وجود دارد وجدان است. شاید هر کدام از ما بتوانیم به زیبایی صحبت کنیم، شال زیبا داشته باشیم، لباس تمیز بپوشیم و کلام زیبایی داشته باشیم؛ اما شب زمانی که به رختخواب می‌رویم، خودمان هستیم و خودمان چه کرده‌ایم تا بتوانیم یک درصد خودمان را بالاتر ببریم؟ این می‌شود دستاورد وادی هشتم برای ما که استارت آن از پیمان می‌آید.

جبران خسارت از خودم، خانواده‌ام و جامعه، ما این‌گونه جبران می‌کنیم که خودمان را می‌بخشیم، به دیگران خدمت می‌کنیم و سعی می‌نماییم انسانی باشیم که نفسمان برای دیگران خیر باشد؛ ولی آن پیمان چگونه می‌شود؟ یک سفر دومی که در لژیون می‌نشیند و منتظر می‌‌ماند تا راهنما شود، بعد پیمان را اجرا کند؛ اما هنوز وادی هشتم را قشنگ و کامل اجرا نکرده است؛ چون این وادی عملیاتی است و من باید با خدای خود پیمان ببندم، آن سیاهه را بنویسم که کجا چه‌ کار می‌خواهم انجام دهم، عیب و ایراد من کجا است تا بعد بتوانم روی آن‌ها کار کنم. سپس خواسته‌هایم را بنویسم که کجا می‌خواهم بروم و چه می‌خواهم بشوم. خوش به حال تک‌تک شما عزیزان که نزدیک امام رضا (ع) هستید اتفاق‌های خوب برای شما می‌افتد و اتصال دارید. ممنون از نگاه‌های قشنگ‌تان امیدوارم همه ما غیر از صحبت کردن، عمل کنیم و هر روز راه را برای خودمان و دیگران هموار کنیم.

اهداء لوح تقدیر به اعضاء لژیون سردار

رهایی و ورود به سفر دوم جهان‌بینی تعدادی از همسفران لژیون دهم به راهنمایی همسفر آتنا

رهایی و ورود به سفر دوم جهان‌بینی همسفر زهرا به راهنمایی همسفر فرزانه

مرزبانان کشیک: همسفر سمیه و مسافر رضا
تایپیست: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیه
همسفران نمایندگی فردوسی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...