به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان قاسم هستم یک مسافر
اول از اینجا شروع کنم که در جشن عروسیهای ما آخر شب مشروب و تریاک پخش میکردند، بنده تازه جوان بودم، مشروب میخوردم و میآمدم سهم تریاک میگرفتم و میگفتم میخواهم برای بابام ببرم، با همان سهمهایی که در عروسیها پخش میشد هم بابام و هم خودم مصرفکننده شدیم، آنقدر در تاریکی بودیم که با پدرم با هم مصرف میکردیم و همیشه به این موضوع افتخار هم میکردیم، من میگفتم معتاد نمیشوم ولی چند سال گذشت و انواع مواد مخدر را مصرف کردم، سورچه و مشامی میزدم، دیگر هم خودم و هم خانوادهام خسته شده بودیم ولی با خودم صحبت میکردم و راهی برای نجات پیدا نمیکردم.
روزی با کنگره ۶۰ آشنا شدم و با ناامیدی، ترس و منیت وارد کنگره شدم، سه جلسه گذشت و راهنما انتخاب کردم و یازده ماه سفر کردم، اما ترس و منیت و ناامیدی هنوز رهایم نمیکرد، در سفر اول با پدرم که همسفرم بود حرفم شد و سفرم را خراب کردم، دوباره روز از نو و روزی از نو و چند ماه مصرف کردم، حتی برای مسکن وام گرفته بودم و در عرض سه ماه تمام پول را برای مواد مصرف کردم و ساختمان هم نصفهکاره ماند، دوباره اذن صادر شد و سفرم را شروع کردم.

این بار با راهنمایم حسم نمیگرفت و راهنماها را با هم مقایسه میکردم، چند بار پیش مرزبانی رفتم و درخواست کردم دوباره پیش راهنمای قبلیام برگردم اما قوانین کنگره اجازه نمیداد، تا اینکه یکی از مرزبانان به من گفت سیدیهای آقای مهندس را گوش کن و با راهنمایت خوب باش، من قول میدهم حالت خوب شود، این بار عمل کردم و واقعاً روزبهروز حالم بهتر شد، زندگیام زیر و رو شد، برکت از زندگیام رفته بود و آرامش و آسایش نداشتم، اما دوباره زندگی را از نو شروع کردم، این بار با طمع کمتر و با آرامش، آسایش و بخشش.
امروز جا دارد از تمام راهنماهایی که به من کمک کردند، از همسفرم و راهنمای همسفرم، از مرزبانهای محترم و از تمام کسانی که در کنگره ۶۰ خدمتگزار هستند صمیمانه تقدیر و تشکر کنم، در پایان از مرد بزرگ آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترمشان تشکر و قدردانی میکنم.
تهیه و تنظیم مرزبان خبری مسافر میلاد.
نویسنده: مسافر قاسم لژیون ششم.
متن خبر: مسافرابوالفضل لژیون ششم.
عکس: مسافر حمید لژیون نهم.
بارگزاری: همسفر پویا لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
0