سلام دوستان امین هستم یک مسافر
گاهی در زندگی آنقدر منتظر میمانیم تا همه چیز برایمان روشن شود ، ترسهایمان از بین بروند ، راه را تا آخر ببینیم و مطمئن شویم که هیچ اشتباهی در انتظارمان نیست. اما وادی هشتم به من یاد داد که همیشه قرار نیست پیش از حرکت کردن همه چیز را بدانم گاهی باید قدم اول را بردارم تا راه کم کم خودش را نشانم بدهد . من روزهایی را پشت سر گذاشتم که در تاریکی، تردید و ناامیدی ایستاده بودم فکر میکردم تغییر کردن سختتر از توان من است و شاید دیگر فرصتی برای ساختن دوباره نداشته باشم . ترس از آینده و ناامیدی قدمهایم را سنگین کرده بود اما وقتی وارد کنگره شدم فهمیدم برای رسیدن به حال خوب لازم نیست یکباره همه چیز را تغییر دهم کافی است حرکت را آغاز کنم و در مسیر بمانم .
حرکت من از قدمهای کوچک شروع شد از حضور در جلسات گوش دادن به آموزشها و عمل کردن به آنچه میآموختم و پذیرفتن مسئولیت راهی را که انتخاب کرده بودم . هر قدم هر چند کوچک مرا کمی از گذشته دورتر و به آرامش و امید نزدیکتر میکرد. در این مسیر فهمیدم که تغییر واقعی با عجله به دست نمی آید بلکه به صبر تلاش و استمرار نیاز دارد.
وادی هشتم برای من فقط یک جمله نیست ، بلکه چراغی است که در لحظههای تردید یادآوری میکند اگر در جای خود بمانم چیزی تغییر نمیکند اما اگر حرکت کنم حتی با قدمهایی آهسته راهی پیش رویم باز میشود. شاید مسیر همیشه آسان نباشد و گاهی با سختی و لغزش روبرو شوم اما هر بار میتوانم دوباره بلند شوم و ادامه بدهم . امروز به آینده امیدوارم چون میدانم هر حرکت درستی مرا به مقصد نزدیکتر میکند . من همچنان در حال یاد گرفتن و ساختن خودم هستم میدانم نتیجه این تلاشها با گذشت زمان و ادامه دادن نمایان خواهد شد . حالا باور دارم که انسانها لازم نیست همه راه را از ابتدا ببینند کافی است با ایمان و اراده قدم بعدی را بردارند تا حرکت راه نمایان شود و با ادامه دادن می توان به مقصد رسید.
در پایان از کنگره ۶۰ ، کلیه راهنماها ، خصوصا راهنمای خوبم آقای روح اله انوری که با عشق و صبوری در این مسیر همراه من بودند، سپاسگزاری میکنم.
مسافر امین از لژیون ۲۰
تهیه و ارسال : خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
105