سومین جلسه از دوره هفتادو دوم سری کارگاههای آموزشی ، عمومی کنگره۶۰ به نمایندگی ابنسینا، به استادی راهنما محترم مسافر جعفر، نگهبانی مسافر وحید ، دبیری مسافر احمد با دستور جلسه "وادی هشتم:با حرکت راه نمایان میشود" درتاریخ شنبه 11 مهر ماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۶:۳۰ اغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان. جعفر هستم، یک مسافر. هدف از بودن در حیات، عشق ورزیدن و نیکی رساندن به همه موجودات و شاد کردن تمامی آنهاست. چه زیباست انسانهایی که رهای آن ها شادیبخش است. خدای خودم را شاکرم که امروز در جمع شما دوستان عزیز هستم. خدا قوت میگویم. شاکر خداوند به خاطر وجود آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم.
انشاءالله که بتوانیم با آموزشهایی که از آقای مهندس میگیریم، در عصری هستیم که خودشان حضور دارند؛ زیرا حکم قاضی در زمان حیات خودش چندان اثری ندارد. انشاءالله که جزو آن رهجوها و اعضایی باشیم که قدردان چنین شخصیت و چنین دانشمندی باشیم.خب، خوشحالم که در خدمت شما هستم. تبریک و خدا قوت میگویم خدمت خدمتگزار
نمایندگی ابن سینا. خب، در مورد دستور جلسه که بخشی درمورد،وادی هشتم وبخشی دیگرتولد پنجمین سال رهایی علی عزیز هستش. وادی هشتم یکی از آن بهترین و کلیدیترین و اساسیترین قانونهایی است که باید توجه کنیم. برای اینکه شخص بخواهد یک حرکت خوبی را انجام دهد، باید تفکر کند . زمانی که تفکر را یاد بگیری، آن ۱۳ وادی
بعدی را راحت درونش هستی و به آن رسیدهای. من اعتقاد دارم اگر وارد وادی عشق بشوی، باز در همان وادی عشق باید تفکر کنی و دوباره به همین وادی اول برگردی. از این بابت خوشحالیم که این آموزشها را داریم. اگر من هر وقت خودم این آموزشها را کاربردی میکنم، زندگی به کامم خیلی شیرین میشود. هیچ خواسته و آرزوی دیگری واقعاً ندارم. این احیاشدنه خیلی ارزش دارد، خیلی عظمت دارد.

یک انسان دارد مجدد تولید میشود، یک انسان دارد احیا میشود.خوب، وادی هفتم قبل از این وادی است که میگوید رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینمائیم. یافتن راه خیلی میتواند مؤثر باشد. اگر من راه درستی سر راهم قرار نگیرد، آن تفکر من در مسیر ضد ارزشی
باشد هیچ حرکتی و هیچ اتفاقی نمیافتد که چیزی برای من نمایان شود. خب، در وادی هشتم؛محکوم به سقوط هستی. شاید شما در سکون تفکر کنی؛ اگر این تفکر عمل نشود و از قوه به فعل تبدیل نشود، چیزی نمایان نمیشود. تفکر خیلی مهم است، ولی در مسیر درست خیلی مهمتر از آن مسیرهایی است که شاید تکتک من و شما تجربه داریم. پس
وقتی که میآیی تفکر میکنی، یک ساختاری دارد به وجود میآید. با تفکر، ساختارها آغاز میگردد. تفکر معیار هر ساختاری است. خود وادی هم میگوید: اما شخص میخواهد برای درمان اعتیاد اقدام کند، برای تحصیل، برای ازدواج و هر نوع در تمام سطوح اقدامی انجام دهد، یک تفکری را بخواهد کاربردی کند، باید آن خواسته شخص مشخص شود.خیلی وقتها
من نمیدانم دنبال چیام، نمیدانم واسه چی اصلاً اینجا هستم، برای چی میخواهم به درمان قطعی اعتیاد برسم. این آشفتگی، این بههمریختگی علتش چیست؟ ببینید، از اعتیاد تاریکی بزرگ تر و تاریک ترمن سراغ ندارم؛ یعنی شخص با تمام وجود خودش را آماده میکند برای از دست رفتن، برای باختن و برای نابود شدن خودش و خانواده خودش. اینجا آن
خواسته خیلی میتواند موتور و یک محرک قوی برای آن شخص باشد. راه پیدا شده، مسیر اوکی شده، تفکر کردی. این تفکر با خواسته شما حرکت آغاز میشود. یک وقتهایی خود تفکر هم یک نوع حرکت است.خب در مورد بخش دوم تولد پنجسالگی و آزادمردی علی آقای عزیز،یک رهجو با حال خراب و با بیتعادلی میآید، شخصی را انتخاب میکند به عنوان
اینکه راهنمایش بشود، کمکش بشود، دستش را بگیرد و از این مسیر، صعبالعبور، به راحتی عبورش بدهد. همان رهجو امروز به راهنما اجازه میدهد که بیاید اینجا خدمت کند .این یک پیام است: ما همه در گرو همدیگریم.من به علی عزیز، به خانواده محترمش تبریک میگویم، به راهنمای عزیزش آقا مجتبی عزیز تبریک میگویم به افتخار علی عزیز، راهنماهایشان و خانواده محترمشان.

خواسته و سخنان مسافر علی:
خواسته قلبی من هم این است که کنگره شصت جهانی بشود. سلام دوستان علی هستم یک مسافر.از راهنمای سفر اولم آقا جعفر خیلی تشکر میکنم که امروز زحمت کشیدن و تشریف آوردن ،از آقا مجتبی عزیز تشکر و قدردانی میکنم ،همچنین جا دارد از جناب مهندس بابت بستری که فراهم کردهاند و آموزشهایی که اینجا دریافت میکنیم، تشکر کنم. از پیشکسوتان کنگره ۶۰، به ویژه شعبه خودمان، آقا حشمت، آقای حیرانی، اصغرآقا کریمی و دیگر راهنمایان، خدمتگزاران، ایجنت محترم از همه تشکر میکنم و قدردانشان هستم.من هم با حال خراب وارد کنگره شدم،خداراشکر میکنم بابت این لطف بزرگی که درحق من کرد که توانستم درکنگره حضور داشته باشم و امروزتولد پنجمین سال رهایی ام رادرکنار شما عزیزان جشن بگیرم. از اینکه به صحبتم گوش کردید و در این جلسه و جشن شرکت کردید، از همه تشکر میکنم.
سخنان راهنمای همسفر:
سلام دوستان هاجر هستم یک همسفر. تشکروقدر دانی از آقای مهندس وخانواده محترمشان بابت فراهم کردن همچین بستری. این تولد زیبا را تبریک میگویم به راهنمایان محترمشان، آقا مجتبی عزیز، آقا جعفر آقای مهدی مختاری. تبریک میگویم به خانواده محترم و همسفر کبری عزیز.همه ما که روی این صندلیها نشستهایم، مشغلههای بهخصوص خودمان را داریم، ولی آنقدر مسیر کنگره پر از نور است و آنقدر قشنگ است که هر قدمی که در کنگره برمیداریم، خیر و برکت در زندگیمان جاری میشود،وادی هشتم هم دقیقاً همین را میگوید: وقتی حرکت میکنیم، خود مسیر برایمان باز میشود.گاهی مسافرها و همسفرهای عزیز برای خدمت تعلل میکنند، اما از همینجا میگویم که پا گذاشتن در مسیر و خدمت کردن، خودش مسیرومشگلات را سهل میکند و قطعا نیرو های الهی برای کمک رسانی می آیند(وعده ی خداوند دروغ نیس).ممنونم که به صحبت های بنده گوش دادید.
خواسته و سخنان همسفر:
خواسته من هم این است که همه عزیزان این جایگاه را تجربه کنند. سلام دوستان کبری هستم همسفر.تشکر و قدر دانی از آقای مهندس وخانواده محترمشان. تشکر و قدر دانی از راهنمای محترم مسافرم ،آقا جعفر و آقا مجتبی که واقعا همه راهنمایان زحمت بسیار زیادی میکشند.تشکر میکنم از راهنمای محترم خودم خانوم هاجر عزیز و همچنین خانم آرزوی عزیز.تشکر میکنم از مسافرم بابت اینکه با ورودش به کنگره نور الهی را وارد زندگی ما کردند و همچنین تبریک میگم خدمت ایشان پنجمین سال رهاییشان را امیدوارم که همیشه در کنگره باشند و بدرخشند.ممنونم که توجه کردید.
اهداء نشان پنجمین سال رهایی مسافر علی:

تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر علی لژیون بیستم
- تعداد بازدید از این مطلب :
256