English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته یک مسافر در باب دستور جلسه هفتگی ـ نمایندگی لاله کرج

دلنوشته یک مسافر در باب دستور جلسه هفتگی ـ نمایندگی لاله کرج

دلنوشته یک مسافر در باب دستور جلسه هفتگی ـ نمایندگی لاله کرج

سلام دوستان، زهرا هستم، یک مسافر.

راز بزرگ کشف شد. رازی که جهان را تغییر داد؛ جهان پر از پوچی و سیاهیِ مصرف‌کننده مواد را از تاریکی به نور رساند.

چشمه‌های مخدر که خداوند با ظرافت و عشق تمام در وجودم نهاده بود را دست‌کم گرفتم و پناهم شد مواد مخدر بیرونی که تمام سلول‌هایم را افیونی و بیمار کرد. دیگر سالم و شاداب نبودم، دیگر مهربان نبودم، دیگر امن نبودم، دیگر هیچ بودم؛ هیچ مطلق، که حتی رفتارها و کارهای روزمره‌ام فرمانش توسط مواد صادر می‌شد.

با تمام ناامیدی و سیاهی به کنگره قدم گذاشتم؛ جایی که صورت مسئله اعتیاد در آنجا حل شده بود؛ مهندسی که اعتیاد مرا مهندسی کرد و مرا متوجه تمام خرابی‌ها و ویرانی‌های شبه‌افیونی بدنم کرد. آمدم، روی صندلی خود در کنگره۶۰ نشستم، شدم مسافر و سفری از ظلمت به نور را آغاز کردم.

در این متد و روش، جایگزینی صورت گرفت؛ داروی هزار رنگ، شربت تریاک، شد شفای جان و روح من، چون با متد و نظم خاصی به من تجویز شد. دیگر اعتیاد برای من بیماری مزمن و ناشناخته نبود؛ دانستم چه ویرانه‌ای ساخته‌ام.

با تمام توان و قدرت، با آموزش‌های ناب مهندس رشد کردم و توانستم جهان‌بینی را فرا بگیرم و آن جسم فرتوت و خسته را به جسمی نیرومند و قوی تبدیل کردم که هم توان خدمت به خانواده را داشت و هم توان خدمت و عشق در کنگره را.

امیدوارم بتوانم خدمتگزار کوچکی در اقیانوس پهناور کنگره باشم. دستان پر مهر جناب مهندس را بوسه می‌زنم.

نگارنده: راهنما مسافر زهرا ـ لژیون ششم ـ نمایندگی لاله کرج
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...