جلسه اول از دوره سی و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر فرشته و دبیری همسفر سپیده با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت، راه نمایان میشود.) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که به من این فرصت را داد که در جمع شما عزیزان باشم. سپاسگزار آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم که این بستر را در اختیار ما قرار دادند. از ایجنت و گروه مرزبانی تشکر میکنم، از راهنماهایان خودم همسفر زینب و همسفر فیروزه و همسفر فاطمه ممنونم که هرچه دارم از آموزشهای خوب این عزیزان است، از همسفر زینب نگهبان لژیون سردار ممنونم که مسئولیت را به من واگذار کردند تا خدمت کنم.
دستور جلسه در مورد وادی هشتم و تأثیر آن روی من، عنوان وادی میگويد؛ با حرکت راه نمایان میشود. وادی هشتم، یک وادی بسیار مهم در مسیر آموزش و درمان کنگره۶۰ است. منظور این وادی این است که انسان برای رسیدن به خواستهها و اهداف خودش باید حرکت کند و برای حرکت کردن اول باید تفکر درست داشته باشد. حرکتی که بدون تفکر باشد میتواند انسان را از مسیر دور بکند، مثلاً خودم و مسافرم قبل از کنگره هر فکری که به ذهن ما میآمد عملی میکردیم بعد به نتیجه مطلوب نمیرسیدیم؛ چون تفکر درستی نداشتیم؛ اما تفکر درست همراه با عمل و استمرار میتواند در انسان تغییر ایجاد کند، خوب حرکت میتواند یک تغییر درونی هم باشد؛ یعنی من تصمیم بگیرم با شرایطی که دارم خارج بشوم و برای بهتر شدن زندگی قدم بردارم.
حرکت هم همیشه با دانستن تنهایی کافی نیست، اگر آموزشها را دریافت کنم و در زندگی به آنها عمل نکنم تغییر واقعی در من اتفاق نمیافتد. قبل از کنگره همیشه فکر میکردم برای شروع یک کاری باید تمام شرایط برای من مهیا باشد یا نتیجه کار را از قبل بدانم؛ ولی بعد متوجه شدم اصلاً اینطوری نیست و من باید حرکت کنم و با حرکت کردن قسمت کوچکی از مسیر را میتوانم ببینم و ادامه راه مسیر برای من آشکار میشود. من تا زمانی که حرکت نکنم نمیتوانم متوجه بشوم که توانایی انجام چه کارهایی را دارم، حرکت باعث میشود تجربه کسب بکنم و تجربه هم کمک میکند که شناخت من از خودم و مسیر زندگیام بیشتر شود. وادی هشتم به من یاد داد که نباید منتظر بمانم تا تمام شرایط زندگی برای من ایدهآل باشد و بعد بخواهم کاری را شروع کنم، ممکن است امروز مشکلاتی را داشته باشم یا ممکن است از آینده مطمئن نباشم؛ ولی خوب اول باید آن قدم اول را بردارم.
وقتی حرکت میکنم، آموزش میگیرم و با آموزش گرفتن آگاهی پیدا میکنم و انتخابهای من هم تغییر میکند وقتی انتخابهای من تغییر کرد مسیر زندگی من هم تغییر میکند. یکی از دلایلی که میتواند جلوی حرکت انسان را بگیرد ترس و ناامیدی است، ناامیدی و ایستادن مشکل را حل نمیکند گاهی وقتها یک شکست میتواند تبدیل به تجربه ارزشمندی برای انسان شود. میخواهم این را به لژیون سردار ربط بدهم، یکی از دلایلی که من دیر عضو لژیون سردار شدم ترس بود، ترس از آینده، ترس از اينکه نتوانم به موقع تعهدیهای خودم را پرداخت کنم؛ چون یکسال بود که از ورود من به کنگره میگذشت و من رها شدم؛ ولی هنوز عضو لژیون سردار نشدم که میگفتم مبلغ لژیون را جمع بکنم بعد کارت بکشم، بارها پیش آمد که مبلغ را من جمع میکردم و مبلغ خرج میشد.
یک روزی به عنوان مهمان در لژیون سردار شرکت کردم که آن روز همسفر فائزه استاد بودند و دستور جلسه هم در مورد ثروت بود من آنجا با مشارکتهای اعضاء درس گرفتم و بعد عضو لژیون سردار شدم که خدا را شکر خیلی راحت توانستم تعهدی را پرداخت کنم؛ چون من حرکت کردم و خداوند برکت را برای من رساند. وقتی عضو لژیون سردار شدم زیاد لژیون سردار را جدی نمیگرفتم و همیشه شرکت نمیکردم، همسفر زینب به من گفت: لژیون سردار را جدی بگیرم؛ چون برداشتهای زیادی از آن دریافت میکنی و من هم به حرفهای راهنمای خودم گوش کردم و مرتب در لژیون سردار شرکت کردم.
میخواهم بگویم که لژیون سردار فقط پول و کارت کشیدن نیست یا اینکه اسم ما در لیست سردار باشد نیست، ما نیازمند یکسری آموزشها، حسها و انرژیهای خوبی که در اعضاء لژیون سردار برگزار میشود هستیم که بتوانیم با این انرژیها و این حسها تغییر جایگاه بدهیم، از سرداری به دنوری، از دنوری به پهلوانی که خودم این تغییر جایگاه را داشتم و همه به خاطر این بود که مرتب در لژیون سردار شرکت میکردم. سال ۱۴۰۲ سردار شدم و در سال ۱۴۰۳ توانستم جایگاه دنوری را تجربه کنم، انشاءالله که بتوانم جایگاه پهلوانی را تجربه کنم و این خواسته قلبی من است. سردار فقط پرداخت نیست و همه آن دریافت و برکت است و اینکه باید باور کنیم و ایمان قلبی باید داشته باشیم و حرکت کنیم و اینکه منتظر باز پس گرفتن نباشيم، خود سیستم کائنات در یک جای درست، یک زمان مناسب، خداوند این بخشش را به ما برمیگرداند.

تقدیر از اعضاء لژیون سردار:

مرزبانان کشیک: همسفر هدی سادات و مسافر مجتبی
تایپیست: همسفر لیدا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر صدیقه (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
40