گاهی فکر میکنم خیلی از مشکلات زندگی، زمانی سخت و پیچیده میشوند که ما فقط نتیجه و ظاهر آنها را میبینیم و از خودِ مسئله غافل میشویم. دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» برای من یادآور همین موضوع است، اینکه برای حل یک مشکل، قبل از هر کاری باید بدانیم با چه چیزی روبهرو هستیم. تا زمانیکه مسئله را درست نشناسیم، ممکن است بارها تلاش کنیم؛ اما شاید هر بار دوباره به همان نقطه برگردیم. قبل از ورودم به لژیون جونز، حدود 16/5 کیلو اضافهوزن داشتم. آن زمان شاید سادهترین چیزی که به ذهنم میرسید، این بود که باید وزن کم کنم؛ اما ماجرا برای من فقط یک عدد روی ترازو نبود.
اضافهوزن، آرامآرام کیفیت زندگیام را تغییر داده بود. سیاتیک و زانو درد شدیدی داشتم. راه رفتن برایم سخت شده بود و حتی بعضی صبحها، وقتی از خواب بیدار میشدم، تا حدود یک ساعت مجبور بودم دستم را به دیوار بگیرم تا بتوانم قدم بردارم. درد برای من تبدیل به بخشی از زندگی روزمره شده بود؛ چیزیکه شاید به مرور به آن عادت کرده بودم؛ اما هر روز بیشتر خستهام میکرد. من فقط میخواستم وزنم کم شود؛ اما نمیدانستم برای رسیدن به این خواسته باید ابتدا جسمم را بشناسم. ورودم به لژیون جونز برای من شروع یک نگاه تازه بود. یاد گرفتم که همیشه نباید با نتیجه بجنگم، گاهی باید به عقب برگردم و ببینم چه اتفاقی افتاده است که امروز با این نتیجه روبهرو هستم.
همانطور که در درمان اعتیاد، شناخت صورت مسئله و عملکرد جسم اهمیت دارد در مسئله اضافهوزن هم لازم است بدانم جسم من چه شرایطی دارد و چگونه میتوانم کمکش کنم تا دوباره به تعادل برسد. یکی از قشنگترین آموزشهایی که گرفتم این بود که قرار نیست با جسم خودم وارد جنگ شوم. قرار نیست با محرومیت، فشار و عجله به چیزی برسم. جسم من نیاز به آموزش، نظم و زمان دارد. این نگاه برای من خیلی متفاوت بود. قبلاً بیشتر به دنبال نتیجه سریع بودم؛ اما در لژیون جونز کمکم یاد گرفتم که ماندگاری نتیجه، از سرعت رسیدن به آن مهمتر است.
در طول این سفر، حدود 16 کیلو از وزنم کم شد و به وزن ایدهآلم رسیدم؛ اما امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم چیزی که به دست آوردم فقط کاهش وزن نبود. من دوباره توان حرکت کردن را با آرامش تجربه کردم. دردهایی که مدتها همراه من بودند، به مرور کمتر شدند و امروز شرایط جسمی بسیار بهتری دارم. برای من، اینکه صبح از خواب بیدار شوم و بتوانم راحت راه بروم، شاید در گذشته یک اتفاق معمولی به نظر میرسید؛ اما امروز میدانم چه نعمت بزرگی است.
گاهی انسان تا چیزی را از دست ندهد، ارزش آن را نمیداند. من زمانی فکر میکردم فقط باید وزنم را کم کنم؛ اما در این مسیر فهمیدم که مسئله عمیقتر از این حرفهاست. باید جسمم را میشناختم، به آن فرصت میدادم و یاد میگرفتم چگونه در مسیر تعادل قرارش دهم. امروز وقتی به دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» فکر میکنم، تجربه خودم در لژیون جونز برایم معنای دیگری پیدا میکند. میبینم که در بسیاری از مسائل زندگی، اگر فقط به دنبال از بین بردن معلول باشیم، شاید مدتی نتیجه بگیریم؛ اما تغییر واقعی زمانی اتفاق میافتد که مسئله را بشناسیم و راه درست برخورد با آن را یاد بگیریم.
برای من لژیون جونز فقط جایی برای کم کردن وزن نبود، جایی بود که یاد گرفتم با جسم خودم مهربانتر باشم، آن را بشناسم و به جای جنگیدن با آن، همراهش شوم. امروز هنوز خودم را در مسیر آموزش میدانم. رسیدن به تعادل برایم پایان راه نیست، حفظ این تعادل و ادامه دادن مسیر، بخش مهمتری از سفر من است. وقتی به گذشته فکر میکنم، شاید شیرینترین قسمت این سفر برایم این باشد که دیگر فقط یک عدد را روی ترازو نمیبینم. پشت آن عدد، روزهایی را میبینم که یاد گرفتم، صبر کردم، نظم داشتم و به جسمم فرصت دادم تا خودش را پیدا کند و امروز از اینکه میتوانم راحتتر قدم بردارم، بدون آن دردهای همیشگی حرکت کنم و قدر سلامتی و تعادل جسمم را بیشتر بدانم. از خداوند و از آموزشهایی که در کنگره دریافت کردم، سپاسگزارم.
نویسنده: مسافر لژیون تغذیه سالم همسفر سعیده رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون چهارم) از پارک نیلوفر آبی
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر فهیمه از نمایندگی کوروش آذرپور (لژیون ششم)
صفحه کاهش و افزایش وزن
- تعداد بازدید از این مطلب :
33