سلام دوستان سعید هستم مسافر(لژیون یکم نمایندگی ارم)
بنام قدرت مطلق الله
سپاس بیکران از خداوند منان که این فرصت به من داده شد تا دل نوشته ای را به نگارش در آورم این را فهمیده ام که در کنگره هیچ چیز اتفاقی نیست و خود انسان آن را میسازد خدمتی هرچند کوچک یا بزرگ خدمت به خود من است در یک نقطه ای از زمان که مصرف کننده ای تمام عیار بودم و در تاریکی خسته و آشفته به دنبال راه نجاتی میگشتم گویی تمام درها به رویم بسته شده بود وسخت در حال فروپاشی بودم ناگهان یک روزنه نوری پیدا شد ودر آن روزنه نور نوشته شده بود ،،یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور ،،کلبه احضان شود روزی گلستان غم مخور ،،هان مشو نومید چون واقف نیز از سر غیب باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور ،،و راه نمایان شد فضا و مکان تغییر کرد ورق برگشت یک جهش اتفاق افتاد و خود را در یک مکان مقدس یافتم در کنار مسافرانی که خود دنیایی از عشق و محبت هستند زیرا آنچه باور است محبت است ،،با تفکر و امید عقل و ایمان حرکت در مسیر مثل چشه جوشان صفت گذشته را فراموش کرده ودر آخر امر به نقطه ای میرسم که سر آغازش باز هم محبت است پس آن کنم که فرمان است
با تشکر.
تایپ و تهیه دلنوشته: مسافر حسن
ویراستاری و ارسال: مسافر فرهاد
مرزبان خبری: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
97