گزارش تصویری از لژیونهای ویلیام (درمان سیگار) به روایت تصویر
.jpg)
خلاصه سخنان راهنمای درمان نیکوتین، مسافر فرزاد:
سلام دوستان،فرزاد هستم،مسافر نیکوتین.
خدا را شکر میکنم که یک جلسه دیگر خداوند لیاقت داد دور هم جمع شویم و آموزش بگیریم. دستور جلسه امروز در مورد «صورت مسئله اعتیاد» میباشد. در مورد درمان اعتیاد، آقای مهندس وقتی در کتاب «۶۰ درجه» صحبت میکنند، از ب بسمالله شروع میکنند. برنامه اعتیاد چیست؟ اعتیاد چگونه شکل میگیرد؟ چرا تا الان غیرقابلحل بوده است؟ چون تعریف درستی از اعتیاد بیان نشده که بخواهد حل شود. وقتی صورت مسئله اشتباه باشد، چگونه میتوان به پاسخ درست رسید؟ مسئله اینگونه بود که میگفتند اعتیاد یک نوع بیماری لاعلاج و غیرقابلدرمان است و هنوز هم خیلیها به این باور اعتقاد دارند و فکر میکنند که اعتیاد یک عادت رفتاری است که نمیشود آن را ترک کرد. روش DST درست است که ما میگوییم یک روش آسان است، ولی برای چه کسانی آسان میباشد؟ برای کسی آسان است که مثلث درمان، یعنی جسم، روان و جهانبینی را با هم کار کند. ما میگوییم صورت مسئله اعتیاد و روش DST یک پکیج یا یک فاکتور است که باید چند عامل در کنار هم قرار بگیرند تا روش DST به وجود بیاید. انواع پروسهها باید طی شود و زمان لازم سپری شود تا درمان اتفاق بیفتد.
درمان به چه معناست؟ یعنی کسی که هروئین مصرف میکرده است، بعد از درمان بتواند در کارخانه هروئینسازی کار کند، در همانجا بخوابد و حتی خواب مواد هم نبیند و هیچ مشکلی برای او به وجود نیاید. از نظر مراکز اعتیاد، اعتیاد یک بیماری مزمن، پیشرونده و غیرقابلعلاج میباشد. وقتی میگویند لاعلاج، تکلیف آن مشخص است؛ یعنی پزشک این بیماری را غیرقابلدرمان میداند و درمانی برای آن وجود ندارد. وقتی درمانی وجود نداشته باشد، یعنی بیماری پیشرونده هم میباشد. در انجمن بیماران گمنام که در آمریکا شکل گرفته است، برای جلوگیری از پیشرفت بیماری از درمان معنوی استفاده میکنند. بیل ویلسون یک انسان الکلی بود که با دوستان خود مرتب مصرف میکرد. یک روز که به آنجا رفت و دید دوستانش نیستند، پرسوجو کرد و متوجه شد که دوستانش به یک کلیسا میروند و از دردهای خود صحبت میکنند و دعا میکنند تا حالشان خوب شود. در این زمانی که دور هم جمع میشدند و در مورد مذهب صحبت میکردند، انرژی میگرفتند و برای مدتی حالشان خوب میشد. این روش برای الکلیها پایهگذاری شده بود.
وقتی میگویند بیماری لاعلاج، مزمن، پیشرونده و مرموز است، ما نمیدانیم چه بیماریای است و نمیدانیم کجای بدن ما تخریب شده است. حالا حتی اگر بفهمیم این بیماری چیست، ولی ندانیم به کجای بدن تخریب زده است، باز هم مسئله برای ما مشخص نیست. ما فقط میدانیم این بیماری پیشرونده است، اما نمیدانیم تا کجا پیش میرود و چه اندازه تخریب ایجاد میکند. این تعریف، تعریفی پر از ابهام از اعتیاد بوده است. برای انسانها این باور به وجود آمد که این بیماری هیچ درمانی ندارد. معنویت باعث میشود در روش الکلیهای گمنام، آنها برای مدتی حال خوش پیدا کنند؛ یک حال خوشی که در معنویات وجود دارد و به آن «نشئگی معنوی» میگویند. آنها مجبور بودند با معنویات، که برایشان یک سرخوشی به وجود میآورد، سرپوشی بر روی اعتیاد خود بگذارند. معنویات باعث میشود یک اقناع و سرخوشی به وجود بیاید و یک حالت نشئگی به شخص داده شود و مجبور بودند با این روش، خود را از مواد مخدر دور کنند.
تعریف کنگره از مواد مخدر چیست؟ تعریف کنگره از اعتیاد چه بود؟ آقای مهندس فرمودند: «اعتیاد، جایگزینی مواد مخدر بیرونی به جای مواد درونی و طبیعی بدن میباشد و درمان آن در کنگره قطعی است.» ولی درمان آن شرایطی دارد و پارامترهای خودش را دارد. آقای مهندس طی این چند سال، انواع ابزار و آدابی را که باعث میشود انسان به درمان قطعی برسد، در مثلثهای درمان و در سیدیهایی که آموزش دادهاند، در کتاب «۶۰ درجه»، کتاب «وادیها» و در کل آموزشهای جهانبینی مطرح کردهاند. صورت مسئله اعتیاد اینگونه حل میشود که اول، یک تعریف درست از اعتیاد چیست؟ دوم، اعتیاد کجا رخ داده است و چه چیزی را از کار انداخته است که مواد مخدر از سد خونی ـ مغزی عبور کرده و باعث شده مخدرهای بیرونی جایگزین مخدرهای طبیعی بدن شوند؟ دستگاههای تولیدکننده شبهافیونی بدن از کار میافتند و این موضوع باعث میشود انسان محتاج مواد مخدر بیرونی شود. وقتی تولید خوابیده میشود، انسان احتیاج پیدا میکند به مواد خارجی.
در ادامه، اعتیاد در جسم اتفاق میافتد، ولی دو بُعد دیگر بدن را نیز درگیر میکند که آنها روان و جهانبینی میباشند. روان ما همان خلقوخو و حالات ما میباشد و جهانبینی، دید ما نسبت به جهان هستی است. خب، اعتیاد چگونه به وجود آمد؟ از ترکیب انسان و مواد مخدر. پس اعتیاد دو مؤلفه دارد و برای درمان آن باید روی هر دو مؤلفه کار شود. اول باید انسان شناخته شود، با همه خصوصیاتش، و دوم مواد مخدر شناخته شود، با همه خصوصیات و تخریبهای آن. وقتی این دو مؤلفه کار شد، انسان حرکت میکند به سمت درمان و در مثلث درمان که همان جسم، روان و جهانبینی میباشد قرار میگیرد. مواد مخدر نیز در آموزشهای فنی و جزوهها شناخته میشود که مواد مخدر چه ترکیباتی دارد، چه تخریبهایی به وجود میآورد، از چه جنسی است و چگونه در پروتکل درمان با آن برخورد کنیم؛ چگونه این مواد گرفته شود و چگونه درمان شود.
در مثلث درمان، یک ضلع آن «اشباع»، ضلع دیگر «سازگاری» و ضلع دیگر «تغذیه» میباشد. در این مورد صحبت شد که تمام مصرفکنندگان مواد مخدر، بدنشان اشباع شده است؛ در حالی که بدن ما به اندازه معینی مواد نیاز دارد، ولی بیشتر مصرفکنندگان مواد مخدر همیشه در حالت اشباع میباشند. نشانه اصلی اشباع این است که وقتی انسان آزمایش اعتیاد میدهد، مورفین در ادرار او وجود دارد. این نشان میدهد که بدن انسان مواد مخدر مورد نیاز خود را مصرف کرده و مازاد آن را دفع میکند. تغذیه چیست؟ آقای مهندس فرمودند همانطور که بدن به سه وعده غذا نیاز دارد، سه وعده دارو باید مصرف شود. سازگاری نیز این است که بدن انسان باید نسبت به دارو سازگاری پیدا کند و به آن عادت کند که این موضوع نیاز به زمان دارد. شاهکلید، همان یک تکه سازگاری میباشد. مثلاً شخص هروئینی که وارد کنگره میشود، باید به او OT داده شود تا در یک بازه زمانی، بدن او نسبت به OT سازگار شود که بین ۲۰ تا ۶۰ روز طول میکشد. البته ممکن است برای یک شخص ۲۰ روز طول بکشد تا بدن او سازگار شود و برای شخص دیگری ۶۰ روز زمان ببرد. این موضوع بستگی به نوع مواد و میزان مواد مصرفی او دارد، ولی در نهایت سازگاری رخ خواهد داد.
در ادامه، آقای مهندس تئوری DST را بیان کردهاند که همان روش تدریجی ۱۱ماهه میباشد؛ همان پلههای ۲۱روزهای که آقای مهندس مطرح کردهاند. در ادامه، مهندس در مورد داروی مناسب، روش مناسب و مقدار مناسب دارو صحبت کردهاند. دارو باید کامل باشد و مقدار آن طبق پروتکل درمان تعیین شده باشد. در ادامه، آقای مهندس هزاران آموزش جهانبینی دادهاند که در مورد بحث خلقوخو و انسان، صحبتهای بسیاری کردهاند. در آزمایشهای پیاپی و همراه با اساتید، پژوهشهای بسیاری در مورد اعتیاد انجام شده که میوه آن باعث شده است کنگره چندین سال است انسانها را به درمان قطعی برساند. وقتی شخص وارد سفر دوم میشود، امکان برگشت او بسیار کم میباشد. دلیل آن این است که اگر انسان سفر خوبی انجام داده باشد، بعد از رهایی دارای حال خوبی میباشد و حبابی که در دور انسان به وجود میآید و آن لذتی که انسان از زندگی میبرد، باعث میشود که برگشت به اعتیاد نداشته باشد.
این سؤال پیش میآید که آیا این خرافات است یا جادوگری؟ نه، این روش درمان صحیحی است که توسط آقای مهندس ابداع شده است. وقتی بدن درست عمل میکند و هورمونهای بدن و اعضای از بین رفته بدن بازسازی میشوند، مثل این میماند که یک پرنده پرهای جدید و نوک تازه درآورده است. با توجه به آزمایشی که بعد از درمان بر روی بچهها انجام شده، حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد آنها وضعیت بسیار عالی داشتند. این مسیر درمان، یک مسیر کیفی و احساسی میباشد که کسی که درمان شده فقط میتواند آن را حس کند و برای دیگران نمیشود توضیح داد. این احساس و درک را افرادی که در درون کنگره درمان شدهاند، فقط میتوانند احساس کنند. مثلاً مثل آموزش رانندگی است؛ با توضیح دادن نمیتوان کسی را راننده کرد. باید شخص پشت اتومبیل بنشیند، رانندگی کند و آموزش بگیرد تا بتواند راننده شود.
تعریفی که از هر درمانی در دنیا میشود این است که اگر ۵۰ درصد افراد درمان شوند، یعنی آن روش صحیح میباشد. پس درمان اعتیاد آقای مهندس که آمار بیش از این دارد، نشاندهنده این است که این روش توانسته است به افراد بسیاری در مسیر درمان کمک کند. برای اشخاصی که بخواهند باور کنند، این روش برای افرادی است که خواسته داشته باشند و بخواهند خود را از بیماری اعتیاد نجات دهند. اگر انسان زمان مناسب را تحمل کند و مراحل درمان را بهدرستی طی نماید، میتواند به درمان قطعی برسد و از بیماری هلاککننده اعتیاد نجات پیدا کند.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید،از همه شما سپاسگزار هستم.




نگارنده: مسافر سیروس لژیون ۳
عکاس: مرزبان مسافر صابر
تنظیم: مسافر علی لژیون ۷
ارسال: مرزبان خبری مسافر صابر
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
132