پنجمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر مصطفی، با دستور جلسه: " صورت مسئله اعتیاد " سهشنبه ۷ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانیم آموزش بگیریم و خدمت کنم. هفتهای که گذشت، هفته سایت بود و این هفته را به بچههای خدمتگزار سایت تبریک میگویم. هفته قبل فرصت نشد از زحماتشان تقدیر و تشکر کنیم و در این زمینه مشارکت داشته باشم. انشاءالله خدمتی که انجام میدهند، چراغ راهی در مسیر زندگیشان باشد و همیشه سربلند و باعزت باشند.
دستور جلسه این هفته، «صورتمسئله اعتیاد؛ حلقه گمشده بشر» است. مسئلهای که هزاران سال وجود داشته و بشر با آن دستوپنجه نرم کرده است. هزاران سال گذشت، نسلهای زیادی آمدند و رفتند، اما این مسئله حل نشد. اگر در کتابهای تاریخی نگاهی بیندازیم و مستنداتی را که وجود دارد بررسی کنیم، میبینیم که این قضیه همچنان حلنشده باقی مانده بود و همیشه گرهی در کار وجود داشت. چرا؟ چون صورتمسئله اعتیاد حل نشده بود و به قول خودمان، راه درمان کشف نشده بود. خداوند این راه را قرار داده بود، ولی هنوز کشف نشده بود. خداوند همهچیز را خلق کرده است، ولی بسیاری از چیزها جلوی چشم ما هستند و ما آنها را نمیبینیم. خدا را شکر میکنم که در این حیاتی که داریم زندگی میکنیم، توفیق پیدا کردیم با روش و سیستم کنگره و متد DST که توسط بزرگمردی مثل آقای مهندس دژاکام ارائه شده است، آشنا شویم و بتوانیم آن گمشدهای را که در جسم و روان ما بوده، پیدا کنیم.خدا میداند چندین هزار سال بشر با این مسئله دستوپنجه نرم کرده است. برای منِ مهدی که چند سال درگیر مواد بودم، هر یک روزش ده سال گذشت. هر روز در فکر ترک بودم و هر روز به درمانشدن فکر میکردم، اما هیچگاه این اتفاق رخ نمیداد. خدا را شکر، بعد از اینکه وارد کنگره شدم، به راحتترین شکل ممکن و آنطور که حتی فکرش را هم نمیکردم، درمان اتفاق افتاد. وقتی درمان در ما اتفاق میافتد، شخص نگاه میکند و میبیند که احتیاجی به زورزدن نیست. آقای امین میفرمایند که من سی سال زور میزدم، که زور نزدن را ياد بگیرم. در کنگره خیلی راحت و به بهترین نحو ممکن، درمان جلوی چشم ماست. خیلی وقتها مثل این است که گوشی تلفن در دستمان است، ولی داریم دنبال آن میگردیم. ما سالها با خودِ مواد آسیب دیدیم و گویی خود مواد برایمان تبدیل به دارو شده بود. مواد تعادل بدن ما را به هم زده است؛ اما اگر در دست یک استاد و در مسیر درست قرار بگیرد، همین مواد و تریاک میتواند به بهترین نحو و در بهترین شکل ممکن، شخص را به درمان برساند.کنگره برای مسئله اعتیاد، مثلثی را مطرح میکند به نام جسم، روان و جهانبینی. در بسیاری از روشهای دیگر که برای ترک یا درمان وجود دارند، این مثلث و ارتباط میان جسم، روان و جهانبینی مورد توجه قرار نمیگیرد؛ اما ما در کنگره این موضوع را یاد گرفتیم. خود من در سفر اول، جسمم مشکل داشت. وقتی با راهنمایم صحبت کردم، گفتند این موضوع طبیعی است؛ جسمت که درمان شود، روانت هم به تعادل میرسد و وقتی روان درمان شود، جهانبینی شخص نیز به تعادل میرسد و درست میشود. من در طول سفرم آدمی عصبی و خیلی زودبههمریخته بودم. وقتی درمان سیگارم را تمام کردم و وارد مرحله بعد شدم، بههمریختگیها و مشکلاتم کمتر شد و بعد از مدتی دیگر آن مشکلات را نداشتم. وقتی جهانبینی درست شد، حتی کلمات و نوع صحبتکردن من هم تغییر کرد.
به مسئله جسم که میرسیم، میبینیم بسیاری از مشکلاتی که منِ سفر اولی با آنها دستوپنجه نرم میکنم، مربوط به جسم است و به جسم ختم میشود. اگر جسم را درست کنیم، درست سفر کنیم، دارو را بهموقع و سر ساعت استفاده کنیم، به اندازه و طبق دستور راهنما پیش برویم و مطیع راهنما باشیم، قطعاً به درمان خواهیم رسید. صورتمسئله اعتیاد چیست و چه میگوید؟ میگوید جایگزینی اتفاق افتاده است؛ یعنی مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد شبهافیونی درونی بدن شده است. من یک عمر، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، چه عمدی و چه غیرعمدی، مواد را وارد بدنم کردم. وقتی مواد وارد بدن من شد، سیستمهای شبهافیونی بدنم بهتدریج از کار افتادند. رفتهرفته مواد کمتری در بدن تولید شد و وابستگی من به مواد بیشتر شد.حالا باید یک سفر دهماهه تا یازدهماهه را در پلههای بیستویکروزه طی کنم. همان میزان موادی را که مصرف میکردم، با ضریب ۰/۸، یعنی با همان بیست درصد کاهش، پلهپله پایین بیاورم تا دوباره سیستم تولید مواد شبهافیونی داخل بدن بتواند به کار خودش ادامه دهد. درمان در همین پلههای بیستویکروزه اتفاق میافتد. چرا پلههای بیستویکروزه؟ چون در هر پله بیستویکروزه، تغییراتی در سلولهای بدن اتفاق میافتد. برای مثال، اگر شخصی یک سال مواد مخدر مصرف کرده باشد، نسلهای سلولی بدن او در طول این مدت تحت تأثیر مواد قرار گرفتهاند. چرخه تغییرات سلولی را در کنگره بر مبنای بیستویک روز در نظر میگیریم. اگر شخصی ده سال مواد مخدر مصرف کرده باشد، نسلهای زیادی از سلولهای بدن او تحت تأثیر مواد قرار گرفتهاند و بدن برای بازسازی و برگشت به شرایط طبیعی، به زمان نیاز دارد.
به همین دلیل، حداقل زمان لازم برای درمان حدود ده ماه در نظر گرفته میشود و کمتر از این زمان نمیتوان انتظار داشت که فرآیند درمان بهصورت کامل انجام شود. در این مسیر، بدن فرصت پیدا میکند که تغییرات لازم را تجربه کند و دوباره سیستمهای طبیعی بدن شروع به فعالیت و ترشح کنند. در نتیجه، شخص میتواند به سلامتی کامل و درمان دست پیدا کند. همیشه به بچهها میگویم وقتی شخصی به درمان برسد، موادش درمان شده، سیگارش هم درمان شده و خودش یک سند و نشانهای از درمان است. راهنماها و خدمتگزاران را که نگاه میکنید، وقتی به چهرهشان نگاه میکنید، اثری از مواد و اعتیاد نمیبینید؛ انگار اصلاً مصرفکننده نبودهاند. زمانی که من راهنمای تازهواردین بودم، گاهی تازهواردی که وارد کنگره میشد از من میپرسید: «آیا شما تا حالا مواد مصرف کردهاید؟» این سؤال برای من جالب بود، چون نشان میداد جسم انسان میتواند بازسازی شود؛ گویی اصلاً درگیر مواد نبوده است، در حالی که سابقه مصرف و حتی سابقه ترک داشته است.وقتی جسم به سلامتی کامل برسد، روان و جهانبینی هم در کنار آن درست میشوند و اگر بتوانیم آموزش خوبی هم به شخص بدهیم، قطعاً نتیجه و راندمان درمان بسیار بهتر خواهد شد.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: مسافر حجتالله لژیون ۲
عکاس:مسافر وحید لژیون ۳
تنظیم: مسافر علی لژیون ۷
ارسال: مرزبان خبری مسافر صابر
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
173