English Version
This Site Is Available In English

کنگره 60، راهی برای درمان و رسیدن به تعادل

کنگره 60، راهی برای درمان و رسیدن به تعادل

ششمین جلسه از دور چهل و پنجم کارگاه‌های آموزشی ویژه مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی ایمان با استادی مسافر امیرعباس و نگهبانی مسافر عیسی و دبیری موقت مسافر مهدی با دستور جلسه « صورت مسئله اعتیاد » در روز چهارشنبه 8 مهر ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

من قبل از اینکه به کنگره بیایم، برای درمان چند جا را امتحان کردم. البته خودم تنها نمی‌رفتم و معمولاً با دوستانم می‌رفتم. یک‌بار به یکی از کلینیک‌های ترک اعتیاد رفتیم. کمی مشاوره کردیم و صحبت کردیم، اما دیدم طرف بیشتر به فکر درآمد خودش است تا درمان ما. صحبت‌ها بیشتر درباره این بود که چقدر مصرف می‌کنید و چقدر می‌توانید هزینه کنید. داروی آن‌ها هم متادون بود. وقتی با هم صحبت کردیم، دیدیم که ظاهراً فقط به دنبال این هستند که پولی از ما بگیرند.

من دوستی داشتم به نام امیر مقتدری که در آمریکا زندگی می‌کند و اینجا نیست. او سالی دو ماه به ایران می‌آید. خانواده‌اش در ولنجک خانه‌ای داشتند که با تمام وسایل خالی افتاده بود و او این دو ماه می‌آمد آنجا، مصرف می‌کرد و به قول خودش عشق و حال می‌کرد و دوباره می‌رفت. او یک شگردی داشت و به من گفت: «بیا سر ساعت مصرف نکنیم.» مثلاً امروز ساعت پنج مصرف کنیم، فردا ساعت هفت و پس‌فردا ساعت سه؛ یعنی مصرفمان سر ساعت مشخصی نباشد تا به آن عادت نکنیم. ما هم که به دنبال راهی بودیم تا به هر شکلی از شر این مواد راحت شویم، هرچه می‌گفت، می‌گفتیم چشم. این کار را هم امتحان کردیم، اما نتیجه‌ای نداشت؛ چون اصل قضیه حل نشده بود. چند ساعت که از زمان مصرف می‌گذشت، دوباره نیاز به مصرف داشتیم. یک روز هم که تحمل می‌کردی، بالاخره فردایش دوباره همان شرایط تکرار می‌شد.

یک‌بار دیگر یکی از دوستانمان که از این شرایط کلافه شده بود، تصمیم گرفت ترک کند. یک ویلا نزدیک دانشگاه داشت و در آنجا بستری شد. دوستانش گفتند ما دکتری را می‌شناسیم که خیلی دکتر خوبی است و چند نفر را ترک داده. من هم گفتم بروم ببینم شاید این روش جواب بدهد و بتوانم از آن استفاده کنم. رفتیم و دیدیم آدمی حدود ۱۲۰ کیلو با قد نزدیک به ۱ متر و ۸۰ یا ۹۰ سانتی‌متر، با ظاهری شبیه قصاب‌ها، آمد. یک کیف باز کرد، چند آمپول بیرون آورد و گفت: «نگران نباشید، من درستش می‌کنم.» دو سه آمپول به این بنده‌خدا زد و او روی تخت خوابید و تا فردا خواب بود. ما هم آنجا نشسته بودیم و مصرف می‌کردیم. فردا ظهر که بلند شد، خیلی درب و داغان بود. گفت: «آقا می‌شود به من بدهی؟» دکتر گفت: «نه، الان درستت می‌کنم.» سه چهار آمپول دیگر زد و دوباره این بنده‌خدا بی‌حال روی تخت افتاد تا فردا. سه روز ما آنجا بودیم. من دیگر نگران شدم و گفتم: «آقا، این ممکن است اتفاقی برایش بیفتد. خدای نکرده مشکلی پیش نیاید. شما چندین آمپول مختلف، خواب‌آور و آرام‌بخش و چیزهای دیگر به او می‌زنید.» در نهایت، وقتی آقای دکتر کارش تمام شد، مبلغ قابل‌توجهی از این بنده‌خدا گرفت. فردا شب هم که رفتیم و با هم نشستیم، دیدیم باز نتیجه‌ای حاصل نشده است.

می‌خواهم بگویم من شخصاً بیرون از کنگره هیچ راهی پیدا نکردم. همیشه هم به بچه‌ها می‌گویم که فکر می‌کنم یکی از کارهای خوبی که در زندگی‌مان انجام دادیم این بود که این راه را پیدا کردیم و سر از کنگره درآوردیم. الان هم به بچه‌ها می‌گفتم، خدا شاهد است، حتی اگر در سفر دوم کمی وضعیت اقتصادی‌مان خراب باشد، حالمان خوب نباشد یا ناراحت باشیم، وقتی به اینجا می‌آییم، حالمـان خوب می‌شود و با دیدن شماها دوباره جان می‌گیریم. واقعاً کنگره یک پدیده عجیب است.

در مورد روش درمان هم که خداروشکر روش DST توسط آقای مهندس کشف شد، به نظرم روش فوق‌العاده‌ای است. درست است که با تریاک درمان انجام می‌شود، ولی فکر نمی‌کنم چیز دیگری در طبیعت وجود داشته باشد که بتواند همان کاری را که این ماده با بدن ما انجام می‌دهد، به این شکل انجام دهد. یک نکته دیگر هم می‌خواهم بگویم. به نظر من برای سفر اولی‌ها، کنگره ۶۰ یک پکیج کامل است. فقط شربت OT نیست، فقط دارو نیست؛ بلکه یک مجموعه کامل است. من در این چند سالی که اینجا بودم، با چشم خودم دیدم که اگر کسی جلسه را نیاید و فقط به لژیون بیاید، خوب نمی‌شود. اگر جلسه را بیاید ولی به لژیون نیاید، باز هم خوب نمی‌شود. اگر جلسه و لژیون را بیاید ولی به پارک نیاید، باز هم آن نتیجه کامل حاصل نمی‌شود. این دقیقاً مانند همان شربت است که باید به‌موقع و به‌اندازه مصرف شود. آن شربت دارد جسمت را درست می‌کند، این آموزش‌ها و حضور در جلسات، روان تو را درست می‌کند. این پکیج اگر با هم اجرا نشود، به نظر من درمانی در کار نیست. اگر هم به رهایی برسیم، ممکن است در نهایت حال خوبی نداشته باشیم؛ یعنی هنوز به آن تعادل واقعی نرسیده باشیم.

من به همه شما که دوستان من هستید و به‌خصوص سفر اولی‌ها توصیه می‌کنم این روش را خیلی جدی بگیرید. این روش جواب می‌دهد و نتیجه‌اش ما هستیم؛ نتیجه‌اش همین راهنماهایی هستند که می‌بینید، همه لبخند دارند، حالشان خوب است و رنگ و بوی زندگی در چهره‌هایشان نمایان شده است. این خروجی کنگره است. این‌ها نشان می‌دهد که صورت مسئله درست است، راه‌حل درست است و مسیر درست است و همه‌چیز در جای خودش قرار دارد. به نظر من این فرصت را از دست ندهید. من دلم می‌سوزد وقتی می‌بینم کسی مثلاً چهار روز می‌آید و بعد رها می‌کند و می‌رود. این نشان می‌دهد که از نظر درونی، آن‌طور که باید خواسته و انگیزه لازم را نداشته است. حیف است این فرصت را از دست بدهیم. ممنونم که به صحبت‌هایم گوش دادید.

 

کسب مقام اول تیم باستانی نمایندگی ایمان در مسابقات جام عقاب طلایی
 


 

تایپ: مسافر رضا
ویرایش و ارسال: مسافر مهدی
عکاس خبری: مسافر امیر
گروه سایت نمایندگی ایمان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...