موضوع:اعتیاد و درمان آن.
اعتیاد زنجیری است که در ابتدا با لبخند و وعده آرامش دور مچ دست میپیچد اما هر روز تنگتر میشود تا جایی که فرد دیگر صدای قلب خودش را هم نمیشنود و فقط صدای نیاز را میشنود.
اعتیاد یعنی تبدیل شدن دوست داشتن به نیاز داشتن و تبدیل شدن زندگی کردن به زنده ماندن، برای یک لحظه تسکین. سختترین لحظه اعتیاد آن است که انسان در آینه به خودش نگاه میکند و کسی را میبیند که دیگر نمیشناسد، غریبهای با چشمهایی خاموش که روزی پر از رویا بود.
در این مسیر آدم نه تنها سلامتی خود را از دست میدهد بلکه اعتمادهای عزیزترینهایش را هم یکییکی میسوزاند و در نهایت در جزیرهای از تنهایی و شرم تنها میماند؛ اما درست در تاریکترین نقطه این تونل یک حقیقت درخشان وجود دارد،
"راه بازگشت همیشه باز است"
درمان فقط پاک شدن از یک ماده نیست درمان یعنی شجاعت روبرویی با دردهایی که میخواستیم با مواد آنها را بخوابانیم. درمان یعنی پذیرفتن این حقیقت که من تنها نمیتوانم و کمک خواستن نشانه ضعف نیست بلکه بزرگترین قدرت است.
مسیر بهبودی شبیه به بالا رفتن از یک کوه بلند و سخت است گاهی نفسها تنگ میشود، گاهی وسوسههای قدیمی مثل بادهای سرد میوزند و میخواهند ما را به پایین پرت کنند اما هر قدمی که به سمت نور برداشته میشود ارزشمندتر از تمام سالهای تاریکی است.
به هر کسی که در این مسیر است میگویم تو بیشتر از آن مادهای که تو را به بند کشیده ارزشمندی ،تو قویتر از آن میل لحظهای هستی؛ شاید امروز خستهای و شاید فکر میکنی که دیگر دیر شده اما به یاد داشته باش که خورشید هر روز از نو طلوع میکند تا به تو بگوید فرصتی برای شروع دوباره هست. رستگاری در درمان یعنی دوباره چشیدن طعم یک خواب آرام، دیدن لبخند واقعی عزیزان و مهمتر از همه دوباره دوست داشتن همان کسی که در آیینه است .
پایداری کن چون تو لایق زندگی هستی نه لایق زندانی شدن در یک عادت.
مطلب:مسافر بهزاد لژیون یکم،راهنما آقا فرشاد.
تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک
تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
59