اولین جلسه از دوره ی اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی روز های چهارشنبه مسافران کنگره۶۰ پارک بهار مشهد با استادی دستیار دیدهبان مسافر جواد سجادی، نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر علیاصغر با دستور جلسه: (( صورت مسئله اعتیاد )) روز چهارشنبه هشتم مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۶ صبح آغاز بهکار کرد.
.jpg)
سخنان استاد: سلام دوستان جواد هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم به جهت اجازه بودن و توفیق خدمت. بسیار ممنون و متشکر از الطاف آقای مهندس، خانواده محترمشان و شورای دیدهبانان و مخصوصا از دیدهبانهای عزیز مسافرین آقای بابک لطفی و آقای جواد فلاح که بیشتر در نمایندگیهای خراسان فعالیت دارند و از هیچ تلاشی برای پیشبرد اهداف احیای انسانی و والای کنگره فروگذار نیستند و همچنین به همه شما عزیزانی که در جلسه امروز حضور دارید، خوشآمد میگویم.
اول از همه باید خوشحالی خودم را ابراز کنم به خاطر به کار افتادن جلسات صبحگاهی پارک بهار. حضور در این جلسات یک تجربه جدید است که دوستان و مسافران عزیز فقط در تهران، میتوانستیم آن را تجربه کنیم و بالاخره این توفیق نصیب ما در شهر مشهد شد. در ادامه، اصفهان هم فکر میکنم شروع به کار کرده است. به نظر من، یک تکه از پازل گمشده درمان برای ما خراسانیها و مشهدیها هم پیدا شد و انشاءالله بتوانیم نهایت استفاده را از حضور در این جلسات ببریم.
راجع به «صورت مسئله اعتیاد» حرف خیلی زیاد است، ولی من مقداری از تجربه خودم را میگویم؛ به لحاظ مجهول بودن این مسئله و اینکه صورتی نداشت، چه اتفاقاتی برای من افتاد. شما هم تقریباً فکر میکنم بیشترتان تجربه این کار را داشته باشید.
در دنیای مصرف مواد مخدر، اکثر مصرفکنندگان دوست دارند به شکلی از این اعتیاد بیرون بیایند، ولی به لحاظ نبودن راه، متوجه چه تخریبها و چه ضررهایی در جسمشان و در تمام زندگیشان شدند.
به عنوان مثال، من خودم بارها و بارها برای اینکه بتوانم اعتیادم را درمان کنم، یا ترک کنم و یا مصرف مواد مخدر نداشته باشم، شاید به هزار جا متوسل شدم و خیلی کارها انجام دادم؛ سه روز نکشم، دکتر بروم، یا به اصطلاح آن زمان که میگفتند خونت را عوض کن، یا نمیدانم مسئله «یوآردی» یا «یوآراُدی» و هر بار هم با این روشهای غلط درمان، چه تخریبهایی در جسمم ایجاد شد.
در ادامه، بعد از چند روز، مثلاً مصرف نکردن... یعنی اینطور بگویم که تمام ضررها و کارهای خیلی بزرگی که در حق خودم کردم، دقیقاً در آن زمانهایی بود که مثلاً من به هر طریقی ده روز مواد نکشیده بودم و از نظر تعادل فکری، جسمی و روانی، آدم صددرصد نامتعادلی بودم.
چه سوءاستفادههایی از مصرفکنندگان مواد مخدر، حالا چه در عطاریها و چه در روشهای غلط درمان، مثلاً همین «یوآراُدی»، از مصرفکنندگان مواد مخدر شد؟ چرا؟ چون مجهول بود؛ یعنی مسئله صورتی نداشت و راهحلی نداشت.
این روشهای غلط، حاصل جهل، ناآگاهی و نادانی افرادی بود که با درمان مواد مخدر سروکار داشتند و بس. روزنامهها، تلویزیون، ماهواره و در هر کوچه و خیابانی که میرفتی، مطمئناً این را تجربه کردهاید: «ترک مواد مخدر در سه روز»، «با آزمایش منفی»، «اینجوری و آنجوری» و... . همه اینها حاصل روشهای نادرست درمان بود.
من میخواهم این را بگویم که با حل شدن صورت مسئله مواد مخدر، یعنی از مجهول درآمدن و معلوم شدن آن، آقای مهندس به عنوان خالق و کاشف متد DST، چه اتفاق بزرگی را رقم زدند.
اینکه مشخص شود در اعتیاد مسمومیت نیست که نیاز به سمزدایی داشته باشد؛ اینکه مشخص شود در اعتیاد چه قسمتهایی از جسم انسان، در آشکار و یا در قسمت پنهان انسان، چه تخریبهایی ایجاد میکند؛ چه جایگزینی اتفاق میافتد که یک فرد مصرفکننده مواد مخدر بیتعادل میشود؛ چه اتفاقی میافتد که در شهر وجودی او هیچگونه مواد شبهافیونی تولید نمیشود.
من فکر میکنم در حال حاضر، بزرگترین خدمتی که میشود به بشریت کرد، همین روشن شدن «صورت مسئله اعتیاد» بود.
مصرفکنندگانی که دقیقاً با این روش درمان، اقدام به درمان خودشان کردند، از چه جایگاهی به چه جایگاهی رسیدند؟ حالا همه اینها را خود مهندس مطرح کردهاند که مسائلی که کشف نشدهاند، همگی باعث درد و رنج بشر هستند.
چه درد و رنجی از مصرفکنندگان و خانوادههایشان گرفته شد! برای همین، من خودم همیشه وقتی به گذشته خودم یک نگاهی میاندازم، در خلوت که خود آدم نمیتواند سر خودش کلاه بگذارد، آنجا متوجه میشود که چه خدمتی به من و امثال من و خانوادههای ما، با کشف درمان مواد مخدر یا همین معلوم شدن صورت مسئله اعتیاد، انجام شد و چه اتفاق بزرگی رقم خورد و در آینده چه اتفاقهای بزرگتری را شاهد رقم خوردن آن خواهیم بود.
خب، این راجع به صورت مسئله اعتیاد.
.jpg)
در مشارکت جلسه قبل هم گفتم؛ من از بچهها خواهش میکنم، آنهایی که به پارک میآیند، حالا همکار عزیزم در قسمت راهنمایی و هر کدام، این حس و حال حضور را حتماً به نمایندگیهایشان انتقال بدهند.
یعنی یک تجربه جدید است، حرکت است و انتقال حس خیلی مهم است و مطمئناً چون ما تجربه فضای باز را در برگزاری کارگاهها نداشتیم. فقط لژیونهای ویلیام و تغذیه سالم با حس و حال بسیار خوبی در پارکها برگزار میشوند. اما این سبک اصلاً متفاوت است و مطمئناً در آینده نهچندان دور، اتفاقهای بزرگتری را همه دست در دست هم رقم خواهیم زد.
چه کسی میداند؟ این پارک یک نمایندگی خواهد شد، نمایندگی دیگری و اتفاقهای بزرگتر...
زیاد صحبت نمیکنم و جلسه را به مشارکت میگذاریم. امیدوارم که جلسه خیلی خوبی را به اتفاق یکدیگر برگزار کنیم.
از اینکه به حرفهای من گوش کردید، بسیار سپاسگزارم.
جلسه با دعای کنگره به پایان رسید
.jpg)
در انتها با چای و صبحانه گرم از دوستان عزیز و حاضرین پذیرایی گردید.


با تشکر از خدمتگزاران عزیز که با تمام وجود در تلاشند تا این نمایندگی هر روز بهتر از روز قبل موثر واقع شود.

مرزبان خبری: مسافر صادق
عکاس: مسافر صابر لژیون11 شفا
تنظیم و ارسال: مسافر احمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
491