چهاردهمین جلسه از دوره ششم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی بردسکن به استادی مسافر مجید، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» در روز سه شنبه ۷ مهر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مجید هستم، یک مسافر.
خیلی خوشحالم که بار دیگر این توفیق نصیب من شد که در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم و خدمت کنم. در ابتدا از نگهبان محترم جلسه، مجید آقا، تشکر میکنم که به من فرصت دادند در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و از شما عزیزان آموزش بگیرم.
قبل از اینکه وارد دستور جلسه شوم، لازم میدانم به همه اعضای محترم این شعبه تبریک بگویم؛ بهخصوص به ایجنت محترم، راهنمایان عزیز، مرزبانان و تمام خدمتگزارانی که برای فراهم شدن چنین مکان شایستهای تلاش کردهاند.
واقعاً این مکان، برازنده کنگره ۶۰ و برازنده انسانهایی است که در این مجموعه در حال آموزش و خدمت هستند. وقتی به چنین فضایی نگاه میکنم، به یاد این موضوع میافتم که کنگره ۶۰ یک سازمان مردمنهاد و مستقل است که بدون اتکا به حمایتهای دولتی، سالهاست در مسیر آموزش، تحقیق و تولید علم حرکت میکند.
کنگره ۶۰ فقط یک مکان برای درمان اعتیاد نیست؛ بلکه مجموعهای است که در آن انسان میتواند آموزش بگیرد، تجربه کند، خدمت کند و به شناخت تازهای از خود و جهان پیرامونش برسد. بنابراین داشتن چنین فضایی، نتیجه تلاش و زحمات انسانهایی است که سالها بدون چشمداشت، در این مسیر حرکت کردهاند.
اما دستور جلسه امروز، «صورت مسئله اعتیاد» است؛ موضوعی که به اعتقاد من، یکی از مهمترین پایههای علمی کنگره ۶۰ محسوب میشود.
همه ما کموبیش میدانیم که در گذشته، اعتیاد چگونه تعریف شده است. سالها اعتیاد را یک بیماری مزمن، پیشرونده و درمانناپذیر میدانستند و تصور بر این بود که فرد مصرفکننده باید تا پایان عمر با این مسئله دستوپنجه نرم کند.
اما اتفاق مهمی که در کنگره ۶۰ افتاد، این بود که صورت مسئله اعتیاد مورد بازنگری قرار گرفت.
مهندس دژاکام با نگاهی متفاوت، مسئله را از زاویه دیگری بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که برای حل هر مسئله، ابتدا باید صورت مسئله آن را بهدرستی شناخت.
وقتی صورت مسئله مشخص شد، راه برای پیدا کردن راهحل نیز باز میشود.
یکی از نکات مهم در این دیدگاه، شناخت سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی درونی بدن و تأثیر مصرف مواد مخدر بر این سیستم است. در این نگاه، اعتیاد تنها یک مسئله روانی یا رفتاری نیست، بلکه جسم، روان و جهانبینی انسان هر سه تحت تأثیر قرار میگیرند و برای رسیدن به درمان، باید هر سه ضلع مورد توجه قرار بگیرند.
اینجاست که روش درمان DST معنا پیدا میکند؛ یعنی درمانی تدریجی، منظم و بر اساس شناخت جسم وروان وجهان بینی .
به نظر من، ارزش واقعی این کشف زمانی بیشتر مشخص میشود که نتیجه آن را در انسانهای مختلف ببینیم.
ما در کنگره ۶۰، انسانهایی را میبینیم که روزی تصور میکردند دیگر راهی برای برگشت ندارند، اما امروز نهتنها از اعتیاد رها شدهاند، بلکه در مسیر آموزش و خدمت قرار گرفتهاند و به دیگران کمک میکنند.
این موضوع برای من بسیار مهم است؛ زیرا وقتی یک انسان مصرفکننده وارد کنگره میشود، فقط ماده مصرفی خود را کنار نمیگذارد، بلکه بهتدریج ساختارهای درونی او نیز تغییر میکند.
انسانی که زمانی شاید تمام زندگیاش تحت تأثیر مصرف مواد قرار گرفته بود، امروز میتواند مسئولیت بپذیرد، خانواده تشکیل دهد، خدمت کند، آموزش بدهد و برای دیگران منشأ آرامش باشد.
این همان جایی است که تفاوت «قطع مصرف» با «درمان» برای من روشن میشود.قطع مصرف میتواند پایان مصرف مواد باشد، اما درمان زمانی اتفاق میافتد که سیستم جسم و روان انسان فرصت بازسازی پیدا کند و جهانبینی او نیز تغییر کند.
در کنگره ۶۰، ما با یک فرآیند روبهرو هستیم، نه با یک اتفاق لحظهای.
مسافر در طول سفر خود، با آموزش، تجربه، خدمت و حرکت تدریجی، دوباره خودش را پیدا میکند.به همین دلیل است که من معتقدم کشف صورت مسئله اعتیاد فقط یک اتفاق مربوط به اعتیاد نبود؛ بلکه میتواند دریچهای برای نگاه کردن به مسائل دیگری نیز باشد.
وقتی ما یاد میگیریم برای حل یک مشکل، ابتدا صورت مسئله را درست تعریف کنیم، در واقع اولین قدم را برای پیدا کردن راهحل برداشتهایم.
در کنگره ۶۰ نمونههایی را میبینیم که نشان میدهد این نگاه میتواند در بررسی برخی مشکلات و بیماریهای دیگر نیز الهامبخش باشد. البته باید در این زمینه با دقت علمی صحبت کرد و هر تجربهای را بهعنوان نتیجه قطعی پزشکی تعمیم نداد؛ اما همین تجربهها میتوانند زمینهای برای تحقیق، پرسش و بررسی علمی بیشتر باشند.
برای من، ارزشمندترین قسمت ماجرا این است که کنگره ۶۰ انسان را به تفکر کردن دعوت میکند.به ما یاد میدهد که قبل از اینکه بگوییم «این مشکل حلشدنی نیست»، ابتدا باید ببینیم آیا صورت مسئله را درست فهمیدهایم یا خیر.
همانطور که مهندس دژاکام در مسیر اعتیاد این کار را انجام دادند، ما هم در زندگی خودمان میتوانیم از همین الگو استفاده کنیم.وقتی نگاه تغییر کند، مسیر نیز تغییر میکند.امروز وقتی به کنگره ۶۰ و اعضای آن نگاه میکنم، احساس افتخار میکنم که عضوی از این مجموعه هستم.افتخار میکنم که در مجموعهای قرار دارم که اساس آن بر آموزش، تجربه و عمل سالم بنا شده است. وقتی چنین ساختمانی را میبینم، برای من فقط یک ساختمان نیست؛ پشت این دیوارها سالها تلاش، آموزش، خدمت و تجربه انسانهایی قرار دارد که برای رسیدن به این نقطه زحمت کشیدهاند.
بنابراین به همه شما عزیزان تبریک میگویم و از تمام کسانی که برای ساختن و فراهم کردن این محیط تلاش کردهاند، صمیمانه تشکر میکنم.در پایان، امیدوارم همه ما قدر این جایگاه را بدانیم؛ چون شاید بزرگترین دستاورد کنگره ۶۰ فقط پیدا کردن راه درمان اعتیاد نباشد، بلکه پیدا کردن راهی برای شناخت بهتر انسان باشد.به قولی که همیشه در کنگره با آن زندگی میکنیم:هر چیزی قابل حل است، به شرط آنکه صورت مسئله را درست بشناسیم و برای حل آن، حرکت کنیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید از همه شما سپاسگزارم.
عکاس: مسافر مرتضی لژیون یکم
تایپ و ویراستار: مسافر حسن لژیون یکم
ارسال خبر: مسافر علی لژیون یکم
مرزبان کشیک: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
67