English Version
This Site Is Available In English

از ناامیدی تا امید

از ناامیدی تا امید

سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر:

من خداوند را هزاران بار شکر می‌‌کنم که راه کنگره‌‌۶۰ را برایم نمایان کرد. من از همه‌‌جا و همه‌‌کس ناامید شده‌‌بودم و هیچ روزنه امیدی برای خود نمی‌‌دیدم، با مسافری که اصلاً متوجه من و فرزندانم نبود روزگار می‌‌گذراندم؛ تنها دغدغه او تهیه پول مواد بود.

بالاخره روز موعد فرا رسید. من با همسفر‌‌ی در مسجد روبرو شدم و ایشان این قطعه از بهشت را به من معرفی کردند، هنگامی‌‌که برای اولین بار قدم به شعبه دهخدا گذاشتم با فضایی بسیار صمیمی آشنا شدم. افراد با جامه‌‌های سفید و زیبا بودند که به روح انسان جلا می‌‌دادند؛ گویی روحی تازه در کالبد بی‌‌جان من جان گرفت و احیا شدم.

من از بنیان‌‌گذار کنگره بسیار متشکرم که این قطعه از بهشت را برای آسیب‌‌دیدگان بنا نهاد؛ باشد که خداوند بزرگ به مهندس دژاکام عاقبت بخیری عطا فرماید؛ خدایا شکرت که من را لایق دانستی که خودم را از طریق کنگره ارتقا معنوی و روحی دهم.

نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)

رابط خبری: همسفر گلی رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)

ویرایش و ارسال: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر آذر (لژیون سوم) دبیر دوم سایت

همسفران نمایندگی دهخدا قزوین

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...