English Version
This Site Is Available In English

مصاحبه با راهنمای محترم مسافر هاشم

مصاحبه با راهنمای محترم مسافر هاشم

«به نام قدرت مطلق الله»

-لطفاً به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید.

سلام دوستان، هاشم هستم، یک مسافر. آخرین آنتی‌ایکس مصرفی، هروئین. ۱۰ ماه و ۲۸ روز با روش DST و با شربت OT سفر کردم، ورزش‌ بدمینتون. استاد راهنمای محترم در حال حاضر، ایجنت محترم شعبه الوند، امیر آقا. ۸ سال و ۲ ماه است که از مواد مخدر رها شده‌ام و ۸ سال است که از سیگار رهایی دارم.

۱. به نظر شما چرا شناخت صحیح صورت‌مسئله اعتیاد، اولین قدم برای درمان آن محسوب می‌شود؟

برای اینکه ما هر کاری را که بخواهیم شروع کنیم یا برای هر مشکلی که بخواهیم راه‌حلی پیدا کنیم، ابتدا باید صورت‌مسئله را مشخص کنیم. وقتی صورت‌مسئله مشخص شد، روی آن کار می‌کنیم، سپس پروتکل را تعیین و در نهایت آن را به اجرا می‌گذاریم. بنابراین اولین کاری که باید انجام شود، شناخت صحیح صورت‌مسئله است. در رابطه با اعتیاد نیز اولین اتفاق مهم، شناخت صورت‌مسئله اعتیاد بود. این موضوع در سال ۱۳۷۷ در دانشگاه سیستان و بلوچستان با تحقیقات مهندس دژاکام آغاز شد و ایشان برای اولین بار به این مسئله پی بردند و نتایج تحقیقات خود را در قالب مقاله ارائه کردند. از آنجا بود که این مسیر آغاز شد.

۲. از دیدگاه کنگره ۶۰، تفاوت ترک اعتیاد با درمان اعتیاد چیست؟

در کنگره ۶۰، با توجه به آموزش‌ها و تجربیاتی که در طول سال‌ها به دست آمده، مفهوم «ترک» به‌تنهایی پذیرفته نیست. ترک به این معناست که فرد برای مدتی مصرف مواد را متوقف کند؛ اما ممکن است پس از مدتی دوباره به سراغ آن برود. بسیاری از افرادی که انواع روش‌های ترک را تجربه کرده‌اند، این موضوع را به‌خوبی لمس کرده‌اند و به نتیجه مطلوب نرسیده‌اند. به همین دلیل، کنگره ۶۰ «درمان» را بالاتر از «ترک» می‌داند و «تعادل» را بالاتر از درمان قرار می‌دهد. بیماری را نمی‌توان صرفاً ترک کرد؛ بیماری باید درمان شود. همان‌طور که وقتی فردی بیمار می‌شود، نمی‌توان به او گفت بیماری‌ات را ترک کن؛ بلکه باید شرایطی فراهم شود تا بیماری درمان شود. در کنگره ۶۰ نیز با استفاده از روش DST و بر اساس شناخت فیزیولوژی بدن و مسائل مربوط به جسم و روان،فرایند درمان انجام می‌شود. نتیجه این درمان نیز در تجربه افرادی که به رهایی رسیده‌اند، قابل مشاهده است.

۳. سیستم X چه نقشی در صورت‌مسئله اعتیاد و روند درمان دارد؟

سیستم X را می‌توان مجموعه‌ای از سیستم‌های حیاتی و تولیدکننده مواد شبه‌افیونی بدن دانست که نقش بسیار مهمی در فیزیولوژی و عملکرد جسم انسان دارد. بدن انسان به‌صورت طبیعی و بر اساس ساختار خلقت خود، توانایی تولید بسیاری از مواد مورد نیازش را دارد. برای مثال، مواد شبه‌افیونی طبیعی بدن مانند انکفالین‌ها در کنترل درد و فرایندهای ترمیمی نقش دارند. وقتی فرد مواد مخدر را از بیرون وارد بدن می‌کند، به‌تدریج در عملکرد طبیعی این سیستم اختلال ایجاد می‌شود. بدن که باید به‌صورت طبیعی مواد مورد نیاز خود را تولید کند، تحت تأثیر مواد بیرونی قرار می‌گیرد و سیستم تولیدکننده مواد شبه‌افیونی طبیعی، عملکرد طبیعی خود را از دست می‌دهد. علاوه بر این، مواد و انتقال‌دهنده‌های عصبی مختلفی مانند دوپامین، سروتونین و سایر ترکیبات، هرکدام وظایف مشخصی در بدن دارند و در تنظیم فرایندهای مختلف جسم و روان نقش ایفا می‌کنند. در روش درمانی کنگره ۶۰، با استفاده از شربت OT و روش DST، در یک دوره زمانی مشخص، فرصت لازم به بدن داده می‌شود تا سیستم‌های آسیب‌دیده به‌تدریج بازسازی و راه‌اندازی شوند. در واقع، با قطع تدریجی مصرف مواد مخدر و جایگزینی اصولی و زمان‌بندی‌شده، بدن فرصت پیدا می‌کند که سیستم‌های طبیعی خود را دوباره فعال کند و به تعادل برسد. به همین دلیل است که در کنگره ۶۰، درمان اعتیاد یک فرایند زمان‌بر و تدریجی در نظر گرفته می‌شود.

۴. چرا در کنگره ۶۰ برای درمان اعتیاد، سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی در کنار یکدیگر مطرح می‌شوند؟

در کنگره ۶۰ برای شناخت اعتیاد، از یک مثلث استفاده می‌شود که سه ضلع آن عبارت‌اند از: جسم، روان و جهان‌بینی. شناختی که بنیان‌گذار کنگره ۶۰، مهندس دژاکام، بر اساس تحقیقات و تجربیات به آن رسیدند، این است که برای درمان اعتیاد نمی‌توان فقط روی جسم تمرکز کرد. در کنگره ۶۰، جسم حدود پنج درصد از مسئله اعتیاد در نظر گرفته می‌شود. ممکن است فرد بتواند در چند روز علائم ظاهری خماری، مانند عطسه، آبریزش و سایر علائم جسمی را پشت سر بگذارد؛ اما این به معنای درمان کامل اعتیاد نیست. قسمت مهم‌تر، مربوط به روان و جهان‌بینی است. در کنگره ۶۰، جسم با استفاده از داروی OT و روش DST، در یک دوره زمانی مشخص تحت درمان قرار می‌گیرد و فرصت بازسازی پیدا می‌کند. اما بخش‌های مربوط به روان و جهان‌بینی نیز باید هم‌زمان مورد توجه و آموزش قرار بگیرند. به همین دلیل در کنگره ۶۰، موضوع «صور آشکار» و «صور پنهان» مطرح می‌شود. جسم، پوست، گوشت و استخوان، تنها بخشی از وجود انسان هستند و بخش مهم دیگری نیز به روان، خلق‌وخو، تفکر و جهان‌بینی مربوط می‌شود. درمان واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که این ابعاد در کنار یکدیگر مورد توجه قرار بگیرند. به همین دلیل حضور منظم در جلسات کنگره ۶۰، کارگاه‌ها و لژیون‌ها اهمیت زیادی دارد. آموزش‌ها کمک می‌کنند که فرد علاوه بر درمان جسم، روی روان و جهان‌بینی خود نیز کار کند. وقتی این سه ضلع به تعادل برسند، فرد در شرایط مختلف زندگی، شناخت و توانایی بیشتری برای حفظ تعادل خود پیدا می‌کند و دیگر مانند گذشته تحت تأثیر محیط و شرایط قرار نمی‌گیرد.

کلام آخر

تجربه‌ای که خودم در این سال‌ها به دست آورده‌ام، این است که امروز، به‌طور نسبی، خدا را شکر می‌کنم که به صلح، آسایش و آرامش رسیده‌ام. به نظر من، یکی از اهداف مهم انسان این است که به آرامش برسد و بتواند از زندگی خود به شکل صحیح لذت ببرد. وقتی انسان به آرامش می‌رسد، می‌تواند در زمینه‌های مختلف رشد و تکامل پیدا کند، هم به خودش خدمت کند، هم به خانواده و هم به جامعه. از نظر من، یکی از مهم‌ترین راه‌های رسیدن به این مرحله، استفاده از آموزش‌های کنگره ۶۰ است. آموزش‌هایی که بر اساس تجربه و تحقیق شکل گرفته‌اند و به انسان کمک می‌کنند تا شناخت بیشتری از خودش و جهان پیرامونش پیدا کند. مهندس دژاکام در بسیاری از سخنرانی‌های خود، در ابتدا از خداوند طلب کمک می‌کنند و از حاضران می‌خواهند چند لحظه سکوت کنند و به خداوند پناه ببرند؛ پناه بردن از جهل و نادانی. به همین دلیل، به نظر من چیزی که امروز بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، آگاهی، معرفت و آموزش است.

مصاحبه شونده: راهنمای تازه واردین محترم مسافر هاشم

مصاحبه کننده: همسفر امیررضا

عکاس: مسافر حمید

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...