جلسه چهاردهم از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی ، راهنما مهدی، نگهبانی مسافر ابولفضل و دبیری مسافر حیدر با دستور جلسه (( صورت مسئلها اعتیاد)) یکشنبه،۵ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر
موضوع اولین دستور جلسه هفتگی ما «صورت مسئله اعتیاد» است. آغاز کار کنگره در فصل پاییز، در مهرماه، مانند مدارس و دانشگاههاست. اولین مقالهای که آقای مهندس در رابطه با «صورت مسئله اعتیاد» مطرح کردند، در سال ۱۳۷۸ در سیستان و بلوچستان بود که مورد پذیرش قرار گرفت.
صورت مسئلهای که امروز درباره آن صحبت میکنیم، برای من، مهدی زمانی، اهمیت زیادی دارد. وقتی وارد کنگره شدم، برای اولین بار فهمیدم مشکل من کجاست. من پیش از آن، ترکهای ناموفقی داشتم و واقعاً نمیدانستم مسئله چیست و مشکل در کجای کار قرار دارد.
تا اینکه وارد کنگره شدم. اولین روزی که برای مشاوره آمدم، مشاور به من گفت: «برو مواد مصرفیات را مصرف کن و جلسه بعد بیا.» همانجا با خودم گفتم اینجا جای خوبی است؛ چون آقای مهندس همانطور که میگوید، پرونده اعتیاد را بیستوهفت، بیستوهشت سال پیش بست و صورت مسئله اعتیاد را مطرح کرد.
در صورت مسئله اعتیاد گفته میشود که برای درمان، باید جسم ما درست شود، روان ما درست شود و جهانبینی ما نیز اصلاح شود.
خیلی وقتها بیرون از کنگره، منِ مهدی را فقط به جسم محدود میکردند. مثلاً میگفتند سه روز مواد مصرف نکن و بعد برو آزمایش بده؛ اگر آزمایش نشان داد که مواد مصرف نکردهای، پس دیگر مصرفکننده نیستی. یا بعد از مدتی که آبریزش بینی، درد پا، اسهال، استفراغ و به قول معروف علائم ظاهری و جسمی برطرف میشد، تصور میکردیم مسئله حل شده است.
در حالی که بعد از آن، به «استفراغ پنهان» و علائم پنهان میرسیدیم که مجموعهای از علائم مانند اضطراب، نگرانی، پرخاشگری و گریه کردن را شامل میشد و تازه این علائم خودشان را نشان میدادند.
در کتاب «چهارده مقاله » آقای مهندس گفتهاند که اگر کسی مثلاً علائمی مانند استرس یا موارد مشابه داشته باشد، در دو هفته اول اصلاً به فکر افسردگی نیست؛ اما در همان دوران ممکن است فرد ناامید شود، گریه کند، شب خوابش نبرد، عرق سرد کند، یک لحظه گرمش شود و لحظهای بعد احساس سرما کند. اینها علائم پنهان هستند که بهتدریج خودشان را نشان میدهند.
علائم آشکار و پنهان، مانند استخواندرد، احساس سرما یا بیخوابی، شاید به یک یا دو هفته زمان نیاز داشته باشند و بعد از مدتی بدن شروع به بازسازی میکند و این علائم برطرف میشوند.
سپس به روان میرسیم که بسیاری از مشکلات در این قسمت قرار دارد؛ اما کنگره پا را فراتر از این مسائل گذاشته و گفته است که در کنار جسم و روان، جهانبینی من، یعنی جهانبینی منِ مهدی، نیز باید درست شود.
حالا جهانبینی چیست؟ من باید بدانم برای چه به اعتیاد برگشتم و چرا وارد اعتیاد شدم. نوع نگاه من به زندگی چگونه بوده است؟ اگر نوع نگاه من به زندگی و تفکرم درست بود، به اعتیاد روی نمیآوردم که بخواهم مثلاً یک یا دو روزه آن را کنار بگذارم.
اما آقای مهندس آمده و صورت مسئله من را باز کرده و گفته است که یک سیستم ایکس درون بدن وجود دارد که مواد شبهافیونی تولید میکند و از تعادل خارج شده است. برای اینکه این سیستم را دوباره به تعادل برسانیم، حداقل یازده ماه زمان لازم است.

در طول این یازده ماه، روان من نیز بهتدریج شروع به درست شدن میکند. همانطور که در «وادی» میخوانیم، برای ساختار جهانبینی میگوید: «خدا میداند!» و این «خدا میداند» تازه شروع سفر من است. بسیاری از مشکلات و گرههایی که دارم، باید در سفر پنهان و سپس در سفر دوم اصلاح شوند.
خیلی از آدمها فکر میکنند زمانی که رهایی میگیرند و از کنگره خارج میشوند، دیگر کار تمام شده است. میگویند صورت مسئله اعتیاد باز شده و حل شده است. همانطور که حتی درباره شربت OT نیز آقای مهندس در سایت، روش درست کردن و نحوه مصرف آن را بیان کردهاند و ممکن است تصور کنیم که وقتی روش مشخص شده، دیگر مشکلی وجود ندارد.
اما مسئله اینجاست که خیلی وقتها منِ مهدی، اگر مثلاً در بیرون پایپ میدیدم، وسوسه میشدم و اگر آن روز مصرف نمیکردم، شاید دو روز بعد بدون بروبرگرد دوباره مصرف میکردم.
اینجاست که برای من و مهدی یک اتفاق مهم افتاده است. من اینجا میآیم و مینشینم تا مصرف نکنم؛ اما مسئله فقط این نیست.
صورت مسئلهای که آقای مهندس درباره آن صحبت کرده، این است که ایشان آمده و تعریف کرده که شربت را چگونه درست کنیم. این دستور را به چه کسی میدهد؟ به همان رهجویی که تازه وارد کنگره شده است. به او میگوید برو شربتت را با این مقدار و به این روش درست کن و با این اندازه استفاده کن تا به نتیجه برسی.
ممنون که به صحبت های من گوش کردید.
تایپ:مسافر حیدر
تنظیم:مسافرحسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
84