اولین جلسه از دوره ی اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی روز های دوشنبه مسافران کنگره۶۰ پارک بهار مشهد با استادی دستیار دیدهبان مسافر کاظم نوروز پور، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه: (( صورت مسئله اعتیاد )) روز دوشنبه ۰۶ مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت 6 صبح آغاز بهکار کرد.
.jpg)
سخنان استاد: سلام دوستان کاظم هستم یک مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که فرصت حضور در جمع شما عزیزان را به من داد و روزی من قرار داد که امروز بتوانم بهعنوان رهجوی کنگره ۶۰، شنونده خوبی باشم. انشاءالله بتوانم از این جلسه که نوپا است و تازه شروع به کار کرده و قطعاً انرژی مضاعف و متفاوتی دارد، بهره ببرم.
از نگهبان تشکر میکنم که این فرصت را به من داد و همچنین از دبیر عزیز و کسانی که پیگیری کردند و این جلسات را راهاندازی کردند و در این جلسه در حال خدمت هستند، سپاسگزارم.
خدا را شکر، مشهد حرکت رو به رشد بزرگی داشته است. آن نهالی که در ابتدا شاید خیلی نیاز به نگهداری و مراقبت داشت، امروز به یک درخت تنومند در مشهد تبدیل شده است. اگر تصمیم و ارادهای وجود داشته باشد و نیاز باشد، شعبه جدیدی در مشهد بهراحتی شروع به کار میکند. خدمتگزاران خوب و خالصی که در این مسیر در نمایندگیهای مشهد حضور دارند، باعث میشوند اتفاقات خوب بهراحتی رقم بخورد.
واقعاً به تکتک عزیزان تبریک میگویم و افتخار میکنم که عضوی از نمایندگیهای مشهد هستم؛ نمایندگیهایی که با این توانمندی و پتانسیل کار خود را آغاز میکنند. واقعاً دستمریزاد و خدا قوت به این عزیزان میگویم.
قطعاً کسی که حضور پیدا میکند، کسی که خدمت میکند و کسی که از ابتدای کار در یک شعبه نوپا حضور دارد، میتواند نقش مؤثری داشته باشد. حضور بهموقع و خدمت درست میتواند پایه و اساس یک نمایندگی و یک شعبه را به بهترین شکل ممکن قوت ببخشد.
خدا را شکر، نمایندگیهای خراسان این تجربه را ۲۱ بار پشت سر گذاشتهاند و یکجورهایی برای آنها به یک روند معمول تبدیل شده است. بعضی وقتها در کنگره ۶۰ نگاه میکنم و میبینم که جلسات و شعب مختلف راهاندازی میشوند و ساختمانهای مختلفی ساخته میشوند.
گاهی اوقات، من که پیمانکار هستم، وقتی میخواهم ساختمانی بسازم، با توجه به شرایط جدید، دغدغهها و مشکلات زیادی، چه مالی و چه کاری، دارم و میدانم که انجام این کار چقدر سخت است. ولی در کنگره، خدا را شکر، مخصوصاً در خراسان که از نزدیک مشاهده میشود، کارها بهخوبی پیش میروند؛ شعبهای تأسیس میشود و ساختوساز صورت میگیرد. امروز این اتفاق در مشهد نیز در حال رخ دادن است و باعث افتخار من است که عضوی از این شهر و عضوی از کنگره ۶۰ در نمایندگیهای مشهد هستم.
واقعاً به تکتک دوستان خدا قوت میگویم و به آنها تبریک عرض میکنم. قطعاً نگاه و سیاست کنگره و کسانی که از جایگاه بالاتری به این مجموعه نگاه میکنند، وسیعتر از نگاه من است.
قطعاً نمایندگیای که شروع خوبی داشته است، اگر ما بتوانیم خودمان را با آن همراه کنیم و برنامهها را همانگونه که در کنگره ۶۰ به آن اشاره شده است پیش ببریم، میتوانیم تعادل داشته باشیم و انشاءالله بتوانیم انسان خوبی برای خودمان، زندگیمان و خانوادهمان باشیم و سالهایی را که زندگی میکنیم، با آرامش سپری کنیم و مأموریت خودمان را بهدرستی انجام دهیم و اگر با این جریان همراه باشیم، اتفاقات خوبی رقم خواهد خورد.
وقتی یک شعبه تازه شروع به کار میکند، آدم دوست دارد از خوبیهای آن، خدا قوت و تبریک به خدمتگزاران آن صحبت کند. بضاعت من همین بود که خرسندی و شادی خودم را از اینکه عضوی از کنگره ۶۰ و نمایندگیهای مشهد هستم، ابراز کنم. امیدوارم بتوانیم در این مسیر حامی خدمتگزاران نمایندگی پارک بهار باشیم؛ چراکه این نمایندگی در ابتدای امر، نیاز به حمایت، حضور و خدمت دارد.

اما در مورد دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد»؛ همانطور که گام اول برای درمان اعتیاد، شناسایی مسیر و شناسایی صورت مسئله است، اگر اعتیاد یک بیماری و یک مسئله است، باید بهدرستی شناخته شود تا انسان بتواند در مسیر درست هدایت شود.
کنگره ۶۰، به نظر من، که خودم یک مصرفکننده مواد مخدر بودم و بیماری اعتیاد داشتم و سالهای سال با این معضل دستوپنجه نرم کردم، تنها )انجیاو( NGO است که صورت مسئله اعتیاد را آنطور که هست و به شکل کاربردی مورد بررسی قرار داده است.
گاهی اوقات میتوانیم صورت مسئلهها را از این زاویه نگاه کنیم که درست هستند، ولی کاربردی نیستند. برای مثال، میتوانیم بگوییم اعتیاد واقعاً آسیبزا و خانمانسوز است و خیلی چیزها را از انسان میگیرد. اینها همه درست است، اما چه راهکاری برای حل آن داریم؟ چه راهکاری برای تمام شدن آن داریم؟
اینجاست که صورت مسئله کامل میشود؛ یعنی هم معضلات آن دیده میشود، هم از زوایای مختلف به آن نگاه میشود و هم برای آن راهحل در نظر گرفته میشود.
تا امروز، تنها NGO که به نظر من این مسئله را حل کرده و به صورت مسئله اعتیاد واقعبینانه نگاه کرده است، کنگره ۶۰ است.
این گره اعتیاد که شاید در گذشته، وقتی صحبت از اعتیاد میشد، میگفتند لاعلاج، مرموز و پیشرونده است، هر سه مورد آن در کنگره ۶۰ با ظرافت و بهآرامی حل شده است. در کنگره، اعتیاد به شکلی نیست که لاعلاج، پیشرونده یا مرموز باقی بماند؛ بلکه برای آن دستورالعمل و آیتمهای مشخصی وجود دارد.
در گذشته همه میگفتند انسان معتاد اراده ندارد و غیرت ندارد. حتی افرادی که تحصیلات آکادمیک داشتند، سمزدایی میکردند. بعد از سمزدایی میگفتند برای اینکه مشخص شود سمزدایی شدهای، آزمایش بده. آزمایش میدادی و منفی بود و میگفتند سمزدایی شدهای و کار ما تمام شده است.
ما مجبور بودیم در شرایطی که جسممان، به قول عامیانه، پاک شده بود، ولی همچنان نیاز به مصرف داشت، مصرف نکنیم. بعد دوباره سراغ روانپزشک و مسائل دیگری میرفتیم تا بتوانیم خودمان را بازسازی کنیم. خدای نکرده اگر اتفاقی میافتاد و یکی از پازلها درست رقم نمیخورد، ممکن بود به خودمان آسیب بزنیم. سقوط آزادهای مختلفی نیز برای بعضی از ما اتفاق افتاد که غیرقابل جبران بود.
همیشه وقتی به نحوه درمان اعتیاد در گذشته نگاه میکنم، به یاد صحبت آقای مهندس میافتم که در این مورد میگفتند مانند پیمانکاری است که یک پیمانکار چاله را میکند، پیمانکار دیگری لوله را میگذارد و پیمانکار دیگری آن را پر میکند.
در گذشته این سه پیمانکار از هم جدا بودند. یکی چاله را میکند، روزی که لولهگذار باید لوله را میگذاشت، حضور نداشت و روز بعد کسی که باید چاله را پر میکرد، بدون اینکه لوله در آن قرار گرفته باشد، چاله را پر میکرد. یکی میگفت وظیفه من خالی کردن است و دیگری میگفت وظیفه من پر کردن است؛ درحالیکه نفر وسط نیامده بود و لوله را نگذاشته بود.
گاهی اوقات این اتفاق برای ما افتاد. یعنی اگر اعتیاد داشتیم، ما را به انسانهایی تبدیل کردند که در جامعه، بیمار روانی تلقی میشدند و سپس ما را رها کردند. خودم تجربه دارم. در یک انجمن دیگر بودم و بعد از مدتها که بهطور کامل، ثابت و دقیق در جلسات حاضر میشدم و حتی یک رهجو گرفته بودم، همسرم میگفت: «صد رحمت به دوران مصرفت!» آنقدر شرایط سخت بود که یک بیمار روانی را وارد خانواده کرده بودند. شاید یکی چاله را کنده بود و یکی آن را پر کرده بود، ولی لوله در جای خود قرار نگرفته بود.
اما کنگره ۶۰ به این صورت نیست. اگر کنگره میگوید اعتیاد بد است و آسیبهای زیادی دارد، واقعاً آن را بهصورت عقلانی و حسابگرانه و بدون برگشت حل کرده است. خدا را شکر، در کنگره ۶۰ صورت مسئله اعتیاد حل شده است و این، کمترین کاری است که کنگره ۶۰ برای ما انجام داده است.
امروز کنگره ۶۰ به ما میگوید کنگره هدف نیست؛ کنگره وسیلهای است برای رسیدن به اهدافمان. اگر میخواهیم کاسب خوبی، پدر خوبی یا فرزند خوبی باشیم، باید از این وسیله استفاده کنیم.
اعتیاد در کنگره ۶۰ بسیار ناچیز است. بعضی وقتها من، کاظم، مانند ماهیای هستم که قدر آب را نمیدانم و وقتی یک لحظه از این آب بیرون بیایم، شروع به دستوپا زدن میکنم.
امروز اعتیاد مشکل من نیست که سر صبح اینجا هستم؛ یعنی ادعا میکنم. بعضی وقتها میگفتند ادعا نکنید، چون ادعا روی سرتان خراب میشود، ولی من ادعا میکنم که بیماری اعتیاد مشکل من نیست. میخواهم درست زندگی کنم و با امکاناتی که دارم، از سالهایی که زندگی میکنم، بهترین لذت را ببرم.
امروز دلیل آمدن من به اینجا این است که درس زندگی یاد بگیرم؛ درس آرامش و تعادل. کنگره به من یاد داد که داشتههایم را محاسبه کنم، به دنبال داشتههایم باشم و بستری بسازم برای جذب داشتههایی که به آنها تمایل دارم. اینها ارزش دارند. هیچ جا این درسها را به من ندادند، اما در کنگره ۶۰ این اتفاق افتاد.
به مثلث درمان، یعنی جسم، روان و جهانبینی، اشاره میکنم. اتفاق بزرگی افتاده است. چه زمانی و کجا به یک بیمار اعتیاد نگاه کردهاند و گفتهاند که همه چیز او باید درست شود؟ اینجا گفته شد که باید جسمت بازسازی شود تا بتوانی مفاهیم را درک کنی. معادلسازی شد و مدت سفر ۱۰ ماه مشخص شد.
امروز برای ما بسیار ساده است. اما چگونه مدت سفر ۱۰ ماه مشخص شد؟ روش DST چگونه مشخص شد؟ چگونه مشخص شد که دارو باید بهصورت TDS، یعنی سه وعده در روز و سپس بصورت بیآیدی و دو وعده یا در اتها بصورت دیلی و یک وعده استفاده شود؟ اینها همه ریشه پزشکی دارد و سالها شاید روی آن تحقیق شده است، اما چنین چکیدهای به این راحتی در اختیار من و شما قرار نگرفته بود. کنگره ۶۰ در مدتی که فعالیت داشته است، بهترین کار را برای ما انجام داده و این روشها را برای ما ابداع کرده است.
اگر صحبت از روان است، ابتدا روان را تعریف کرد. بهجای اینکه یک مشت قرص بدهند و بگویند خودت را کنترل کن، کمی غیرت داشته باش، آبرویت میرود و از این حرفهای نامناسب به ما بزنند، راه را به ما نشان داد.
توصیه من به دوستان این است که اگر میخواهید زندگی کنید و اگر میخواهید از زندگی لذت ببرید، در هر سطح اجتماعی و اقتصادی که هستید، از زندگی لذت ببرید. این تجربه خود من است. اگر میخواهید حال خوبی داشته باشید، یک سفر اولی باید با نمره ۲۰ سفر کند. اگر در کنگره ۶۰ نمره ۱۹ باشد، در مسیر دچار مشکل خواهد شد. ممکن است سفر دوم خوبی داشته باشیم، ولی در بعضی قسمتها دچار مشکل شویم.
باید در سفر اول به جسم، روان و جهانبینی کاملاً پرداخته شود. اینها پایه، بیس و فونداسیون کار هستند و در ادامه، مأموریتهای زیادی داریم و لذتهای زیادی در انتظار ماست که واقعاً با حل شدن صورت مسئله اعتیاد در کنگره، تازه میفهمیم زندگی برای چیست، چه اتفاقی افتاده است، چرا آمدهایم و چرا مصرفکننده شدهایم.

واقعاً به هر گوشه آن نگاه میکنم و ذهنم به هر طرف میرود، میبینم بیماری اعتیاد، در عین حالی که همه جوانب زندگی، روح و روان و آبروی ما را دربر میگیرد، اما کنگره ۶۰ به من و شما شخصیت داد تا سر بلند کنیم و درمان شویم.
کنگره این امکان را از بعضی افراد گرفت که با خفت و خواری به ما نگاه کنند و ما را درمان کنند. این لطف بزرگی است. نمیگویم میآیند به ما جایزه بدهند که مصرفکننده شدهایم؛ نه. بعضی اوقات انسانها در اثر جهل، اشتباهاتی را انجام میدهند. ما هم در اثر جهل، اشتباهی کردیم، ولی کنگره ۶۰ آمد و ما را بلند کرد.
اگر ما در کنگره درمان شدیم، ایستاده درمان شدیم؛ با قدرت و با افتخار داریم درمان میشویم. اسم «مسافر» که روی ما گذاشت، واقعاً برازنده انسانهایی است که حس مأموریت و رسالت زندگی دارند. کنگره این حس را به ما داد و راهش را نیز به ما نشان داد. ما را الکی جوگیر نکرد و این از افتخارات کنگره است؛ افتخار کسانی که هستند و افتخار کسانی که واقعاً در این مسیر با تمام توان خود حرکت میکنند.
در هر جایگاه خدمتی که باشیم، حضور مهم است. حضور برای زندگی مهم است و حضور برای شناسایی و درک صورت مسئله اعتیاد اهمیت دارد.
یکی از دوستان مشارکت میکرد و میگفت قبلاً فکر میکردند اعتیاد، بر اساس اسمش، یک عادت است. ولی اگر هم عادت باشد، کنگره ۶۰ مدیریت عادتها را با صورت مسئله اعتیاد به ما میدهد.
مدیریت عادتها یعنی اینکه عادت به هر چیزی را بتوانیم مدیریت کنیم. ورزش خوب است، اما وقتی آنقدر ورزش کنیم که از کار بیفتیم و از خانواده دور شویم، دیگر نیاز به مدیریت دارد. اینجا تعادل مطرح میشود.
صورت مسئله اعتیاد، در واقع میتواند به مدیریت عادتهای ما نیز ارتباط پیدا کند. گام اول آن، ایجاد بستر مناسب و محور مشترک من و شماست. اعتیاد محور مشترک ما بوده است و امروز کنار هم هستیم تا بتوانیم خودمان را مدیریت کنیم، شرایط را مدیریت کنیم، زندگیمان را مدیریت کنیم و فرزندانمان را مدیریت کنیم.
اما این اتفاق نمیافتد، مگر اینکه بیس و فونداسیون اولیه، که محور مشترک من و شما یعنی سفر اول و درمان اعتیاد بوده است، درست شکل گرفته باشد.
در سفر اول، با نمره ۲۰ میتوانی بنای مدیریت خانواده، مدیریت اقتصادی و مدیریت نابسامانیهای افکار و اندیشههایی را که در جامعه وجود دارد، ایجاد کنی؛ به شرط اینکه بیس آن درست باشد.
صورت مسئله اعتیاد را که در گام اول آیتمگذاری شده است، انشاءالله درک کنی و خوب گام برداری.
خیلی لطف کردید که سکوت کردید و به صحبتهای من گوش دادید.
جلسه با دعای کنگره به پایان رسید
.jpg)
در انتها از دوستان با صرف چای و صبحانه پذیرایی گردید.
مرزبان خبری: مسافر صادق
عکاس: مسافر صابر
تایپ و ارسال خبر: مسافر احمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
70