مشارکت همسفران لژیون سوم در مورد دستور جلسهی: صورت مسئلهی اعتیاد

همسفر هما:
در مسیر زندگیام، قدرت مطلق چه مسئله سختی به من داد و گفت: «حل کن.» الان که مینویسم اشک میریزم. چرا؟ چون با خودم میگویم من که در زندگی اشتباه سختی نداشتم، من که به پدر و مادر و همه اقوامم بهجز مهربانی و محبت و دست یاری، کاری نکردم؛ پس چرا خداوند مرا در چنین مسیر سختی از زندگی قرار داده است؟ من به اندازه یک خانه و اسباب آن، از مال و ثروتم دادم تا فرزندم مواد بکشد، فقط برای اینکه حالش خوب باشد، تا صدمهای به اهل خانوادهام نزند و آرامش زندگیمان را به هم نریزد.
تا کجا پیش رفتم؟! خدایا کمکم کن. چون دیگر فهمیدهام که بهتنهایی قادر به حل کردن این مسئله سخت نیستم. پذیرفتهام که هما جان، بپذیر. تو بهتنهایی، با هیچ پولی و با یاری هیچکس نمیتوانی و نتوانستی این مسئله را حل کنی.خدا را شاکرم که در مسیر کنگره ۶۰ قرار گرفتم. آری، بعد از چند سال هنوز نتوانستهام از مسافرم دستگیری کنم. حتی به من اجازه نمیدهد راجع به کنگره ۶۰ حرفی بزنم.
ولی من با کنگره آمدنم به مسافرم میگویم: من راهی را میروم که در زندگیام کمکم میکند تا اول اعتیاد را بشناسم؛
چیزی که برای من لاینحل بود و وارد خانوادهام شد. مسئلهای که نمیدانستم با آن چه کنم و چطور باید با آن زندگی کنم. صورت مسئله اعتیاد را آقای مهندس با تمام وجودش لمس کرده است و به منِ مادر میگوید: اول علم خودت را در این مورد بالا ببر، بعد چگونگی زندگی کردن با این مسئله را یاد بگیر؛ چون ممکن است سالها با این مسئله درگیر باشی و این حرف برای من معنای زیادی دارد. چون مسافر من، بعد از چند سال، هنوز اصلاً به روی خودش نمیآورد که من کجا میروم،
چرا سیدی مینویسم، برای چه دو روز در هفته وقت میگذارم و چرا پارک میروم. فهمیدم که سختترین و دشوارترین مسئله زندگیام را میخواهم حل کنم. همان مسئلهای که همه به من میگویند: «نمیشود؛ رهایش کن. بگذار زندگیاش را با مواد به پایان برساند. شاید نتوانم، شاید واقعاً نتوانم. ولی وقتی در این جهان هستی خورشید میتابد و من دستم را دراز میکنم و گرمایش را حس میکنم، هنوز امید دارم. من به همین امید میآیم. به امید اینکه یک روز، نشدنی، بشود.

همسفر زینت:
راجع به دستور جلسه اعتیاد اگر بخواهم مشارکت کنم باید بگویم که قبل از آشنایی با کنگره همیشه اعتیاد برای من مثل یک بیماری لاعلاج بود و فکر میکردم که کسی که اعتیاد دارد، هیچوقت نمیتواند درمان شود، چون مسافرم هیچکدام از ترک های قبلی برایش کارساز نبود و دوباره به سمت اعتیاد برگشت میخورد. ولی بااطلاعاتی که از روش DST به دست آوردیم متوجه شدیم که خدا را شکر بعد از رهایی نه از مشکلات جسمی و نه از مشکلات روانی و فکری خبری نیست و اصلاً قابل قیاس با ترکهای دیگر نیست.
مهمترین مسئلهای که آقای مهندس به آن پرداختند سیستم ایکس یا سیستم مخدرهای طبیعی جسم است که تعادل تمام ابعاد وجودی انسان شامل جسم، روان و جهانبینی را در برمیگیرد. اینجا بود که ایشان کشف و یافتهی خود را در قالب یک مقاله علمی به اولین کنگره پزشکی و سراسری راهنماهای درمان اعتیاد در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان ارائه نمودند و مقاله فوق در این کنگره پذیرفته شد. بیماری اعتیاد و وابستگی به آن، در سه بخش مهم شهر وجودی انسان اختلال و تخریب ایجاد میکند.
جسم، روان و جهانبینی. در قسمت جسم سیستم تولیدکننده طبیعی یا درونزا دچار اختلال شده و تولیدشان به ورود مواد مخدر بیرونی مثل تریاک، شیره و غیره وابسته است؛ به عبارتی مخدرهای بیرونی جایگزین مخدرهای درونی شده است. در قسمت روان ریشه تمام اختلالات، در جسم و عدم تعادل جسمی و جهانبینی است و با به تعادل رسیدن جسم و جهانبینی، روان نیز در شرایط مطلوب خواهد بود. در قسمت جهانبینی و تفکرات نیز موازات هم به تعادل رسیدن جسم و روان میتوان با آموزش، این قسمت را نیز به تعادل رساند بهگونهای که اثری از تفکرات منفی ناشی از مصرف مواد مخدر و جهانبینی افیونی باقی نماند. خدا به آقای مهندس و خانواده محترمشان سلامتی و طول عمر با برکت عنایت کند .
رابط خبری: همسفر محدثه رهجوی راهنما زهره(لژیون سوم)
ویرایش: راهنمای تازهواردین مهدیه دبیر سایت
ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر احمد-اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
45