هفتمین جلسه از دوره هجدهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران آقا، نمایندگی شفا مشهد، با استادی مسافر محمد، نگهبانی راهنمای محترم همسفر محسن و دبیری همسفر محمد، با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد؟» روز شنبه، ۰۴ مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم مسافر. تشکر میکنم از ایجنت محترم و راهنمای عزیزم که به من اجازه خدمتگزاری دادند، همینطور نگهبان عزیز و گروه مرزبانی، چقدر خوشحال هستم از اینکه دوباره فرصت دارم درباره این دستور صحبت کنم. یکی از نکاتی که در کنگره وجود دارد و در سایر انجیوها نیست، همین تفکر است که میگویند اعتیاد درمان ندارد و همه میگفتند که اگر درمان اعتیاد پیدا شود، اقدام به درمان خود خواهیم کرد. این سؤال همیشه در ذهن من بود که چرا میگویند اعتیاد درمان ندارد، با وجود این همه پیشرفت تکنولوژی؟ آیا کسی دنبال پیدا کردن راهی برای درمان رفته است یا فقط میخواهند صورت مسئله را پاک کنند؟ مثلاً ازدواج؛ به جای اینکه برای آن راهی بیابیم و آگاهی خود را افزایش دهیم که چطور با همسر خود رفتار کنیم، میگوییم نه، ازدواج نمیکنم. دفعه اول که به کنگره آمدم، انضباطی شدم. سال ۱۴۰۰ سفری ناموفق داشتم و دوباره بعد از دو سال به کنگره برگشتم. قبل از کنگره، یک مصرفکننده را که از دور نگاهش میکنیم، میگوییم فردی بیاراده است، آدم بیجربزهای است. چه اتفاقی در درون این فرد میافتد که زندگی خود را برای مقداری مواد، مثلاً شیره یا ترامادول میدهد؟ من خود مصرف سنگینی نداشتم، اما در خانه خود شبیه به یک کارتنخواب بودم و برای یک جنس مصرفی مجبور بودم به نقاط خاصی بروم و تحقیرهای ساقی را تحمل کنم و از خود میپرسیدم چرا نمیتوانم کنار بگذارم اعتیاد خود را. من قبل از ورود به کنگره، ترک ناگهانی را تجربه کرده بودم و بسیار شرایط عذابآوری بود برایم. شرایطم در خانوادهام به گونهای نبود که بتوانم کمپ بروم و مجبور بودم در زمستان، در هوای سرد، دوش آب سرد بگیرم و بسیار اذیت میشدم، ولی بعد از یک ماه دوباره مصرف کردم. در انجیوهای دیگر میگویند که انسان فراموشکار است، اما زمانی که وارد کنگره شدم، فهمیدم که در اثر مصرف مداوم مواد مخدر، غدههایی که در بدن هستند، از کار میافتند که به آن غدههای شبهافیونی میگویند. زمانی که ما بدنمان درد میکند، موادی را تولید میکند مانند اندورفین و غیره. وقتی شما موادی را از بیرون وارد میکنید، مانند این است که پدر خانواده هر روز از بیرون غذا بیاورد و خب طبیعی است که مادر خانواده کمتر غذا درست کند و به مرور ممکن است غذا پختن یادش برود در طی چند سال، و زمانی که یک مرتبه غذا بیرون قطع شود، مادر نمیتواند غذا بپزد، زیرا مواد اولیهای وجود ندارد.
.jpg)
پس با سقوط آزاد چیزی ساخته نمیشود. باید دوباره آن، مثلاً بگوید که من چهار روز از بیرون غذا میآورم و یک روز را مادر خانه بپزد. در طی زمان، کمکم آن غدهها را دوباره به کار بیندازیم تا تبدیل به انسانی معمولی شویم. زمانی که من به صورت سقوط آزاد ترک کرده بودم، صورت من بهبود پیدا کرده بود، اما هیچ تغییری در اخلاق من به وجود نیامده بود، اما در این مدت که سفر کرده و رها شدم، تغییری مانند آن زمان در صورتم احساس نکردهام. شاید علت آن میتواند این باشد که شما زمانی که خانهای را میسازید، آن را با اصول مهندسی میسازید، اما در آن تایم که میگویم، فقط روی نمای خانه کار کرده بودم و نمای خوبی ساخته شده بود، اما در اثر وزش بادی ممکن بود تخریب شود. اول که نگهبان میگوید ۱۴ ثانیه سکوت میکنیم و از جهل خود به خداوند پناه میبریم، شاید علت آن این باشد که همهچیز در درون ما وجود دارد و همهچیز هم به خود ما برمیگردد. زمانی که خود من به صورت سقوط آزاد ترک کرده بودم، شاید فکر میکردم که باید از بیرون چیزی را درست کنم، اما هیچ اتفاقی در زندگی من نمیافتاد یا اگر هم بود، ماندگاری نداشت. ولی زمانی که من به درون خودم آمدم و شروع کردم همهچیز را از درون خود درست کردن، همهچیز درست شد. خداوند همهچیز را در درون ما قرار داده است و ما میتوانیم انرژیهایمان را با تزکیه و پالایش آزاد کنیم و ما باید به درون خود بیایم و همهچیز را از درون خود شروع کنیم و تزکیه و پالایش کنیم وگرنه از بیرون درست کردن، مانند همان نماسازی ساختمان است و ماندگاری ندارد، زیرا ستونهای مستحکمی نساختهایم. انسان اول باید خود خوب باشد تا دنیای اطراف او هم خوب شود. متشکرم که با سکوت خود به صحبتهای من گوش دادید.
دعای پایان جلسه
.jpg)
مرزبان خبری: همسفر معین
تایپ: همسفر میلاد (لژیون یکم)
عکاس: همسفر علی رضا (لژیون دوم)
ویراستاری و ارسال خبر: همسفر محمد حسین (لژیون چهارم)
سایت همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
28