جلسه اول از دوره شصتویکم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی سلمان فارسی، با استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر حسین، با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد»، یکشنبه ۵ مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، رضا هستم، یک مسافر. خدا را شاکر و سپاسگزارم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته «صورت مسئله اعتیاد» است. همانطور که اول مهرماه آغاز سال تحصیلی است، در کنگره ۶۰ نیز این دستور جلسه که بنیان آموزش ماست، در همین زمان قرار گرفته است. زمانی که از «صورت مسئله اعتیاد» صحبت میکنیم، در واقع از اولین بنای کنگره ۶۰ صحبت میکنیم؛ جایی که اعتیاد دیگر یک موضوع ساده نیست، بلکه بهعنوان یک علم شناخته میشود و هرکس که در کنگره ۶۰ به جایگاه راهنمایی میرسد، در این زمینه آموزش میبیند و به استادی حاذق در زمینه اعتیاد به مواد مخدر تبدیل میشود. اگر بخواهم دستور جلسه را باز کنم، باید بگویم که اعتیاد خود یک مسئله است و هر مسئلهای به یک «صورت مسئله» نیاز دارد.

سالیان سال، صورت مسئله اعتیاد بیپاسخ مانده بود و پیش از کنگره ۶۰ مشخص نبود که یک انسان چگونه میتواند از بیماری اعتیاد به مواد مخدر درمان و رها شود. پیش از پاسخ دادن به این مسئله، تفکر شکل گرفت و به ما آموخت که «با تفکر، ساختارها آغاز میگردند» و اینکه چگونه میتوانیم تفکر صحیح داشته باشیم. ما به دلیل عدم آگاهی از راه و روش صحیح درمان، به سمت روشهای غیرمنطقی رفتیم؛ برای مثال، کمپ و سمزدایی که ما را در مسیر اعتیاد به یک گمشده تبدیل کرده بود. اما با کشف روش D.S.T و تألیف کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، مسیر درمان برای ما مشخص شد.
در ادامه، مبدأ و مقصد اعتیاد برای ما روشن شد و این موضوع با ارائه تئوری «سیستم ایکس» شکل گرفت. سیستم ایکس به مجموعهای از سیستمهای حیاتی و تولیدکننده مواد شبهافیونی در بدن اشاره دارد. زمانی که مواد مخدر بیرونی به واسطه مصرف وارد بدن شخص میشود، بهتدریج جایگزین مواد شبهافیونی طبیعی بدن میگردد. در نتیجه، زمانی که مصرف مواد مخدر قطع میشود، بدن با مشکلات و اختلالات متعددی مواجه میشود. تأثیر این مسئله بر فیزیولوژی و جسم برای ما کاملاً قابل مشاهده بود. زمانی که جسم از تعادل خارج میشد، واکنشهای آشکاری مانند عطسه، خمیازه، بدندرد و موارد دیگر را با گوشت و پوست و استخوان خود درک کردیم.
سپس نوبت به خلقوخو و روان ما میرسید که از تعادل خارج میشد؛ بهگونهای که حتی در خانه تحمل فرزند خودمان را نداشتیم و گاهی نمیتوانستیم او را در آغوش بگیریم، چون خمار بودیم. تفکرات ما دچار دگرگونی شده بود و افکار و اندیشه ما نیز در جهت منفی رشد میکرد. امید به زندگی را از دست میدادیم و تمام این مسائل در نهایت به مصرف مواد مخدر گره میخورد.
در اینجا بود که بزرگترین گره کور اعتیاد، که تا آن زمان کسی نتوانسته بود آن را باز کند، گشوده شد. پس از سالها تفکر و تحقیق، روش D.S.T کشف شد و این روش در قالب یک مثلث برای ما تشریح گردید: مثلث جسم، روان و جهانبینی.
نگارش: مسافر علی طاووسی لژیون 7، مسافر میثم دهقانی لژیون 9، مسافر بهنام قضاوی لژیون 2، مسافر محمد جواد گازری لژیون 27
عکاس: مسافر علی کریمی لژیون 5
کاور: مسافر علیرضا کنعانی لژیون 10
ویرایش: مسافر ارشیا چاییچی لژیون 11، مسافر مهدی بدیعی لژیون 19
تنظیم: مسافر ابراهیم کاظمی لژیون 8
- تعداد بازدید از این مطلب :
158