English Version
This Site Is Available In English

جشن اولین سال رهایی مسافر مهران

جشن اولین سال رهایی مسافر مهران

دهمین جلسه از دوره چهل و ششم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی ستارخان؛ با استادی راهنمای محترم مسافر فرشید، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه "صورت‌مسئله اعتیاد" روز شنبه 4 مهر‌ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان فرشید هستم یک مسافر. از ایجنت محترم و گروه مرزبانی سپاسگزارم که اجازه دادند مجدد در این جایگاه خدمت کنم تا آموزش بگیرم. در اواخر سفر اول که بودم در سایت خدمت می‌کردم که اولین خدمتم بود و در همین باب هفته‌ی سایت را به‌تمامی خدمتگزاران سایت تبریک عرض می‌کنم. امروز هم راجع به دستور جلسه و هم تولد مسافر مهران مشارکت می‌نمایم. دستور جلسه، صورت‌مسئله اعتیاد می‌باشد؛ تمام افرادی که در اینجا حاضرند هر شخص یک صورت‌مسئله اعتیاد است. برای اولین بار در سال 1378 جناب آقای مهندس بحث صورت‌مسئله اعتیاد را در اولین مجمع سراسری پزشکی در دانشگاه زاهدان تحت عنوان مقاله صورت‌مسئله اعتیاد مطرح کردند. در دوران تحصیل به یاد دارم که در کتاب‌های ابتدایی، در درس ریاضی قسمت‌هایی وجود داشت که مسائل را حل کنید، ما زمانی یک مسئله را می‌توانیم حل کنیم، که صورت‌مسئله را خوب فهمیده باشیم. صورت‌مسئله شامل، اطلاعاتی است که ناشی از عنوان، مسئله را برای ما بیان می‌کند. یکی از مسئله‌هایی که در حقیقت برای جناب آقای مهندس دژاکام مطرح شد این بود که چرا پس از ترک‌های متوالی و سخت، مجدد به اعتیاد برمی‌گردیم؟ ماقبل از اینکه وارد کنگره60 بشویم اعتیاد را به این‌گونه نگاه می‌کردیم که اگر من سه روز مصرف نکنم یا اگر یک هفته نکشم ترک کرده‌ام یعنی درمان اعتیاد را به قطع مصرف می‌دانستیم. تمام مشکلاتی که از اعتیاد ناشی می‌شد را فقط این‌گونه تفکر می‌کردیم که اگر سه روز مصرف نکنیم تمام مشکلاتمان برطرف می‌شود، این موضوع دلیل درستی نمی‌باشد؛ فرشیدی که به‌واسطه اعتیاد حلقه خانمش را می‌فروشد مگر با قطع مصرف سه روز می‌شود این مشکلات را حل کرد؟ مگر می‌شود مشکلی که در نحوه زندگی کردن به وجود آمده را سه‌روزه حل کرد؟ بارها مواد مخدر و فندکی را که همراه داشتم را به بیرون انداختم تا دیگر مصرف نکنم و فکر می‌کردم از فردا تمام مشکلات زندگی‌ام حل می‌شود، که این روش نشدنی بود. مشکل این بود که فکر می‌کردیم با قطع مصرف مشکل حل می‌شود.

زمانی که یک مسئله کاملاً مشخص می‌شود متوجه می‌شویم که اعتیاد روی جسم، روان و جهان‌بینی ما تأثیر گذاشته است و سه ضلع مثلث باید باهم رشد کند، این نیاز به زمان دارد و کار یک‌شب و دو ماه نیست. امروزه اگر بنده بعد از 7 سال در این جایگاه هستم به‌سادگی برایم رقم نخورده است. زمانی که مصرف‌کننده بودم پدرم می‌گفت مصرف نکن، مصرف نکنی اتفاقی نمی‌افتد و یک هفته داخل اتاق باش ترک کن ولی نمی‌دانستند که بندبند سلول‌های اشخاص مصرف کننده با مواد مخدر بزرگ‌شده است. اگر به این راحتی بود همه درمان می‌شدند و خوشبختانه این اتفاق افتاد که یک شخصی آمد، فهمید و این مشکل با این سه ضلع مثلث حل می‌شود و هیچ کلینیکی یا سازمان های مشابهی روی جسم، روان و جهان‌بینی کار نمی‌کنند. جهان‌بینی یعنی نحوه درست زندگی کردن یعنی به صورتی زندگی کنم که به اشخاص آسیبی وارد نشود حتی به خودم؛ این رفتار، آن چیزی بود که در صورت‌مسئله اعتیاد پیدا شد و شاید در اوایل بگویند اتفاق خاصی نیست. شخصی که مصرف‌کننده می‌شود اولین تخریب در چهره نمایان می‌گردد و بعد روان خراب می‌شود؛ اتفاقی نشدنی است که شخص مصرف‌کننده‌ای بیاید بگوید من امشب خمار به خانه رفتم و برای کودکم پوشک خریدم یا بگوید امشب خمار به خانه رفتم و گوشت خریدم؛ این موضوع به‌شدت نشدنی است. این جهان‌بینی باید تغییر کند، این تغییر فقط و فقط در کنگره60 اتفاق می‌افتد ولی باید صبر کرد، تفاوت ترک با درمان این است که درمان یعنی رسیدن به تعادل، در تمامی مسائل به تعادل برسیم. این دوبیتی سرلوحه زندگی برایم می‌باشد:
هرلحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر، آرام‌تر از آهو بی‌باک‌تر از شیرم
هرلحظه که می‌کوشم در کار کنم تدبیر، رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

قسمت دوم دستور جلسه تولد مسافر مهران می‌باشد. مسافر مهران مانند تمام افراد سفر اول باحالی خراب به همراه یکی از دوستانشان وارد لژیون شدند که مهران ماندگار شد و دوستش سفر نکرد. درگذشته دفعاتی سفر ناموفق داشتند و در لژیون‌های راهنمایان قدیمی کنگره60 رهجو بوده‌اند. آنتی‌ایکس مصرفی مسافر مهران 60سی‌سی شربت اوپیوم بوده است. یکی از اصلی‌ترین مشکلات مهران خواب بود و زمانی که در لژیون حضور داشت با چشمی بازمی‌آمد ولی مغزش خاموش بود؛ به همین دلیل بی‌خوابی برای درمان، پارک لاله را شروع کردند. یک روز شبه سقوط آزاد دادم که پس‌از آن حال مسافر مهران شروع به آرام شدن کرد و سفر خود را باحال بهتری ادامه داد و رها شد که امروزه 18ماه از رهایی ایشان می‌گذرد و به‌عنوان سفر دومی همیشه در لژیون حضور دارد و برای مسافر مهران عزیز بهترین هارا آرزومندم. امیدوارم روزی آگاهی و بینش ما، جای ترس و جهل مارا بگیرد. ممنون که به صحبت‌های بنده گوش داده‌اید.

در ادامه جشن اولین سال رهایی مسافر مهران برگزار شد:

خلاصه سخنان مسافر مهران:
خداوند را شاکرم که توانستم اولین سال رهایی را در کنار شما عزیزان جشن بگیرم؛ از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان بسیار ممنون هستم که این بستر را برای درمان ما فراهم کردند. در ادامه از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و راهنمای محترم مسافر فرشید سپاس‌گذارم. در لژیون ما پیوند محبت بسیار بالایی وجود دارد که در رأس راهنمای محترم مسافر فرشید بودند و این به ماندگار بودن من در کنگره خیلی کمک کرد. درگذشته سفرهایی ناموفق داشته‌ام و راهنمایان زیادی داشتم، به قولی در تغییر راهنما رکورد دار هستم. در اوایل سفر، اتفاقات بسیار ناخوشایند برای من رقم خورد ولی مانع از ادامه مسیر برای درمان نشد در حال سفر بودم که برادر بزرگم به رحمت خدا رفت و در ادامه برادر دیگرم سکته کرد و تکلم خودش را از دست داد در ادامه خبر دادند مادرت یک ماه بیشتر در قید حیات نمی‌باشد، مادرم هم به رحمت خدا رفت و سپس برادرم نیز به رحمت خدا رفت. در نمایندگی قبلی که سفر می‌کردم انتقالی برای نمایندگی ستارخان گرفتم و ناخواسته تعداد زیادی لژیون عوض کردم و پس از سه سال سفر کردن به رهایی رسیدم که کیفیتی نداشت و برای مشکلاتی که داشتم نمی‌توانستم در جلسات حضورداشته باشم و برای خودم سفر مجدد تجویز کردم، 250سی‌سی اپیوم را تهیه کردم و برای خودم پله تعیین می‌کردم برای درمان و با سه‌دهم شروع کردم پس از چند هفتهِ به 30 الی 40 سی‌سی رسید و بالاتر می‌رفت و از این داستان یازده سال گذشت. در آن ده سال مصرف‌کننده حرفه‌ای اپیوم شده بودم و همیشه کنارم بود که هر وقت خمار شدم مصرف کنم. می‌خواهم به دوستان تازه‌وارد بگویم که فرصت را از دست ندهید و خیلی زود دیر می‌شود و من فکر نمی‌کردم ده سال زمان بگذرد تا بخواهم مجدد وارد کنگره بشوم و سفر را آغاز کنم ولی همیشه در ذهنم امیدی داشتم، حس می‌کردم هنوز یک فرصت دیگری برای درمان دارم و آن‌قدر صبر کردم تا زمانش برسد، از فرصتی که داشتم استفاده کنم که زمانش رسید و در لژیون راهنمای محترم مسافر فرشید سفر کردم، همان‌طور که گفتند مشکل خواب داشتم و هرکاری که می‌گفتند برای حال خوبم انجام می‌دادم حتی دو هفته نخوابیدم که یک‌شبی را بتوانم خواب کامل داشته باشم، ولی نشد. ادامه دادم، تلاش کردم و کم نیاوردم تا زمانی که راهنمایم شبه سقوط آزاد را فرمان دادند و باعث شد حالم بهتر شود، مدت بیشتری بخوابم، پروتکل درمان را که دارو باید به‌موقع استفاده شود، سی‌دی بنویسیم، در جلسات حضورداشته باشیم و خواب مناسب را رفته‌رفته انجام دادم باوجوداینکه در زندگی بسیار مشکلات داشتم. در اوایل عصبانی بودم که راهنما می‌گفت ناراحتی ندارد سروقت بیا حضورداشته باشی درست می‌شود، آرام، آرام احساسی به هم‌دست داد و برایم رقم خورد این بود که جسمم یک مقداری که درست شد تمام افکار ناامیدی به‌مرور کنار رفت و اینکه می‌گویند: حکومت جسم را دست بگیری خیلی مهم است برایم تا حدودی اتفاق افتاد. درسی که از سفر ناموفقم گرفتم این بود که دنبال بهانه بودم که با کوچک‌ترین مشکل به خودم صدمه وارد کنم. ولی در این سفر مشکلات پیش آمد آن‌قدر خودم را قوی می‌کردم تا این مشکل برایم کوچک بشود تا بتوانم به‌راحتی عبور کنم. سخت بگیرید این زندگی می‌گذرد آسان هم بگیرید می‌گذرد، زندگی در جریان است و از ما عمری گذشته است، اگر بخواهم ادامه عمر را مثل گذشته بگذرانم که برایم باخت است و چیزی از زندگی درک نمی‌کنم. سعی کردم مشکلات را تحلیل و عبور کنم که باعث شد اعتمادبه‌نفس را مجدد به دست بیاورم. ما یک‌عمری در گروه نیروهای منفی بازی کردیم و آن‌ها به این راحتی دست ازسرمان برنمی‌دارند، گروه نیروهای مثبت هم به این راحتی‌ها هر شخصی را قبول نمی‌کنند و باید از امتحاناتی که دارند عبور کرد. اوایل سفرم در کاغذ هدف‌هایم را تا حدودی نوشته بودم و این برگه در کیف مانده بود تا اواخر سفرم وقتی برگه را در کیف دیدم تعدادی هدف یادداشت کرده بودم، زمانی که هدف هارا دیدم متوجه شدم که هشت هدف اتفاق افتاده است و به دوستان می‌گویم که این اتفاقات خوب وجود دارد و فرصتی که در اختیارتان قرار داده‌شده است را به‌درستی استفاده کنید. وقتی حکومت جسم را به دست بیاورید  به حال خوب خواهید رسید. از اینکه به صحبت‌های بنده گوش دادید ممنونم.

خواسته مسافر:

آرزوم می‌کنم در کنگره ماندگار باشم و شال‌های رنگی کنگره60 را داشته باشم.

اعلام سفر مسافر مهران:

با هجده سال تخریب وارد کنگره شدم‌، آخرین آنتی‌ایکس مصرفی‌ام تریاک بوده است، حدود سیزده ماه به روش دی‌اس‌تی با داروی اوتی سفر کرده‌ام، به راهنمایی، راهنمای محترم مسافر فرشید، در حال حاضر هجده ماه می‌باشد که رها هستم، ورزش در کنگره60 والیبال می‌باشد.

تایپ و بارگزاری: مسافر حامد
عکس: مسافر عرفان

مرزبان کشیک: مسافر علیرضا
مرزبان خبری: مسافر ماهان

با عرض احترام و شادباش، خدمتگزاران سایت مسافران نمایندگی ستارخان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...