دستور جلسه «صورتمسئله اعتیاد» است برای شناخت هر بیماری، ابتدا باید صورتمسئله آن را بدانیم، اعتیاد نیز از این قاعده جدا نیست و باید بهدرستی شناخته شود در گذشته اعتیاد بیشتر بهعنوان یک عادت ناپسند، شناخته میشد. بسیاری از مردم تصور میکردند که فرد مصرفکننده، اراده کافی ندارد به همین دلیل برخورد جامعه با افراد مصرفکننده، سرزنش و طرد بود؛ اما با شناخت درست صورتمسئله اعتیاد این دیدگاه تغییر کرد در دیدگاه کنگره۶۰، اعتیاد یک بیماری است این بیماری بر اثر مصرف مداوم موادمخدر بهوجود میآید. مصرف مواد، بخشهای مختلف جسم و روان انسان را تحتتأثیر قرار میدهد.
مهمترین بخش آسیبدیده، سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی بدن است. بدن انسان بهصورت طبیعی مواد آرامبخش و ضددرد تولید میکند. این مواد در ایجاد تعادل، آرامش و حال خوش انسان نقش دارند، زمانیکه فرد موادمخدر مصرف میکند، مواد بیرونی وارد بدن میشوند در ابتدا، فرد احساس آرامش و لذت بیشتری پیدا میکند؛ اما بهتدریج، بدن تولید طبیعی مواد مورد نیاز خود را کاهش میدهد در نتیجه فرد برای داشتن حال عادی به مصرف مواد نیازمند میشود، اینجاست که وابستگی جسمی بهوجود میآید؛ بنابراین، اعتیاد فقط یک وابستگی روانی یا اخلاقی نیست، بلکه جسم انسان نیز در اثر مصرف مواد دچار تخریب میشود.
در صورتمسئله اعتیاد سه بخش جسم، روان و جهانبینی مطرح میشود این سه بخش مانند اضلاع یک مثلث به یکدیگر ارتباط دارند، اگر جسم انسان آسیب ببیند روان او نیز دچار مشکل خواهد شد؛ همچنین جهانبینی نادرست میتواند مشکلات فرد را بیشتر کند. بخش جسم مربوط به تخریب سیستمهای حیاتی بدن است، این تخریب باعث میشود فرد نتواند بهراحتی مصرف خود را متوقف کند. بخش روان، احساسات، افکار و رفتارهای فرد را شامل میشود. فرد مصرفکننده ممکن است دچار ترس، ناامیدی و بیقراری شود، گاهی نیز برای فرار از مشکلات دوباره به مواد پناه میبرد. بخش جهانبینی، نگاه فرد به خودش، دیگران و زندگی است، ممکن است فرد مصرفکننده خود را ناتوان و شکست خورده بداند، او گاهی تصور میکند که دیگر راهی برای نجات و رهایی ندارد در نتیجه، امید و انگیزه حرکت در او کمرنگ میشود. شناخت این سه بخش، راه درمان درست را برای ما مشخص میکند.
درمان اعتیاد فقط با قطع ناگهانی مصرف مواد انجام نمیشود؛ زیرا با قطع ناگهانی، جسم فرصت بازسازی و ترمیم پیدا نمیکند، ممکن است فرد مدتی مواد مصرف نکند؛ اما دوباره به مصرف بازگردد. در کنگره۶۰، درمان بهصورت تدریجی و اصولی انجام میشود. در روش درمانی DST، مقدار مصرف بهتدریج کاهش پیدا میکند، این کاهش باید طبق برنامه و در زمان مشخص انجام شود. مدت درمان نیز معمولاً ۱۱ ماه در نظر گرفته میشود در این مدت، سیستم طبیعی بدن فرصت بازسازی پیدا میکند، بهتدریج جسم فرد از وابستگی به مواد بیرونی رها میشود، همزمان با درمان جسم، آموزش و اصلاح جهانبینی نیز انجام میگیرد، فرد میآموزد که مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرد او با آموزشهای کنگره، نگرش تازهای نسبت به زندگی پیدا میکند، میفهمد که برای رهایی، باید صبر، نظم و استمرار داشته باشد.
در این مسیر، نقش همسفر نیز بسیار مهم و ارزشمند است. همسفر با محبت و آگاهی به مسافر خود کمک میکند؛ البته همسفر نباید به جای مسافر حرکت کند هر انسانی باید خودش تصمیم بگیرد و در مسیر درمان قدم بردارد. مشارکت در جلسات، یکی از عوامل مهم رشد و آموزش است در جلسات، افراد تجربههای خود را با دیگران به اشتراک میگذارند این تجربهها میتواند چراغ راه کسانی باشد که تازه وارد مسیر شدهاند. ما یاد میگیریم که اعتیاد پایان زندگی نیست، اعتیاد میتواند آغاز مسیری برای شناخت و بازسازی انسان باشد، اگر فرد صورتمسئله را درست بفهمد راهحل را نیز بهتر پیدا میکند.
راهحل اعتیاد، درمان جسم، روان و جهانبینی بهصورت همزمان است در این مسیر، عجله و شتاب نتیجه خوبی به همراه نخواهد داشت. همانطور که اعتیاد بهتدریج بهوجود آمده است، درمان نیز تدریجی است. صبر، نظم، آموزش و حرکت درست، پایههای رهایی از اعتیاد هستند. من از آموزشهای کنگره۶۰ یاد گرفتهام که هیچ انسانی گمشده نیست، هر شخصی میتواند با خواست واقعی، مسیر زندگی خود را تغییر دهد. امیدوارم همه مسافران و همسفران، به آرامش و رهایی برسند از آقای مهندس عزیز، بهخاطر تمام زحمات بیوقفه تشکر میکنم.
نویسنده: همسفر مریم.(ر) رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سردار)
رابط خبری و ویرایش: همسفر مریم.(ر) رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سردار)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سردار) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
58