جلسه یازدهم از دور هجدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ویژه مسافران و همسفران نمایندگی جواد گلپایگان، با استادی راهنمای محترم مسافر مسعود و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر یحیی با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من» در روز پنجشنبه مورخ ۲۶شهریور ماه ۴۰۵ راس ساعت ۱۶ آغاز بکار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مسعود هستم یک مسافر
من خدا را شاکرم که در این جایگاه هستم. امروز دو دستور جلسه داریم: وادی هفتم و تأثیرش روی من، و تولد ۱۰ سال آزادی مسعود مجیدی است. خیلی خوشحالم که اینجا هستم. فکر میکردم غریبهایم، اما آشناتر از هر آشنا هستیم. انرژی خوبی اینجاست. امیدوارم جلسه خوبی باشد و تبریک میگویم. آقای مهندس دژاکام این حقیقت را پیدا کردند و فرمودند این درمان تا قیامت لازم است. این مشعل از ابتدای آفرینش روشن بوده و تا انتها ادامه دارد. ایشان دنبال اعتیاد رفتند و خودشان را پیدا کردند، و قوانینی نوشتند تا ما هم خودمان را پیدا کنیم. من فکر میکنم مواد مخدر فقط یک بهانه است. سیگار، چاقی، هر مشکلی که باشد، ما همه گمگشتهایم و نفسمان یکی است. اعتیاد کمترین چیزی است که در کنگره حل میشود؛ بزرگترین کار کنگره این است که آدم خودش را پیدا کند. هر کس تاریکیاش بیشتر باشد، تواناییاش هم بیشتر است.

به آقای مهندس دژاکام، دکتر امین دژاکام، خانم شانی و همه خدمتگزاران کنگره تبریک می گویم. تبریک به مسعود عزیز و خانوادهاش. مسعود از آدمهایی بودکه سواد بالاتری داشت، سختتر جذب شد ولی خوب حرکت کرد. اول فقط مشارکت میکرد و عمل نمیکرد. یک روز گفتم پشت لژیون بنشین و بنویس. ناراحت شد ولی نوشت و از آن روز نوشتن فایل صوتی را شروع کرد. بعد سفیر سلامت اصفهان شد و در انتقال فایل صوتی فعال شد. چیزی که در این ۱۰ سال در مسعود دیدم قدرشناسی بود. کسی که در تاریکی است، اگر حرف کسی که به او چیزی یاد میدهد را گوش نکند، روشنایی نمیگیرد. قدرشناسی در کنگره اولویت دارد.
بعضیها فکر میکنند راههای کنگره را خیلی خوب میفهمند، چون روشهای کنگره از اساتید بزرگ جهان گرفته شده است. بله، درست است؛ ولی گاهی این روش آنقدر ساده است که ما غافل میشویم. در کنگره، قدر این صندلی که روی آن نشستهاید را بدانید. همه عالم در تلاش هستند تا شما به موفقیت برسید و غافل نشوید. مسعود هیچوقت غافل نشد. من الان با شما آشنا هستم و شما کار میکنید تا همهتان در این اتفاق سهیم باشید. من اینجا بیشتر از هر جای دیگر خودم را میشناسم. ممکن است آدم جایی غافل شود، ولی باید کمی بیدار باشد. موضوع مشاوره و درمان اعتیاد و قدردانی از مسیر درمان است. من خوب عمل کردم. امیدوارم تا هستید، پایدار باشید. من همیشه میگویم این موضوع را از استادم یاد گرفتم. ایشان میفرمودند: «تا هستی، هست. مسافر میآید و تو هستی.» ما در کنگره ۶۰ ماندگار میشویم. کسانی که در بیرون بدترین آدمها هستند، در کنگره بهترین آدمها میشوند، چون قبلاً در تاریکی بودند. الان که به روشنایی میآیند، واقعاً میفهمند. پس به دنیا نگاه کنید؛ ولی در کنگره، این انسانهایی که آموزش میبینند، دارند حرکت میکنند و بیدار میشوند. هیچ جای دیگری اینطور نیست. وقتی به کنگره میآیم، انگار هیچ مشکلی وجود ندارد.
فضایی که اینجا هست، هیچ جا نیست. نیرویی که اینجا هست، هیچ جا نیست. این همه جوان و خانوادههایشان کجا پیدا میشوند؟ بروید به بهترین دانشگاهها نگاه کنید. با اینهمه نظم، لباس سفید، اینقدر خوب گوش دادن، اینقدر منظم، سر ساعت جلسه شروع میشود و سر ساعت تمام میشود. واقعاً هیچ جا چنین شرایطی وجود ندارد. باز هم به هم خدا قوت میگویند و تبریک میگویند. برای شما و مسعود عزیز آرزوی موفقیت میکنند. میدانند او همیشه هست. سالها میگذرد و کنگره عوض نمیشود؛ نه، کنگره در اولویت زندگی من است. بیست و سه سال است که در کنگره هستم، ولی انگار روز اول است. کنگره همیشه تازه است، مثل نان تازه. اگر در کنگره تازه و فعال باشید، ذهنتان هم تازه میماند. این جشن مبارکشان باشد، انشاءالله. به مسعود عزیز تبریک میگویم. امیدوارم در این رهایی ماندگار باشند.
.jpg)
خلاصه سخنان مسافر مسعود:
.jpg)
تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم
تنظیم و ارسال مرزبان خبری مسافر نریمان
مسافران و همسفران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
248