جلسه هشتم از دور ششم ازکارگاههای آموزشی لژون سردار نمایندگی جواد گلپایگان در روز سه شنبه۲۴شهریور ماه۱۴۰۵به استادی راهنمای محترم مسافر حسین و نگهبانی مسافر منصور ودبیری مسافر محمد با دستور جلسه(وادی هفتم و تاثیر آن روی من)راس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود،

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر
ابتدا خداوند را شکر میکنم که به من فرصت داد در این جایگاه قرار بگیرم و شکرگزارم که بار دیگر توفیق یافتم در لژیون سردار بنشینم، بنابراین از آقا منصور عزیز سپاسگزارم که استادی این جلسه را به من سپرد، زیرا حضور در لژیون سردار اذن و رخصت میطلبد و هر کسی نمیتواند وارد آن شود. آنان که وارد لژیون سردار میشوند، چه خدمتگزار، چه استاد جلسه، چه شنونده و چه آن کس که چای میدهد، همه نگاهشان به این لژیون با دیگر لژیونها متفاوت است، زیرا لژیون سردار تلفیقی از همه لژیونهاست و انرژی بسیار خاصی دارد. دستور جلسهمان نیز این است که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم. همه میدانیم یافتن راه، چه در مسائل شخصی، چه بزرگ و چه در مسائل جامعه و هستی، بسیار مهم است، بنابراین وقتی راهی باز میشود، اتفاقهای بزرگ و خوبی پشت سرش رخ میدهد. در زمان جنگ نیز دیده بودیم معبری بسته میشد و یک نفر میرفت آن را باز میکرد تا بقیه بتوانند حرکت کنند، زیرا تا آن یک نفر نبود، حرکت ممکن نمیشد. آقای مهندس نیز راه درمان اعتیاد را باز کرد که ما اکنون میتوانیم با قیافههای بشاش و لباسهای تمیز اینجا بنشینیم و صحبت کنیم، بنابراین اگر او نبود و راهی باز نمیشد، هیچکدام از ما اینجا نبودیم. باز شدن راه بسیار مهم است و کار هر کسی نیست، زیرا مخصوص افراد خاص است. زکریای رازی با کشف الکل راهی در پزشکی باز کرد، ابوعلی سینا با درمان طاعون راهی دیگر گشود، و شاعران و عارفان نیز هر یک راهی برای دیگران باز کردند. رمز و راز کشف حقیقت توسط خود انسان انجام نمیشود، زیرا همیشه باید الهاماتی از جای دیگر و استادانی باشند. آقای مهندس نیز با الهام گرفتن از ماه رمضان و استادان کنارش توانست روش DST را کشف کند و راه باز شد. حالا این راهها برای چه باز میشود؟ برای اینکه من برگردم به آنجایی که از آن انشعاب گرفتم. ما در دعا میخوانیم: «خداوندا ما در پی هم روان شدهایم تا بدانیم آنچه نمیدانیم»، بنابراین تا راه باز نشود به دانایی نمیرسیم، زیرا باید راهی در زمینه اعتیاد، پزشکی، عرفان و علم باشد و یک نفر آن را باز کند تا به دانایی و فرمان عقل برسیم و به جایگاه اولیه برگردیم. چرا برگردیم؟ زیرا ما اصلاً مال اینجا نیستیم، ما مرغ باغ ملکوتیم و اشتباهی اینجا آمدهایم و راه را گم کردهایم. در وادی هشتم میخوانیم: «با حرکت راه نمایان میشود»، یعنی راه برگشت ما. ما در باغ ملکوت بودیم، راه را اشتباه رفتیم، اخراج شدیم، توبه کردیم و خدا توبه را پذیرفت، ولی باید حرکت کنیم تا راه را پیدا کنیم و به جایگاه اولیه برگردیم. همه این مسیر را با کمک استادان، راهنما، آقای مهندس، شاعران، حکیمان و فضلا میرویم تا به سرچشمه اولیه و سعادت برسیم. زمانی که راه را پیدا کنیم، با حمایت استادان و الهامات، اتفاقات خوبی رخ میدهد که زندگی همه ما را تغییر میدهد. این بسیار مهم است که در هر زمینهای راه اصلی را پیدا کنیم، زیرا با پیدا کردن آن به سعادت، فرمان عقل، خوشی و سلامتی میرسیم. من زمانی که مصرفکننده مواد مخدر شدم از راه اصلی منحرف شدم و تاریکیها را تجربه کردم، و برای بیرون آمدن از تاریکی باید شخصی مثل آقای دژاکام راهی باز میکرد تا من به زندگی برگردم، زیرا بسیاری از آدمهای با عرضهتر و با شعورتر از من هم نتوانستند راه پیدا کنند، چون روش DST کشف نشده بود. ما در دورهای زندگی میکنیم که خدا را شکر راه باز شده و میتوانیم در طول ده یازده ماه نشان انسانیتی که نیروهای منفی از ما ربودند را بازگردانیم و به سلامتی برسیم. حالا اگر این صحبتها را به لژیون سردار ربط دهیم، آقای مهندس علاوه بر آموزش روش درمان DST، راه و روش بسیاری از کارهای دیگر مانند پول خرج کردن را نیز به ما یاد داد. من خودم در زمان اعتیاد و قبل از آن، توهمی از بخشش، پول خرج کردن و کار خیر داشتم، ولی راهش را بلد نبودم. در کنگره و با آشنایی با لژیون سردار فهمیدم ما در این دنیا آمدهایم تا آموزش بگیریم و خدمت کنیم. اگر من این راه را باور دارم و از آن برداشتی کردهام، این برداشت باید در لژیون سردار مشخص باشد. من اگر برداشتی از وادی هفتم و حقیقت دارم، باید حقیقت بخشیدن را بفهمم و بدانم پولم را کجا خرج کنم. باید درک کنم پولی که به عنوان رزق و روزی از طرف پروردگار به من داده میشود، همهاش مال من نیست و اجازه ندارم همه را برای خودم بردارم.

تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم
تنظیم و ارسال مرزبان خبری مسافر نریمان
نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
228