English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته: مسافر حسین از لژیون اول نمایندگی ارتش

دلنوشته: مسافر حسین از لژیون اول نمایندگی ارتش

"دلنوشته"

موضوع:  وادی هفتم و تأثیر آن روی من 

سلام دوستان حسین هستم مسافر 

در وادی هفتم سه کلمه کلیدی به چشم می خورد (راز،رمز،کشف) همه ما انسانها از زمان کودکی تا زمانی که ‌بزرگ شویم همه به دنبال کشف حقیقت بوده ایم.!

بعضی وقتها دراتفاقات زندگی ما دیگران را مقصر میدانیم چون عمل اختیار رااز آن شخص گرفتیم . انسانها یاد گرفتند به دلیل اینکه خودشان رااز مشکلات بیرون بکشند آنرابه گردن اولین کسی که به ذهنشون میرسد بیندازند. 

همه ما در زندگی بسیار سختی کشیدیم و همیشه این ادعا را داریم در اینجا جناب مهندس می‌فرمایند:حالا در این مسیر رمزو راز رها شدن را پیدا کنی تا آن محرومیت قبل تو باعث شود که الان محرم شوی و پاداش محرم شدن این می باشد که همه تورادوست دارند و به تو احترام میگذارند و در موردت قضاوت نمیکنند.

یکی از راه های محرم شدن، اجرایی کردن وادی ها درزندگی است، و به علاوه همیشه دیگران را مقصر ندانیم و به خودمان هم رجوع کنیم چه بسا بیشتروقتها اشتباه از ما هم بوده است.

اگر بخواهیم آموزشها روی ما تاثیر داشته باشدو آنهارا درک کنیم باید حس خودمان را باز کنیم حس بسته آموزش نمیگیرد.

زمانی میتوانیم بگوییم محرم شدیم که به اختیاردیگران احترام بگذاریم.

نقطه مقابل اختیار منیت است.وتا زمانیکه فکر کنید شما ازهمه آدمهای دنیا برتر هستید و بخواهید به جای آنها تصمیم بگیرید (حتی فرزندتان) هیچ راهی برای شما باز نمیشود.

 

در وادی هفتم میخواهد فرق کم خردان و خردمندان را اینگونه بگوید که ما به دیگران فقط یک بار آموزش میدهیم این راه است و این چاه چون اگر کسی قرار باشد متوجه موضوع شود باهمون بار اول متوجه میشود و اصرار ما کار بیهوده ای است و اگر ما بخواهیم خودمان را اثبات کنیم دقیقا به همان مشکل دچار میشویم.در وادی هفتم دو چیز را به ما می گوید؛ شش وادی را پشت سر گذاشتیم، از ابتدا تا وادی هفتم پایه ی آن اول تفکر است، دوم امیدواری، سوم مسئولیت پذیری در قبال خود(خودتان و کار های خودتان) شما مسئول دیگران نیستید، شما را با دید همسرتان قضاوت نمی کنند، اگر کسی قضاوت کرد به دلیل اینکه شوهرت کار می کند، برای اینکه می خواهی خودت را ثابت کنی و کائنات می چرخد و می چرخد، نمی گذارد خودت را ثابت کنی، مگر اینکه راهت را درست بروی، حرکت کنی، راهت را ادامه دهی، چه اتفاقی می افتد؟ راه برایت باز می شود.

عمل سالم چیست؟ من با حال خراب به کنگره آمدم، موقعی که می خواهم بروم اگر حالم خراب بود، فایده ای ندارد، چرا؟ چون من به نیت آموزش گرفتن به کنگره می آیم، به این نیت می آیم که وقتی آموزش می گیرم، حالم خوب می شود، پس اگر آمدم و دوباره با حال خراب از کنگره بیرون رفتم، باید ببینم کجای کار من اشتباه است و همیشه این را بدانید تحت هر شرایطی هر مشکلی که برایتان به وجود بیاید، یک سر آن در درون شماست و یک سرآن در بیرون شما و این را بدانید هر مشکلی، باید بگردیم ببینیم چرا قضاوت می کنیم؟ چرا به دلیل کوتاهی دیگران شما تحت تأثير قرار می گیرید؟ چرا به دلیل مشکلات خانواده شما اذیت می شوید؟ دوتا حالت داره یا خداوند مرا بسیار دوست دارد، من را امتحان می کند که من گره درونی خود را پیدا کنم یا من همان کار را در ظاهر انجام دادم، در سی دی بدل گفته شد؛ خیلی از شما می گویید فلانی من بد دهن است و چیزی را می گوید، در صور پنهان خود بگردید، ممکن است فحاشی نکنید اما ناسزا می گویید، وقتی ناسزا می گویی، با فحاشی شنیدن رنج می بری.

در وادی هفتم این سه کلمه را فرا بگیرید؛ پیداکردن، رمز، راز، بارها گفته ام هر اتفاقی که برای من می افتد، رازی پشت آن نهفته است که به درون من و صور پنهان من بر می گردد، خیلی اوقات من در حال فکر کردن به موضوعی هستم، یک نفر می‌آید و همان موضوعی که من راجب آن فکر می کنم، می گوید، 

 زمانی که خودم خرما می خورم، به کسی نگویم خرما بخور، من به همه شما گفتم بالاترین درجه ای که می توانید بگویید من حداقل آدم بی مصرفی نیستم، شرکت در امتحانات کنگره می باشد، حداقل ‌کاری که می توانم انجام دهم و بگویم این حداقل کاری است که می توانم انجام دهم که بگویم صندلی که از آن استفاده می کنم، حق الناس نیست، موفقیت من در امتحانات یک راز است که باید رمزگشایی شود در چه صورت رمزگشایی می شود؟ تلاش کردن، حرکت کردن، باید پایه آن درست شود.

گروه محترم مرزبانی 

سایت نمایندگی ارتش

تایپ و ویراستاری: مسافر حسین

نام راهنما: مسافر محسن، لژیون یکم

ویرایش و ارسال: مسافر محمد ازاز لژیون دوازدهم 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .