English Version
This Site Is Available In English

اجرای قوانین و حرمت‌ها رمز موفقیت کنگره

اجرای قوانین و حرمت‌ها رمز موفقیت کنگره

همسفر شیما و مسافرشان امیر با سال‌ها تخریب آنتی‌ایکس شیره و تریاک وارد کنگره شدند، به مدت ۱۰ ماه و ۳ روز به راهنمایی مسافر امیرحسین و همسفر الهه به روش DST و داروی OT سفر کردند و در حال حاضر به مدت ۲ سال و ۹ ماه است که به لطف خدا و دستان پر توان آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش در کنگره مسافر فوتبال و والیبال و همسفر کوهنوردی است. همسفر شیما در جایگاه‌های، دبیر لژیون DST و ویلیام، مسئول حضور و غیاب، لژیون سردار، دبیر جلسه و نگهبان جلسه خدمت کردند. 

آیا قبل از ورودتان به کنگره راه و روش دیگری برای درمان اعتیاد امتحان کردید؟ رمز اصولی درمان در کنگره را چه اصول و قوانینی می‌دانید؟

ما روش‌های زیادی را امتحان کردیم، روش‌های خانگی و NA، مسافرم خواسته درمان را داشتند؛ اما هر وقت که اقدام می‌کردند برای درمان بعد از مدتی دوباره به مصرف مواد برمی‌گشتند؛ چون روش درمان اصولی نبود و علائمی مثل، پرخاشگری، عصبانیت داشتند و هنوز آثار تخریب روی ایشان بود. به نظر من رمز موفقیت کنگره قوانین و حرمت‌هایی است که در کنگره‌۶٠ برای ما گذاشته شده است. در روش DST و پله پله کم کردن سیستم ایکس‌ شخص دوباره به حالت طبیعی بر‌می‌گردد و به یکباره و سقوط آزاد نیست مصرف داروی OT باعث شد سیستم بدنشان به حالت طبیعی برگردد و دوباره حال خوب را پیدا کنند. قوانین و حرمت‌هایی که در کنگره گذاشته شده است همه این‌ها مهم هستند حرمت‌ها که دو بار در کنگره خوانده می‌شود قطعاً این‌قدر مهم است که دو بار خوانده می‌شود و یکسری قوانین وضع شده که با رعایت آن قوانین، همه ما به حال خوش می‌رسیم. مثلاً، با هم رفت و آمد نکنیم، از همدیگر پول قرض نگیریم، قطعاً چیزی بوده و بر اساس یک دانشی است که آقای مهندس این قوانین را گذاشتند و ما اگر بخواهیم فرض بگیریم یا اگر قرار بود با یک نفر رفت و آمد کنیم در کنگره و از زیر و بم هم خبر داشته باشیم این باعث می‌شود که در آینده دچار مشکل شویم و با آن فرد رابطه برقرار کنیم، او راز زندگی من را می‌داند و در کنگره به این و آن می‌گوید و یک کلاغ و چهل کلاغ می‌شود و این باعث حال بد مسافر و همسفر می‌شود که دیگر وارد کنگره نشود و نخواهد که دیگر سفر کنند و حال بدی را تجربه می‌کنند. 

به نظر شما دلیل قربانی شدن انسان‌هایی که مصمم و با اراده بودند؛ ولی زندگی آن‌ها متلاشی شده است؟

یکی از دلایل قربانی شدن این اشخاص، این است که راه درست زندگی و راهی که باید در مسیر درمان پیش بروند را بلد نیستند، راه بلد نیستند و فکر می‌کنند که آن چیزی که خودشان می‌دانند درست است و این از چه چیزی نشأت می‌گیرد؟ از منیت‌شان، می‌گوید آن چیزی که من می‌گویم درست است، نه آن چیزی که بقیه می‌گویند از تکبر و غرورشان است که نمی‌توانند راهنمایی‌های دیگران را قبول کنند، می‌روند و راه غلط را انتخاب می‌کنند و این راه غلط باعث می‌شود که کلاً از مسیر درست منحرف شوند و به بیراهه‌ کشیده شوند. 

چرا در بعضی مواقع نشان ندادن عکس‌العمل خود عکس‌العمل است؟

ضرب‌المثلی هست که می‌گوید، در دعوا هیچ وقت حلوا خیرات نمی‌کنند قطعاً زد و خوردی پیش می‌آید، این‌که من چه برخوردی نشان می‌دهم مهم است، حالا چه ربطی به این مسئله دارد؟ طرف می‌آید و چیزی می‌گوید من توانایی این را دارم که برگردم و می‌توانم این کار را بکنم؛ حتی می‌توانم برگردم بزنم و اين‌که آن لحظه بتوانم خودم را کنترل کنم و آرام باشم و عکس‌العمل من چه باشد در مقابل آن اعصاب خوردی، این مهم است. یعنی من می‌توانم راهی را انتخاب کنم که به اعصاب خوردی کشیده شود او چند حرف درشت بزند و من هم دو تا بگویم و باعث شود که دعوا و در‌گیری بالا بگیرد و به جاهای باریک کشیده شود یا این‌که من سکوت کنم، او نمی‌داند و آشنایی ندارد من که می‌دانم باید سکوت کنم و با سکوت من کم‌کم خودش آرام می‌شود. من زمانی که می‌توانم با آرامش با بقیه صحبت کنم او هم آرام می‌شود و باعث می‌شود که دعوا خاتمه پیدا کند، پس این روش عکس‌العمل نشان ندادن خیلی مهم است.

چرا در وادی هفتم یافتن راه قبل از برداشت کردن قرار گرفته است؟ آیا بدون پیدا کردن راه، اصلاً برداشتی وجود دارد؟

ما باید اول مسیری پیدا کنیم و از بین این مسیرهای که پیدا کردیم بهترین و مطمئن‌ترین را انتخاب کنیم. برای رسیدن به هدف‌مان باید یک مقصد و هدف درست داشته باشیم. باید راه مناسب را پیدا کنیم حالا این راه مناسب با تلاش، کوشش، تفکر و تعقل پیش می‌آید و زمانی که ما تفکر کنیم روی یک مسئله، آن مسئله را در ذهن خودمان تصور کنیم و به عاقبت کارمان فکر کنیم و بتوانیم به آن تزکیه و پالایش برسیم. تزکیه و پالایش چیست؟ یعنی بتوانیم آن حال خوب را تجربه کنیم از آن مسیری که پیدا کردیم می‌توانیم برای برداشت کردن به بهترین راه و مسیر برسیم.

کلام آخر:

ما می‌توانیم بدون تفکر به راحتی یک زندگی را از هم بپاشیم و می‌توانیم با تفکر کردن یک زندگی را بسازیم آن چیزی که ما انتخاب می‌کنیم مهم است، مهم این است که حس وحالمان طی مسیر چه‌طور است و قطعاً همیشه بهترین حس و حال را داشته باشیم نسبت به کاری که انجام می‌دهیم و نسبت به مسیری که انتخاب کردیم به بهترین‌ها می‌رسیم.

مصاحبه کننده: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون سوم)
طراحان سوال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون هجدهم)، همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون سوم) و همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیست و یکم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر زینب دبیر دوم‌ سایت
همسفران نمایندگی امام قلی خان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .