اولین جلسه از دوره بیست و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی اسبیکو، با استادی مرزبان محترم مسافر فرزین ، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من» سهشنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، فرزین هستم، یک مسافر.
از نگهبان جلسه و دبیر تشکر میکنم. همچنین از لژیون خدمتگزار، راهنما آقا توکل که استادی جلسه را به من واگذار کردند، گروه مرزبانی و ایجنت محترم سپاسگزارم که برای سومین بار این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا هم خدمت کنم و هم آموزش بگیرم.
دستور جلسه، وادی هفتم است. وادی هفتم میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ پیدا کردن راه و برداشتی که ما از آن مسیر میکنیم.»
مثالی به ذهنم رسید که این وادی برای ما روشنتر شود. اگر یک زمین و یک بذر را در اختیار چند نفر قرار دهیم و از آنها بخواهیم کشاورزی کنند، با وجود یکسان بودن بذر، زمین، آب و مدتزمان، ممکن است محصولات متفاوتی به دست آید. قسمت دوم، یعنی برداشت، بسیار مهم است.
ما جزو طبیعت هستیم و تمام مثالهایی که در کائنات وجود دارد، در این طبیعت نیز هست و به انسان مربوط میشود. علاوه بر آن موجودات، ما یک روح نیز داریم.
این وادیها درس زندگی هستند؛ نهتنها برای منِ مسافر که در تاریکیهای اعتیاد بودم، بلکه برای عموم مردم. برای ما که در تاریکی گرفتار بودیم و به کنگره آمدیم، این فرصت غنیمت بود؛ حضور در بهترین دانشگاه، در کنار بهترین اساتید و در رأس همه، آقای مهندس که این علوم را به زبان ساده برای ما باز کردند.
ما پیش از ورود به کنگره، بسیاری از مسائل را میدانستیم، اما وقتی وارد کنگره شدیم، دریافتیم که بسیاری از آنچه به ما آموخته بودند، اشتباه بوده و بسیاری از مسائل را نیز نادرست فهمیده بودیم؛ گاهی دقیقاً وارونه.
مثلاً گفته میشود: «خود کرده را تدبیر نیست.» ما در کنگره آموختیم که تدبیری هست.
در همین وادی هفتم، اگر وارد کنگره شدهام، باید شرایط کنگره را بپذیرم و زمان خود را هدر ندهم. اگر راهنمایم میگوید لباس سفید بپوش، باید بپوشم؛ حتماً حکمتی در آن است. اگر میگوید مشق بنویس، باید بنویسم و اگر میگوید بهموقع بیا، حتماً حکمتی دارد.
کارهای ضدارزش، مانند غیبت و بحث سیاسی، در حرمتهای کنگره آمدهاند. این موارد حاصل تجربههایی هستند که بهعنوان قوانین و حرمتهای کنگره به ما تأکید میشوند و نگهبان در هر جلسه، دو بار آنها را قرائت میکند.
درست است که در سراسر شعب و نمایندگیهای کنگره، یک قالب و شکل مشخص وجود دارد، اما برداشت هر فرد از این مسیر است که تفاوتها را رقم میزند.
میخواهم داستان عقاب را برایتان بگویم. عقاب پرندهای است که با دیگر پرندگان تفاوت دارد. پس از حدود ۳۵ سال، پرهایش زمخت میشوند، ناخنهایش که وسیله شکار او هستند، فرسوده میشوند و نوکش نیز بهگونهای تغییر میکند که دیگر نمیتواند غذا بخورد، شکار کند یا پرواز نماید.
پرها ضخیم میشوند و مانع پرواز او میگردند. به همین دلیل به بلندترین نقطه کوه میرود و مینشیند. اگر پس از ۳۵ سال دوام بیاورد، طی چند ماه نوک، ناخنها و پرهای خود را بازسازی میکند. اگر دوام بیاورد، میتواند ۳۵ سال دیگر و حتی ۴۰ سال دیگر زندگی کند و عمری دوباره به دست آورد. اما اگر دوام نیاورد، همانجا خشک میشود و در طبیعت باقی میماند؛ مانند حیوانی که تاکسیدرمی شده است.
ما نیز به کنگره آمدیم. اگر دوام بیاوریم، میتوانیم زندگیای را که از دست دادهایم، دوباره آغاز کنیم.
بر همین اساس تصمیم گرفتم تمام قوانین و حرمتها را، رعایت کنم و بهجا بیاورم؛ زیرا ممکن است دیگر فرصت تکرار برای من فراهم نشود.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، بسیار سپاسگزارم.
تایپ و عکس: مسافر اشکان لژیون نهم
ویرایش و ارسال: مسافر علیرضا لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
19