چهارمین جلسه از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دانیال اهواز به استادی همسفرسارا، نگهبانی پهلوان همسفر فروغ و دبیری همسفر مینا روز دوشنبه ۲۳شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ با دستور جلسه « وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری؛ آنچه برداشت می نماییم.) و تاثیر آن روی من » آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
بعد از مدتها به این شعبه آمدم. آن هم به عنوان استاد نگهبان سردار، اولین بار است که این جایگاه را تجربه میکنم.
خیلی خوشحال هستم در جمع شما قرار گرفتم. خدا را شکر میکنم. در این رابطه، به دستور جلسهی «وادی هفتم، رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه، دیگری آنچه برداشت میکنیم.»
به نظر خودم همیشه میگویم این حقیقتی که باید کشف بشود، مثل همین گاوصندوقی است که حتماً باید کلید خودش باشد تا در گاوصندوق را باز کند، نه اینکه بخواهیم به زور متوسل بشویم.
همهی حقیقتها برمیگردد به عشق و محبت، به وادی ۱۴. به نظر من کلید رسیدن به این وادی شاید همین بخشش باشد. با بخشش ما میتوانیم به وادی عشق و محبت برسیم که آخر و پایان هر چیزی است.
یافتن راه؛ ما در این وادی، اینکه بخواهیم مثلاً به یافتن راه که آقای مهندس در سیدی جدیدشان توضیح میدادند. برای یافتن راه، خیلی از همهی ادیان کارشان این بود که ما یک راهی را پیدا کنیم.
همهی ما مثلاً یک مسیر را انتخاب میکنیم. داخل راه یک تکراری اتفاقی میافتد تا یک شخصیتی برای ما شکل بگیرد. حالا از لحاظ دینی، نماز خواندن میشود. از لحاظ اخلاقی، مثلاً زیبا سخن گفتن شاید یکی از آنها باشد.
و در رابطه با این زیبا سخن گفتن که جناب مهندس در سیدی خوشبختی فرمودند؛ وقتی یک تصویری در ذهن من است، برای اینکه من بخواهم انتقالش بدهم به طرف مقابل، شاید یک تصویر دیگر در ذهن طرف مقابل انجام شود.
و این برای من سؤال بود که شاید نتیجه این است که شاید از ذهن من تا بخواهد این انتقال پیدا کند به ذهن طرف مقابلم، حتی این ازداد هم بیکار ننشستهاند. این ازداد باز هم این وسط کار خودش را انجام میدهد.
این است که حتی کتاب آسمانی ما خیلی به آن اشاره شده است که خیلی زیبا سخن بگویید، جملات خوب به کار ببرید که همیشه محبت باشد، عشق باشد.
در رابطه با لژیون سردار، اولین بار است استاد هستم. اینکه تأثیر آن را در زندگی خودم بگویم، واقعاً معجزهی آن این است که یاد بگیریم از همان کمی که داریم، بخشش را شروع کنیم و این را به مرور در وجود خودم نهادینه کنم. بتوانیم بهانه نیاوریم که مثلاً من ندارم و تلاشی به خاطرش نکنم.
اگر من واقعاً این حقیقت را در خودم ایجاد کنم، اول تلاش میکنم. یک چیزی را به دست بیاورم. تلاش میکنم هم برای خودم، هم زندگیام و هم اینکه بتوانم بخششی را انجام بدهم.
که این بخشش جوری است که خیلی از ثروتمندان هستند، ثروت جمع میکنند، ولی به حال خوب نمیرسند. حال خوبشان وقتی است که بتوانند به آن بخشش برسند. بتوانند از درآمدی که دارند، یک بخشی از آن را ببخشند. یک بخشی از آن را برای حال خوب کس دیگری خرج کنند.
کنگره در لژیون سردار به ما آموزش میدهد که ما اینجا به رهایی رسیدیم، به حال خوب رسیدیم. دیگران کاشتند و ما برداشت کردیم. الان شما باید کمکی بکنید و بتوانید دستگیر بقیه باشید.
کمکی بکنید که بقیه بتوانند در این مسیر قرار بگیرند و استفاده بکنند.انشاءالله این بحث با مشارکت شما به پایان میرسد.ممنونم.

مرزبان کشیک: همسفر شراره و مسافر محمدرضا
عکاس: همسفر زهره رهجو راهنما همسفر نوریه(لژیون دوازدهم)
تاپیست:همسفر کبری رهجو راهنما همسفر الهام(لژیون شانزدهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر مهشید نگهبان سایت
همسفران دانیال اهواز
- تعداد بازدید از این مطلب :
41