English Version
This Site Is Available In English

راه پیدا شده است؛ اکنون انتخاب و حرکت با ماست.

راه پیدا شده است؛ اکنون انتخاب و حرکت با ماست.

جلسه نهم از دوره سوم سری کارگاه‌ آموزشی خصوصی همسفران آقا نمایندگی خواجو، با استادی دیده‌بان مسافر اصغر منصوری، نگهبانی همسفر سهیل و دبیری همسفر‌ محمد حسین با دستور جلسه: "وادی هفتم و تاثیر آن روی من" شنبه ۲۱ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را سپاسگزارم؛ خدایی که به ما اجازه داد وارد کنگره ۶۰ شویم و از آموزش‌ها و کشفیات آقای مهندس بهره‌مند شویم. امیدوارم بتوانیم آنچه را می‌آموزیم و تجربه می‌کنیم، به دیگران نیز هدیه کنیم.

موضوعی که می‌خواهم درباره آن صحبت کنم، وادی هفتم است: «رمز و راز حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.»

زمانی که خداوند انسان را آفرید، تمامی صفات و توانایی‌های لازم را به‌صورت بالقوه در وجود او قرار داد. کافی است نگاهی به انسان‌های اولیه و انسان امروز داشته باشیم. هرچه بشر در مسیر زمان و تکامل حرکت کرده، کشفیات جدیدی صورت گرفته و دانش بیشتری به دست آمده است. بیماری‌های مختلف شناخته شده، روش‌های درمان کشف شده و حتی مواد و روش‌های جدیدی نیز به وجود آمده‌اند؛ برخی در جهت مثبت و برخی در جهت منفی.

در واقع، بسیاری از این امکانات و توانایی‌ها از جایی خارج از وجود انسان به او داده نشده‌اند، بلکه زمینه و ظرفیت آن‌ها در هستی وجود داشته است.

آقای مهندس مثال زیبایی درباره گردو مطرح می‌کنند. نقشه و ساختار یک درخت گردو، در خود گردو وجود دارد. وقتی گردو در زمین کاشته می‌شود، با فراهم شدن شرایط لازم، همان نقشه به‌تدریج آشکار می‌شود و درخت شکل می‌گیرد. انسان نیز چنین است؛ بسیاری از توانایی‌ها و ظرفیت‌ها در درون او وجود دارد و با فراهم شدن شرایط و حرکت در مسیر صحیح، این ظرفیت‌ها به ظهور می‌رسند.

ما نیز در گذشته برای درمان اعتیاد به دنبال دارو و راه‌حل در بیرون از وجود خود می‌گشتیم؛ اما در کنگره ۶۰ به ما آدرس دیگری داده شد: راه درمان درون خود انسان قرار دارد. روش درمان DST و آموزش‌های کنگره به ما نشان داد که برای رسیدن به درمان، باید جسم، روان و جهان‌بینی را در کنار یکدیگر مورد توجه قرار دهیم.

نکته مهم این است که ما در ابتدا به‌صورت بالقوه آفریده شده‌ایم و برای به فعلیت رساندن این توانایی‌ها، به آموزش و راه نیاز داریم.

اگر به وادی‌های کنگره ۶۰ نگاه کنیم، می‌بینیم که هیچ‌یک از وادی‌ها فقط مخصوص افراد مصرف‌کننده مواد مخدر نیستند. برای مثال، در وادی اول می‌خوانیم: «با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد؛ بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می‌رود.» این آموزش برای همه انسان‌هاست.

در وادی دوم می‌آموزیم که هیچ مخلوقی جهت بیهودگی پا به حیات نمی‌گذارد. این نیز مختص مصرف‌کننده مواد نیست؛ بلکه درباره تمام انسان‌ها و تمام موجودات هستی صدق می‌کند.

در وادی سوم می‌خوانیم: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان، برای خویشتن خویش، خویشتن خویش نیست.»

و در وادی چهارم، مسئولیت‌پذیری به ما آموزش داده می‌شود و یاد می‌گیریم که مسئولیت زندگی خود را به خداوند واگذار نکنیم.

خداوند به ما قدرت تفکر، اختیار و توان حرکت داده است. قرار نیست فقط بنشینیم و انتظار داشته باشیم همه مشکلات توسط خداوند حل شود. خداوند راه را نشان می‌دهد و امکانات را در اختیار ما قرار می‌دهد؛ اما حرکت کردن بر عهده خود انسان است.

تا اینجا شاید بتوان گفت که فکر کردن را آموخته بودیم، اما مشکل اساسی این بود که راه درست حرکت کردن را نمی‌شناختیم.

ما حرکت می‌کردیم، تلاش می‌کردیم و هزینه می‌دادیم، اما گاهی راه را اشتباه می‌رفتیم. نتیجه چه بود؟ شکست، نابودی خانواده‌ها، از بین رفتن انسان‌ها و هزینه‌های سنگین.

در کنگره ۶۰، با کشف روش DST و آموزش‌های آن، راهی برای احیای انسان و خانواده گشوده شد. این راه فقط برای درمان اعتیاد نیست؛ بلکه راهی برای حرکت انسان از ظلمت به نور، از نادانی به دانایی، از حقارت به سرفرازی و از ترس به شجاعت است.

انسان برای رسیدن به تکامل نیازمند آموزش و راهنماست. کودکی که متولد می‌شود، بسیاری از کارها را نمی‌داند و مادر به او آموزش می‌دهد. ما نیز در زندگی نیازمند مربی، راهنما و آموزش هستیم.

خوشبختانه کنگره ۶۰ مجموعه‌ای از آموزش‌ها را در اختیار ما قرار داده که می‌تواند در بسیاری از زمینه‌های زندگی به ما کمک کند؛ از درمان اعتیاد گرفته تا شناخت انسان، تغذیه، جهان‌بینی و مسائل مختلف زندگی.

برای مثال، در موضوع تغذیه نیز آقای مهندس با نگاهی متفاوت به ما آموزش می‌دهند. بسیاری از کارهایی که ما صرفاً به‌صورت سنتی انجام می‌دادیم، در کنگره با شناخت و آگاهی بیشتری بررسی می‌شوند. حتی در موضوع روزه نیز نگاه کنگره این است که باید فلسفه و دلیل انجام آن را بشناسیم و بدانیم بدن انسان چگونه تحت تأثیر تغذیه و رفتار ما قرار می‌گیرد.

بدن ما مجموعه عظیمی از سلول‌هاست و نمی‌توان انتظار داشت تغییرات بزرگ در بدن انسان یک‌شبه اتفاق بیفتد. همان‌طور که انسان به‌تدریج بیمار می‌شود یا وزن اضافه می‌کند، برای بازگشت به تعادل نیز باید مرحله‌به‌مرحله حرکت کند.

این همان موضوعی است که در کنگره می‌آموزیم: هر چیزی که به‌تدریج از تعادل خارج شده، باید با صبر و به‌صورت تدریجی به تعادل بازگردد.

امروز روش‌های مختلفی برای کاهش وزن، ترک مواد یا درمان بیماری‌ها معرفی می‌شود؛ اما سؤال این است که آیا این روش‌ها همیشه انسان را به سلامت واقعی می‌رسانند؟

علم زمانی ارزشمند است که به عمل و نتیجه صحیح منتهی شود. صرفاً داشتن اطلاعات کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، کاربرد صحیح دانش است.

گاهی روش‌هایی ارائه می‌شود که ممکن است در ظاهر نتیجه سریع داشته باشند، اما اگر به سلامت جسم و روان انسان آسیب وارد کنند، نمی‌توان آن‌ها را درمان واقعی دانست.

در کنگره ۶۰ ما یاد گرفته‌ایم که درمان باید به سلامت ختم شود، نه صرفاً قطع مصرف.

یکی از تفاوت‌های مهم کنگره با بسیاری از روش‌های دیگر این است که کنگره تنها به جسم توجه نمی‌کند، بلکه انسان را به‌صورت یک مجموعه کامل، شامل جسم، روان و جهان‌بینی، مورد بررسی قرار می‌دهد.

یکی از مشکلات اساسی در جهان امروز، عدم شناخت صحیح انسان است. هنوز درباره نفس، عقل، روح و بسیاری از ابعاد وجودی انسان، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. کنگره ۶۰ تلاش کرده است با آموزش و تجربه، شناخت دقیق‌تری از انسان ارائه دهد.

بسیاری از مطالبی که امروز در کنگره آموزش می‌گیریم، حاصل تجربه، تحقیق و کشفیات آقای مهندس است. ممکن است عده‌ای تصور کنند این مطالب از کتاب‌های مختلف جمع‌آوری شده است، اما آنچه اهمیت دارد، نتیجه‌ای است که ما امروز در عمل شاهد آن هستیم.

ما در کنگره فقط درباره درمان صحبت نمی‌کنیم؛ ما درمان‌شدگان و الگوهای درمان را می‌بینیم. این تفاوت بسیار بزرگی است.

وقتی گفته می‌شود شخصی در جایی درمان شده، ممکن است ما آن را صرفاً بشنویم؛ اما در کنگره، افراد زیادی را می‌بینیم که درمان شده‌اند، آموزش دیده‌اند و امروز به دیگران خدمت می‌کنند. این افراد، الگوهای زنده و قابل مشاهده هستند.

آقای مهندس روش را کشف کرده‌اند و مجموعه‌ای را به وجود آورده‌اند تا این روش در اختیار انسان‌ها قرار گیرد. مسافر و همسفر، زن و مرد، هرکدام در این مسیر نقش دارند.

اگر ما وارد کنگره نشویم، آموزش نبینیم و مسیر را طی نکنیم، چگونه می‌توانیم این روش را به دیگران نشان دهیم؟

ما در کنگره با الگوهایی روبه‌رو هستیم که می‌توانیم آن‌ها را ببینیم و لمس کنیم. این موضوع به ما ایمان و اطمینان بیشتری می‌دهد که راه وجود دارد و می‌توان آن را طی کرد.

اما نکته مهم این است که یافتن راه به‌تنهایی کافی نیست؛ برداشت ما از راه نیز اهمیت دارد.

وادی هفتم دقیقاً همین را به ما می‌آموزد. ممکن است دو نفر وارد یک مکان و یک مسیر شوند، اما برداشت‌های کاملاً متفاوتی داشته باشند. یکی فقط برای دیگری آمده باشد و دیگری برای خودش. یکی فقط به دنبال درمان مصرف‌کننده باشد و دیگری بخواهد خودش نیز آموزش بگیرد و تغییر کند.

امروز که همه در کنار یکدیگر هستیم، باید ببینیم از این آموزش‌ها چه چیزی برداشت کرده‌ایم.

من شخصاً از همسفران بسیار چیزها یاد گرفته‌ام. شما با وجود اینکه خودتان مصرف‌کننده نبوده‌اید، وارد این مسیر شده‌اید و با حضور و خدمت خود چراغ این شعبه را روشن نگه داشته‌اید. این کار بسیار ارزشمند است.

ورود به کنگره و ادامه دادن این مسیر، به شجاعت و مردانگی نیاز دارد؛ به‌خصوص برای خانواده‌هایی که یکی از اعضای آن‌ها درگیر اعتیاد بوده است.

این حضور و حرکت، خودش یک پیام برای دیگر انسان‌های دردمند است.

تمام پیامبران و اولیای الهی نیز در مسیر آگاهی و هدایت انسان‌ها حرکت کرده‌اند. کار آن‌ها این بوده که راه را نشان دهند.

از حضرت علی(ع) پرسیدند چگونه به جایگاه خود رسیدی؟ پاسخ را می‌توان در این معنا دید که انسان باید بر جسم و افکار خود مالک و مسلط شود.

ما قرار نیست علی(ع) شویم، اما می‌توانیم از روش و منش او الگوبرداری کنیم. قرار نیست انسان دیگری شویم، اما می‌توانیم از انسان‌های بزرگ یاد بگیریم و بخشی از آنچه آنان انجام داده‌اند، در زندگی خود به کار ببریم.

انسان با اختیاری که خداوند به او داده و با توانایی‌هایی که در وجودش قرار داده شده، می‌تواند مسیر زندگی خود را تغییر دهد؛ به شرط آنکه راه درست را پیدا کند و در آن حرکت نماید.

تا زمانی که راهی وجود نداشت، بسیاری از انسان‌ها نمی‌توانستند به نتیجه برسند. اما امروز راه وجود دارد.

خداوند از انسانی که دستش ناتوان است، همان انتظاری را ندارد که از انسانی با دست سالم دارد. وقتی راه وجود نداشته باشد، نمی‌توان از انسان انتظار داشت کاری را که امکان انجامش را نمی‌شناسد، انجام دهد؛ اما وقتی راه آشکار شد، مسئولیت نیز بیشتر می‌شود.

امروز دیگر نمی‌توان گفت راهی وجود ندارد. کنگره ۶۰ به ما راهی داده است؛ راهی که بر پایه آموزش، تجربه، علم و حرکت تدریجی استوار است.

من خودم سال‌ها تصور می‌کردم راهی برای درمان وجود ندارد. بارها تلاش کردم و بارها با شکست مواجه شدم. اما زمانی که راه درست پیدا شد، توانستم حرکت کنم و به درمان برسم.

این موضوع به ما یادآوری می‌کند که گاهی مشکل انسان، نخواستن نیست؛ نداشتن راه صحیح است.

امروز وظیفه ما این است که قدر این راه را بدانیم و از آموزش‌هایی که در اختیارمان قرار گرفته، استفاده کنیم.

در کنگره آموخته‌ایم که فقط مصرف‌کننده مواد نیست که نیاز به آموزش دارد. همسفر، خانواده و تمام انسان‌ها برای بهتر زندگی کردن به آموزش نیاز دارند.

امروز حتی فرزندان ما گاهی اطلاعات بیشتری از ما دارند و با استفاده از تلفن همراه و فضای مجازی مطالب مختلفی می‌آموزند. بنابراین اگر ما خودمان به دنبال آموزش نباشیم، از نسل جدید عقب خواهیم ماند.

دانش کنگره نیز دانشی است که باید آن را آموخت، تجربه کرد و به دیگران منتقل نمود.

من در جاهای مختلف، از دانشگاه و حوزه علمیه گرفته تا زندان و مراکز مختلف، درباره تجربیات کنگره صحبت کرده‌ام. حتی زمانی در زندان برای جمعی از زندانیان صحبت کردم. ابتدا تصور می‌کردم شاید کسی به صحبت‌ها توجه نکند، اما وقتی شروع به صحبت کردم، شرایط کاملاً تغییر کرد و دیدم که انسان‌ها با شنیدن کلامی که از تجربه و حقیقت سرچشمه می‌گیرد، تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

استاد امین می‌فرمایند کلام حق، کلامی است که پشت آن توقعی وجود ندارد؛ بلکه پشت آن تجربه‌ای قرار دارد که انسان آن را کشف کرده و برای دیگران به ارمغان می‌آورد.

این همان کشف راه و انتقال حقیقت است.

اما باز هم تأکید می‌کنم که راه به‌تنهایی کافی نیست؛ برداشت ما مهم است.

من امروز باید از خودم بپرسم برای چه وارد کنگره شده‌ام؟ آیا فقط برای درمان یک نفر آمده‌ام؟ آیا فقط برای خانواده‌ام آمده‌ام؟ یا آمده‌ام خودم را بشناسم، آموزش ببینم و تغییر کنم؟

وقتی انسان وارد کنگره می‌شود، باید به‌تدریج متوجه شود که برای خودش نیز آمده است.

این آموزش‌ها به ما می‌آموزند که انسان موجودی دارای اختیار است و می‌تواند از ظرفیت‌های درونی خود استفاده کند. اما برای این کار باید راه را پیدا کند، حرکت کند و از آنچه می‌آموزد، برداشت صحیح داشته باشد.

امروز ما در شرایطی هستیم که راه برای درمان و آموزش باز شده است. بنابراین وظیفه ما نیز سنگین‌تر شده است.

انتظار من از خودم این است که آنچه را در کنگره آموخته‌ام، فقط برای خودم نگه ندارم؛ بلکه با رفتار و عمل خود، آن را به دیگران منتقل کنم.

اگر امروز درمان شده‌ام، اگر آرامش پیدا کرده‌ام و اگر چیزی آموخته‌ام، باید بتوانم آن را به دیگری نیز هدیه کنم.

در پایان، از خداوند سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من و همه ما قرار داده است. از آقای مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان، راهنمایان، مرزبانان، ایجنت محترم و تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ تشکر می‌کنم.

امیدوارم همه ما بتوانیم راه را درست پیدا کنیم، از آن برداشت صحیح داشته باشیم و در مسیر آموزش، درمان، خدمت و تکامل حرکت کنیم.

صدا: همسفر مهدی لژیون سوم 

عکس: همسفر فرزاد لژیون دوم

ارسال:همسفر امین لژیون اول

گروه سایت همسفران آقا نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .