English Version
This Site Is Available In English

کنگره؛ رمزی برای زندگی دوباره

کنگره؛ رمزی برای زندگی دوباره

نهمین جلسه از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60، نمایندگی امیرکبیر، با استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر امیر، نگهبانی مسافر سجاد و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه «وادی هفتم: رمز و راز کشف حقیقت در دو جیز است؛ یکی یافتن راه، و دیگری آنچه برداشت می‌نمائیم» شنبه 21 شهریور 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، امیر هستم، یک مسافر.

از ایجنت محترم شعبه، گروه مرزبانی و نگهبان عزیز تشکر می‌کنم که امروز این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.

من شخصاً باید در این دستور جلسه بیشتر فکر کنم و ببینم این وادی چه تأثیراتی در زندگی من داشته است. اتفاقات و شرایط بسیاری ممکن است در زندگی من پیش بیاید که مانند یک رمز باشند و من در مرحله اول باید بتوانم آن رمز را پیدا کنم؛ زیرا هر قفلی کلیدی دارد. مانند یک گاوصندوق که وقتی رمز آن را پیدا می‌کنم، می‌توانم به آنچه درون آن قرار دارد دست پیدا کنم و آن راز برای من آشکار می‌شود.

کنگره آمدن برای من نیز مانند رمزی بود که گشوده شد. وارد کنگره شدم و اتفاقاتی که در این مسیر برای من رخ داد، مصداق بارز آموزش‌هایی بود که دریافت کردم؛ همان رازی که برای من آشکار شد.

افراد زیادی را دیده‌ام که این رمز برایشان گشوده می‌شود و وارد کنگره می‌شوند، اما ماندگار نیستند. چه اتفاقی می‌افتد که یک شخص نمی‌تواند از این راز استفاده کند و در مسیر خود، که همان جهان‌بینی است، به حرکت ادامه دهد؟

من اگر فرمانبردار خوبی باشم، در مسیر خود می‌توانم فرمانده خوبی نیز باشم.

دقیقاً راز زندگی شخصی من همین بوده است. تمام تلاشم را کردم که در مسیر کنگره، هر چیزی را که راهنما، ایجنت و گروه مرزبانی می‌گویند، تمام و کمال گوش کنم و انجام دهم. همین مسئله همان رازی بود که برای من گشوده شد تا بتوانم در جایگاه‌های دبیری، نگهبانی، استادی، مرزبانی و راهنمای تازه‌واردین خدمت کنم.

این خدمت کردن‌ها باعث پخته‌تر شدن من شد و به من کمک کرد تا هر چالشی که در زندگی‌ام پیش می‌آید، بتوانم با آن روبه‌رو شوم و کنار بیایم.

هر زمان که به این دستور جلسه می‌رسیم، یاد روز اولی می‌افتم که وارد کنگره شدم. ماه رمضان بود که وارد کنگره شدم و اتفاق بزرگی در زندگی من رخ داد.

این را برای کسانی می‌گویم که به‌تازگی وارد کنگره شده‌اند و در روزهای ابتدایی سفر خود هستند. من آدمی بودم که روز اول ورودم به کنگره، با تمام وجود منتظر بودم دست و پایم را بگیرند و مرا به کمپ ترک اعتیاد ببرند؛ اما راهنمای تازه‌واردین، دقیقاً تمام آن چیزهایی را می‌گفت که من نیاز داشتم بشنوم.

در ادامه، با فرمانبرداری، خدمت کردن، آموزش گرفتن، جهان‌بینی و رفت‌وآمد در جلسات، به مرور زمان آن راز برای من گشوده شد. توانستم حداقل با بخشی از چالش‌های زندگی‌ام که در توان من بود و خداوند در مسیرم قرار می‌داد، روبه‌رو شوم.

همه این‌ها به خاطر آموزش‌های کنگره است.

آرزوی قلبی من این است که تمام انسان‌هایی که شایستگی سلامتی و زندگی خوب را دارند، در مسیر کنگره قرار بگیرند، حرکت کنند و به آن حال خوب برسند.

از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، از همگی شما متشکرم.

تایپ: مسافر رضا، لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .