دلنوشته در باب وادی هفتم: «از بیراهه تا صراط مستقیم».
«رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری، آنچه برداشت مینمائیم.»
سالها خودم و مسافرم در تاریکی و سرگردانی اعتیاد و جهالت دست و پا میزدیم و هر بار که تصمیم به رهایی میگرفتیم، با تمام وجود اراده میکردیم؛ اما هر تلاشی، من را به بنبستی تاریکتر میکشاند. همیشه فکر میکردم ارادهام ضعیف است یا مشکلم اراده نداشتن من است، اما وقتی با وادی هفتم رو به رو شدم، تلنگری عمیق به جانم نشست؛ فهمیدم من بیاراده نبودم، بلکه «راه» را اشتباه رفته بودم. چه بسیار انسانها و دوستانی که در گذشته دیدم با ارادهای قوی و عزمی راسخ وارد راههای غلط، و درمانهای کوتاه مدت شدند و سر از قربانگاه درآوردند؛ چون قفلسازان بسیار بودند، اما کلیدساز واقعی وجود نداشت. در گذشته، مانند گروه کمخردان عمل میکردم؛ اول حرکت میکردم و بعد فکر! همیشه به دنبال کوتاهترین، ارزانترین و سریعترین راه بودم؛ غافل از اینکه حقیقت، نیاز به کشف دارد و کشف حقیقت مستلزم گشودن رمزی است که کلیدش تفکر، دانایی و یافتن مسیر درست است.
با ورود به کنگره۶۰، رمز این قفل بزرگ برایم باز شد. صراط مستقیم و متد DST همان کلیدی بود که سالها به دنبالش بودم. آموختم که نشانهی صراط مستقیم، «رسیدن به مقصد با سلامت، تعادل و آرامش» است؛ مقصدی که در آن نه تنها جسم، بلکه روان و جهانبینی نیز احیا میشود. اما بخش دوم وادی میگوید: «آنچه برداشت مینمائیم.» یافتن راه، قدم اول است؛ حالا این من هستم که باید ظرف وجودیام را از آموزشها، متون آموزشی، سیدیها و خدمت خالصانه پر کنم. خردمند کسی است که بداند گنج واقعی در درون خودش نهفته است، نه در بیغولهها و وعدههای پوچ دنیای بیرون. امروز در نمایندگی دورود، هر روز با نگاه کردن به چهرههای شاداب مسافران رهاشده، حقیقت این وادی را با تمام وجود حس میکنم. خداوند را هزاران بار شکر میکنم که در بستری اَمن و در مسیر روشناییها، راه درست زیستن را میآموزم. از بنیان محترم کنگره ۶۰، آقای مهندس دژاکام و راهنمای بزرگوارم که چراغ این راه را برایم روشن کردند، صمیمانه سپاسگزارم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ایران(لژیون اول)
ويرايش: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر ایران(لژیون اول)
ارسال: راهنمایتازهواردین همسفر سمیرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دورود
- تعداد بازدید از این مطلب :
82