جلسه هفتم از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی یوسف، با استادی راهنمای محترم مسافر امیر، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر محمدحسین، با دستور جلسه "وادی هفتم و تاثیر آن روی من" روز شنبه 21 شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
به نام خدا. سلام عرض میکنم خدمت دوستان و مسافران عزیز. من همچنان در کنگره حضور دارم، نفس میکشم و در کنگره زندگی میکنم. از اینکه دوستان مرا پذیرفتهاند و اجازه دادهاند به آنان خدمت کنم، سپاسگزارم. از گروه مرزبانی نیز تشکر میکنم که این بستر مناسب را فراهم کردهاند. حضور دوستان قدیمی برای من بسیار خوشحالکننده بود و به همه همکاران و خدمتگزاران شعبه خدا قوت میگویم. پوشش، رفتار و چهرههای اعضا نشان میدهد که حال بچهها خوب است و این نتیجه فعالیت و راهنمایی درست راهنمایان عزیز است.
در رابطه با دستور جلسه «رمز و راز کشف حقیقت»، به نظر من این موضوع دو بخش دارد: یک بخش عمومی و یک بخش خصوصی. هر چیزی که بخواهد کشف شود، نیازمند کنکاش، تلاش و شکافتن است. آقای مهندس در بخش عمومی، رمز و راز اعتیاد را کشف کردند و با پیدا کردن راه درمان، خدمتی بزرگ به بشریت انجام دادند؛ اما هر فرد برای ورود به این مسئله باید ابتدا رمز و رازهای درون خودش را پیدا کند. اگر نتوانم مشکلات، مسائل و گرفتاریهای خودم را کشف کنم، نمیتوانم وارد مراحل بعدی شوم.
راهحل یک مشکل برای همه افراد یکسان نیست. اگر من مشکلی دارم، نباید صرفاً به این دلیل که راهحل شخص دیگری برای او نتیجه داده است، همان روش را در مورد خودم اجرا کنم. اثر انگشت و قرنیه انسانها با یکدیگر یکسان نیست؛ بنابراین هر فرد باید برای مشکلات خودش، رمز و راز مخصوص به خودش را پیدا کند. اگر بتوانم گوهر وجود و گوهر جان خودم را پیدا کنم، آن گوهر برای من مانند کلید خواهد بود و میتواند درهای زندگیام را باز کند.
ما رمز تلفن همراه، کارت بانکی و ایمیل خود را در اختیار هر کسی قرار نمیدهیم؛ زیرا در آنها اطلاعات شخصی وجود دارد. با این حال، گاهی رمز و راز زندگی خود را در اختیار دیگران میگذاریم و بعد مورد سوءاستفاده قرار میگیریم. هر سال که از حضور ما در کنگره میگذرد، برداشت تازهای از دستور جلسات پیدا میکنیم. وقتی به تعادل و درمان رسیدیم، باید از آموزشها و تواناییهایی که به دست آوردهایم، برای کمک به دیگران استفاده کنیم. درمان شدن به تنهایی کافی نیست؛ هدف ما باید خدمتگزاری و داشتن هدفی بالاتر باشد.
هر چیزی که خداوند به انسان داده است، مانند سلامتی، علم، دانایی و پول، باید در مسیر درست مورد استفاده قرار گیرد. اگر دانایی به دانایی مؤثر تبدیل نشود، ممکن است از انسان گرفته شود. امکانات زندگی نیز برای استفاده کردن هستند، نه برای آنکه بیاستفاده باقی بمانند. من این موضوع را در زندگی خودم تجربه کردهام؛ چیزی که مدتها بدون استفاده نگه داشته بودم، به مرور آسیب دید. بنابراین، رمز و راز کشف حقیقت زمانی ارزشمند است که از داشتههایمان استفاده کنیم و آنها را در مسیر درست و برای خدمت به دیگران به کار بگیریم. از اینکه به سخنان من توجه کردید، سپاسگزارم.

ضبط صدا و عکس: مسافر حمید، لژیون 9
تایپ ویرایش و ارسال: مسافر پدرام، لژیون 6
- تعداد بازدید از این مطلب :
65