English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته

دلنوشته

سلام دوستان، نیما هستم؛ یک مسافر.
زندگی یک بوم نقاشی است که در آن از پاک کن خبری نیست. نمی‌توانم گذشته را تغییر دهم، تنها باید خاطرات شیرین را به یاد بسپارم و اشتباهاتم را توشه راه خود سازم. کنگره یعنی سرشار از تکان و سازندگی و یک زندگی نوین. خدا را شاکر هستم که به من راه کنگره را نشان داد و این ظرفیت و نیرو را در من به وجود آورد که بتوانم وارد این مکان مقدس شوم تا آموزش بگیرم و بتوانم به دیگران که مثل خودم هستند، خدمت کنم. شکرگزار خداوند و کسانی که به من راه مستقیم را نشان دادند و حال خوش را به من هدیه کردند، هستم. من از ترس‌هایم عبور کردم و وارد کنگره شدم و تصمیم گرفتم که از ترس و ناامیدی که قدرت زیادی دارند، بگذرم. در همان جلسه اول و صحبت‌های آقا رضا، آن حس و انرژی ناب به من منتقل شد و احساس کردم دوباره زنده شدم. من باید یاد بگیرم که صبور باشم و مشکلات و سختی‌ها را پشت سر بگذارم و همیشه سختی‌ها را به چشم منفی بودن نبینم و باید از سختی‌ها درس بگیرم؛ چون آنها هم گاهی رحمت خداوند بزرگ است و یاد گرفتم که همه آن سختی‌ها را خودم با دست‌های خودم به وجود آوردم. انشاالله بتوانم با فرمانبرداری سفر اول خود را تمام کنم و به حال خوش برسم. از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان بسیار سپاسگزارم و از خداوند برایشان عمر با عزت و سلامتی خواهانم.


عکاس: مسافر امید
تایپیست: مسافر طهمورث
ویرایش: همسفر یوسف
تنظیم و ارسال: مسافر منصور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .