English Version
This Site Is Available In English

عقل و آگاهی سکان‌دار زندگی

عقل و آگاهی سکان‌دار زندگی

در روزهای ابتدایی سفرم؛ وقتی شروع کردم به گوش‌دادنِ سی‌دی‌های کنگره، انگار تازه داشتم با خودم آشنا می‌شدم. تا پیش از این، فکر می‌کردم مدیریت زندگی؛ یعنی کنترل شرایط بیرونی با دیگران، اما با شنیدن آموزه‌ها درباره‌ مفهوم فرماندهی نگاه من، به خودم کاملاً تغییر کرد. فهمیدم که من یک سیستم بسیار پیچیده و شگفت‌آور هستم که باید یاد بگیرم چطور بر شهر وجودی خودم؛ یعنی جسم، افکار و احساساتم، فرماندهی لایق داشته باشم. وقتی به روزهای سخت گذشته‌ام نگاه کردم، فهمیدم چه‌قدر در آن دوران، فرماندهی زندگی‌ را از دست داده بودم؛ حتی کنترل ساده‌ترین بخش‌های وجودم، مثل خواب، تمرکز و حتی آرامش درونی‌ من از دستم خارج شده بود و من، بدون این‌که بدانم، شاهد ویرانی تدریجی زندگی‌ خویش بودم. با گوش‌دادن به سی‌دی‌ها، متوجه شدم که اگر بخواهم دوباره فرمانروای لایق شهر وجودی‌ام باشم، نباید دنبال راه میان‌بر بگردم. آموزه‌ها با مثال هندوانه‌ای که زیر آب فشرده شده است، حقیقتی بزرگ را در دلم نشاند این‌که تظاهرکردن و نقاب‌زدن، مثل نگه‌داشتن هندوانه زیر آب است؛ بالاخره حقیقت درونم بالا می‌زند و خودش را نشان می‌دهد؛ پس چه بهتر که از همان ابتدا با خودم و با مسیر درمان، صادق باشم. آموزه‌های کنگره به من یاد دادند که برای رسیدن به آن جایگاه بلند فرماندهی؛ باید از فرمانبرداری شروع کنم، باید یاد بگیرم چطور از برنامه و نظم، فرمانبرداری کنم تا بتوانم دوباره کنترل سیستم‌های از کار افتاده‌ جسم و روانم را پس بگیرم. در مسیر این سفر، یاد گرفتم که نباید با تصمیم‌های هیجانی و عجولانه، این شهر نیمه‌ویران را دوباره به آشوب بکشم. درست مثل این است که در یک مسیر لغزنده، ناگهانی سرعت بگیری و سقوط کنی. من یاد گرفتم که در سفر اول، نباید تصمیمات سنگین و حساس زندگی را گرفت؛ بلکه باید اجازه داد تا سیستم وجودی‌ ابتدا به تعادل برسد. نوشتن، حالا برای من به یک ضرورت تبدیل شده است نوشتن وادی‌ها، ثبت خاطرات و گزارش تغییرات کوچک، همان کلیدی است که به من کمک می‌کند تا آگاهی‌ خود را به دانایی مؤثر تبدیل کنم. دانایی‌ که فقط در حرف نیست، بلکه در عمل و در تغییر رفتارهایم خودش را نشان می‌دهد. حالا من مهدیه، به عنوان یک همسفر، به این باور رسیده‌ام که لازم نیست حتماً به آخر خط برسم تا بفهمم چقدر در فرماندهی زندگی‌ ناتوان بوده‌ام. همین حالا و در هر مرحله‌ای که هستم، اگر جلوی ضرر را بگیرم؛ یعنی در مسیر درست هستم. من می‌دانم که فرماندهی نهایی، بر پایه‌ رسیدن به آگاهی و اندیشه‌ بیدار حاصل می‌شود. من عهد می‌بندم که با صبر، با دوری از تظاهر و با فرمانبرداری از این آموزه‌های ارزشمند، دوباره شهر وجودی‌ خود را آباد کنم و اجازه دهم عقل و آگاهی، سکان‌دار زندگی‌ من باشند. این مسیر، برای من دیگر فقط یک درمان نیست؛ بلکه راهی برای بازگشت به حقیقت خودم است.

نویسنده: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر مکیه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) دبیر سایت
  ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .