English Version
This Site Is Available In English

کنگره60 به افراد معنا می‌دهد

کنگره60 به افراد معنا می‌دهد

گاهی پاسخ یک پرسش، تنها یک پاسخ نیست، حاصل سال‌ها تجربه، خدمت و اندیشه است، گفتگو با کسانی که سال‌ها در مسیر کنگره۶۰ زیسته‌اند، فرصتی است تا آموزش‌ها را نه‌ فقط از زبان کتاب‌ها، بلکه از دریچه تجربه بشنویم؛ در این گفتگو افتخار همراهی با دیده‌بان کنگره۶۰ مسافر رضا را داشته‌ایم؛ گفتگویی درباره حرمت‌های کنگره، نگاه به آموزش، جایگاه همسفران و آنچه در گذر سال‌ها خدمت، عمیق‌تر و روشن‌تر شده است، شما را به مطالعه این گفتگو دعوت می‌کنیم.

مسافر رضا با تخریب آنتی‌ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۷ ماه و ۲۰ روز به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی مسافر مجید سفر کردند. در حال حاضر به مدت 25 سال و‌ چند ماه است که آزاد و رها هستند.

لطفاٌ احساس خود را از این‌که در کنار آقای مهندس هستید برای ما بیان نمایید؟

در کنار ایشان همیشه احساس استاد و شاگردی است. انسان همیشه گوش به حرف معلمش است. گوش به حرف است که یک‌زمانی چنین صحبتی می‌شود، بتواند آن آموزش را سرلوحه زندگی‌اش قرار دهد و از آموزش‌‌ها استفاده کند، احساسی که هست این است که سعی کنم این آموزش‌ها را در زندگی‌ اجرا کنم، از آن استفاده و کاربردی کنم و در زندگی‌‌ام جاری باشد.

یک نمایندگی موفق از دیدگاه شما چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

نمایندگی موفق است که آن استاندارها در پروتکل‌هایی که وجود دارد ازلحاظ برنامه دادن، داروی درمانی دادن و این‌جور چیزها اجرا شود؛ استاندارد‌هایی که در سطح آموزشی هست رعایت شود. از همه مهم‌تر حفظ ادب، احترام، حرمت‌ها بین مسافر و همسفر، بین مرزبان‌ها، بین ایجنت‌ها، بین خدمتگزارهایی که در کنگره هستند، زیرا اگر این استانداردها در کنگره رعایت شود، موفقیت و بازدهی‌اش بیشتر است؛ کما این که خیلی وقت‌ها این نوسان‌ها باعث می‌شود که انسان مسیر را پیدا کند، نمی‌توانیم بگوییم یک مسیری که طی می‌شود، همیشه صعودی باشد، مثل ولتاژ برق است؛ فرازوفرود دارد و این‌ها باعث پیشرفت ماست، باعث این می‌شود که نقاط ضعف خودمان را پیدا کنیم که در کنگره و در جمع چه ازلحاظ فردی و چه ازلحاظ جمعی بتوانیم چه طور قدم برداریم و بتوانیم زندگی‌مان را بسازیم.

شما چگونه بین کار، کنگره و خانواده تعادل برقرار کرده‌اید؟

اصلاٌ فکر نمی‌کنم این‌طور باشد که ما بتوانیم این تعادل را برقرار کنیم؛ گاهی یک کاری را که بخواهیم انجام دهیم، آن تعادل خودش به وجود می‌آید؛ مثلا؛ کار، یک کاری پیش می‌آید که موقعیت و ساعت شغلی آن کار بر اساس خواست قلبی‌ات برای تو محیا می‌شود. خیلی‌ها هستند که امتحان می‌شوند؛ به خاطر این‌که در آن موقعیتی که قرار می‌گیرند، خواست آن‌طرف تعیین‌کننده است که آن شرایط برایشان به وجود بیاید یا نیاید؛ من خیلی چیزها را در دلم می‌خواهم، اما هیچ سعی و تلاشی بابت آن نمی‌کنم، موقعیت آن هم هیچ‌وقت پیش نمی‌آید. بابت موقعیت ساختن و آن چارچوبی که شما فرمودید؛ از لحاظ خانواده و ... فکر می‌کنم در کنار آموزش‌ها باشم، خودبه‌خود مفید خواهم بود، زمانی یک فرد شاید در روز ۸ ساعت در خانه باشد، ۸ ساعتی که در خانه خواب باشد یا ۸ ساعت غیرمفیدی که با باغچه سروکله بزند، اگر ۱ یا ۲ ساعت در شبانه‌روز در خانه باشد؛ فکر می‌کنم آن مفید بودن حضور فیزیکی‌ ما برای خانواده‌هایمان خیلی مفیدتر باشد تا ۸ یا ۱۰ ساعت غیرمفیدی که تازه، دعوایشان هم می‌شود.

اگر امروز همه نقش‌ها، عنوان‌ها و ساختارها حذف شوند، آیا کنگره۶۰ درو‌ن شما همچنان باقی می‌ماند؟ آن چیزی که باقی می‌ماند چیست؟

کنگره۶۰ بر اساس اتفاقاتی که می‌افتد به افراد معنا می‌دهد، معنا و مفاهیم را در افراد به وجود می‌آورد، زیرا آن مفهوم‌هایی که برای شما چه مسافر چه همسفر وجود دارد و آن معنایی که در زندگی پیدا می‌کنند هدف زندگی‌شان می‌شود؛ بنابراین نمی‌توانیم بگوییم تا زمانی که کنگره باشد، این معنا در من وجود دارد، اگر نباشد، هیچ فایده‌ای ندارد وگرنه همه این کارهایی که کنگره انجام می‌دهد؛ اگر این تفکر در آن نباشد به نظر من یک جای کار ایراد دارد، زیرا اولین چیزی که کنگره می‌گوید: این است که «با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد.» ما داریم تفکر می‌کنیم و معنا به وجود می‌آوریم که ساختارهایمان تغییر کند، نحوه نگرش ما، نحوه فردیت ما نسبت به اتفاقات، موضوع‌ها و حرکت‌هایی که در زندگی ما اتفاق می‌افتد؛ تغییر کند که چه برداشت و چه نگرشی داریم، چگونه به موضوع نگاه کنیم، این معانی وقتی تغییر کند، جزء ذات‌ ما می‌شود، آن موقع است که ذات ما تغییر می‌کند و می‌توانیم بگوییم که آن موضوعاتی که بیرون از اینجا، قبلاٌ اذیتمان می‌کردند، الان چرا اذیتمان نمی‌کنند؛ اگر ما امروز راجع به آرامش، همکاری و همدلی صحبت می‌کنیم؛ به خاطر چیست؟ به خاطر این است که این مفاهیم در درون ما تغییر و تبدیل پیدا کرده است، این تبدیل شدنش باعث تغییرات در ما شده که دیگران از دست ما در آرامش‌ هستند و ما از دست دیگران در آرامش هستیم.

نظرتان را در مورد نمایندگی اروند برای ما بفرمایید؟

من همیشه حس خیلی خوبی نسبت به شعبه اروند دارم، هم بچه‌های خون گرمی دارد و همه واقعا دارند تلاش می‌کنند؛ که به بهترین نحو کاری که از دستشان برمی‌آید را انجام دهند، نحوه همکاری، این‌که ما چگونه داریم باهم صحبت می‌کنیم؛ بالاخره هیچ جایی کامل نیست، همه‌جا نقاط ضعف و قوت خودش را هم دارد، اما اینکه؛ چگونه ما با این نقاط ضعف برخورد می‌کنیم، نگرش من، همین سال قبلی‌تان که فرمودید؛ این معنایی که من نسبت به خودم و نسبت به آن مشکل دارم، آن مشکل باعث این نیست که من را بخواهد ضعیف نشان دهد یا بگویم وای با این موضوع باید چه کار کنم؛ این مشکلات به وجود می‌آید که من درون این مشکلات خودم را کامل کنم؛ چه با همسرم، چه با فرزندم، چه با همکارم. در اروند و هر جای دیگر که این اتفاقات می‌افتد همین است؛ اولین چیزی که آقای مهندس دژاکام صحبت آن را می‌کنند همین است؛ در سال ۸۲، ۸۳ بود که کنگره را بستند، آن نغمت را تبدیل به نعمت کردند، باعث شد که بیایند ازلحاظ مالی، (آن چیزی که باعث شد کنگره به خودش بیاید، الان آکادمی را بعد از ۲۴، ۲۵ سال تحویل گرفته‌اند، اگر ما همان تفکر را داشتیم چه اتفاقی می‌افتاد؟! اما؛ آن موقع یک کاری را انجام داده‌اند که با یک تفکر درست تبدیل به یک نعمتی شد که الان ما محتاج جایی نیستیم) این‌ها تغییر نگرش است، ما اینجا یاد می‌گیریم که با اتفاقات و معضلاتی که پیش می‌آید، نحوه نگرش و تفکرمان  چگونه است؛ من خودم را ببینم. این‌که من فکر می‌کنم این کار درست است، یک حرف است؛ این‌که آن مشکل به وجود می‌آید، من چه‌کاری را انجام دهم یک حرف دیگر اس

لطفاٌ نظر خود را کوتاه در خصوص این کلمات بیان کنید؟

خانواده: بعدی
همسفر: بعدی
آقای مهندس دژاکام: بعدی
سی‌دی هفته: بعدی
کنگره 60: بعدی
من که می‌گویم: بعدی، به خاطر این است که یک سری چیزها جواب کامل ندارد؛ من الان بخواهم راجع به خانواده صحبت کنم، راجع به خانواده خودم صحبت می‌کنم، بعد راجع به آقای مهندس صحبت کنم، راجع به برداشت خودم از آقای مهندس صحبت می‌کنم، به نظر من هر کسی باید این مفاهیم را در دلش پیدا کند، نه این‌که من دیکته کنم یا چیزی را بکارم؛ شاید تعبیر آن چیزی که در درونم است را نتوانم با کلماتی که بیان می‌کنم در دل مخاطب ایجاد کنم، به خاطر همین من ترجیح می‌دهم یکسری مسائل را انسان‌ها، خودشان پیدا کنند، مثلاٌ من می‌گویم: کنگره به من خیلی حال می‌دهد، شاید برای یک نفر دیگر حال خوبی را به وجود نیاورد یا حالش بد شود؛ اما اتفاقی که می‌افتد حال خوب است یا حال بد؛ باید معنی و تجربه شود؛ هر کسی باید این احساس را داشته باشد، این تغییر، دگرگونی و تبدیل باید برای افراد به وجود بیاید. راجع به سی‌دی‌هایی که شما می‌فرمایید: به نظر من این‌طور است که انسان‌ها یک درونی دارند و یک نقطه‌ای در وجودشان هست و این نقطه به‌وسیله سی‌دی‌ها تقویت می‌شود. انسان‌ها ذاتاٌ دنبال زیبایی هستند، دنبال این هستند که خوب باشند، به خاطر همین است که همه ما قشنگ صحبت می‌کنیم، ایده‌های خوبی داریم، شاید در اجرا نتوانیم، اجرا کنیم؛ اما گوهری در درون همه انسان‌ها است که خودشان نمی‌دانند چیست؟ این سی‌دی‌ها باعث می‌شود که ما متوجه شویم آن چیزی که فکر می‌کنیم هستیم؛ نیستیم! شاید یک‌ چیز باارزش‌تری، در درون ما نهفته است که باید بگردیم و آن را پیدا کنیم، رشدش دهیم و شکوفایش کنیم؛ مفاهیم و معانی که تغییر کرد باانرژی که کلمات دارند به وجود آمد، ما می‌گوییم: «با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد.» شما الان همین حرف را بروید بیرون از اینجا بزنید، بگویید: با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد، می‌گویند: دارید چرت‌وپرت می‌گویید، هیچ برداشتی ندارند. به کسی که روز اول می‌آید اینجا بگویید مثلاٌ «هیچ مخلوقی جهت بیهودگی پا به هستی نمی‌گذارد»، می‌گوید: یعنی چه؟ اما الان شما‌ هرکدام از این صحبت‌ها، کلمات، وادی‌ها که مطرح می‌شود را یک چنین حسی دارید؟ دنبال آن‌یک معنا و مفهومی وجود دارد، تغییراتی درون آن هست، یک حقیقتی در کلمات وجود دارد که در آنی که آن گوهر به وجود می‌آید، شکوفاتر می‌شود؛ خودش و جایگاهش را پیدا می‌کند، جایگاهش را پیدا می‌کند و سر جایش می‌نشیند.

چه عاملی در کنگره۶۰ بیش از هر چیز شما را به ماندن و خدمت ترغیب می‌کند؟

نمی‌دانم چه بگویم، زیرا بعضی چیزها دست خود انسان نیست، یک دفعه در مسیری افتاده و قرار گرفته‌ای، نمی‌دانی لذت برده‌ای یا خودت دوست داشته‌ای یا دوست داشته‌اند که تو باشی.

کلام آخر:

من برای همه همسرانمان در نمایندگی آبادان و ماهشهر آرزوی موفقیت می‌کنم، زیرا واقعاٌ زحمت می‌کشند و کنار مسافرهایشان هستند، من کلاً اعتقاد دارم کار همسفران خیلی سخت‌تر از مسافرها است، زیرا مسافر می‌داند باید با چه چیزی سروکله بزند، موادی را کم کند، یک پله‌ای، یک پروتکلی را اجرا کند و تمام می‌شود، حالا یا موفق می‌شود یا نمی‌شود، اصلاٌ مهم نیست؛ اما در قسمت همسفرها ما این را نداریم و اصلاٌ به این شکل نیست، یکی می‌آید حال مسافرش خیلی خراب است، همسفرش خیلی داغان‌تر، زمانی که می‌آیند اینجا و خیلی وقت‌ها با یک باورهای دیگر می‌آیند، زمانی که می‌آیند اینجا، می‌خواهند صفحه را پاک و سفیدش کنند، به آن‌ها بگویید: نقاشی خودت را بکش، خیلی کار می‌برد، برای همین واقعاٌ من همیشه به تمام همسرانمان احترام می‌گذارم و برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم و  سعی می‌کنم تا آنجایی که از دستم برمی‌آید کمک‌ حالشان باشم.

از این‌که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، صمیمانه سپاسگزاریم.

طراح سوالات و مصاحبه‌کننده: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون‌ دهم)
عکاس: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون‌ یازدهم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون‌ یازدهم) نگهبان‌ سایت
همسفران نمایندگی اروند آبادان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .